امروز وقتی سری به ایمیلم زدم چشمم به ایمیلی با عنوان یک دوست برخورد با کننجکاوی ایمیل را باز کردم . نامه ای از یک هموطن بهائی بود. نامه ای سراسر درد و اندوه . دیگر برایم اهمیت ندارد تویی که این متن را می خوانی چه اعتقادی داری دیدگاه سیاسیت چیست؟ به کدام گروه دسته و ایدوئولوژی تعلق خاطر داری؟ نه دیگر هیچکدام برایم اهمیت ندارد فقط می خواهم متن نامه این هموطن و هموطنان دیگرم که بزرگترین گناهشان پیروی از مسلک و عقیده ایست متفاوت با آنچه دیگران می اندیشند را بخوانی.. شاید چشمهامان شاید گوشهامان و شاید ذهن خسته وبی تفاوت من تو وبسیاری دیگر باز شده گونه ای دیگر بیندیشیم . آری گونه ای بهتر و انسانی تر. حکومت سراسر ظلم جمهوری اسلامی پیرو سیاست های کثیف گذشته اش این بار فرصت را توسط جیره خواران حقیرش فراهم کرده که بار دیگر هموطنان عزیز و شریف بهائی مان را مورد آزار و اذیت قرار دهد. باشد که با خواندن نامه این هموطن بهائی یادمان بیاید مولایمان علی در مورددر آوردن خلخال از پای پیرزنی یهودی چه گفت؟ و باز هم یادمان باشد برای همیشه که ظلم هرگز پایدار نخواهد ماند.
محمد رضا شکوهی فرد
متن نامه
چه
كسي جوابگوو
چه كسي فرياد
رس است ؟؟
با
سلام وعرض ادب
خدمت شما هم
وطن و هم زبان
محترم
عاجزانه در
خواست دارم
اين ايميل را
تا پايان
مطالعه فر
موده وآنرا بي
پاسخ نگذاريد
این
یادداشت رابه
عنوان یک
ایرانی بهائی
با احترام
ومحبت وعشق از
صمیم دل و با
کمال صداقت به
شما مینویسم
به شما که وطن
مشترک،تاریخ
مشترک،محیط
وآب و خاک
مشترکی ما را
به یکدیگر پیوند
داده است اميد
قلبي من اين
است كه اين
چند دست نوشته
بتواندآغاز راهي
باشد براي رفع
سوتفاهمات
البته از آن جهت
كه مي دانم
وقت شما بسيار
كم وحرف براي
نوشتن بسيار
زياد است من
بي مقدمه وارد
اصل مطلب مي
شوم
پس از
جريان انفجار
شيراز وشهادت
جمعي از هم وطنان
شيرازي بر اثر
اين انفجار بسيار
مشكوك ، بي
هيچ دليل
ومدركي
قانوني
برخورد بسيار
تندي عليه
جامعه بهائي
اغاز شده
وهنوز نيز در
جريان است.
دستگيريها
وزندان كردن
نفوس بهائي
موضوع تازه اي
نيست واز
ابتداي
انقلاب
اسلامي تا به
امروز ادامه
داشته است ودر
همه اين باز
داشتها فقط
اتهام مطرح
بوده وحتي يك
بار نيز سند
ومدركي ارائه
نشده از باز
داشت واعدام
هاي سالهاي
اول انقلاب
يك موضع مشترك
بوده وان نيز
تهمت كاملا بي
اساس جاسوسي بوده
است.
۱-آتش
زدن وتخریب
منازل ومحل
کسب، قبرستان
ها وجلو گیری
از دفن اموات
در تعداد
زیادی از نقاط
ایران از
جمله:
وادقان،جوشقان،
جاسب،ده بید،
آباده،نوک
بیرجند،بشرویه
،
منشاد،رستاق،
شهسوار،بهنمیر
، عربخیل،
بابلسر،سیسان
وده ها نقاط
دیگر
۲-عده
زیادی از
بهائیان را به
اتهامات واهی
نادرست
زندانی
واعدام
نمودند.
۳-
جوانان بهائی
را به دانشگاه
ها راه نمی
دهند.
۴-هزاران
نفرازکارمندان
بهائی را
اخراج نمودند
و حقوق
بازنشستکی
باز نشستکان
بهائی را به
بهانه آنکه
بهائی از بیت
المال نباید
وجهی دریافت
نماید قطع
کردند در حالیکه
حقوق
بازنشستگی
بیت المال
نیست بلکه وجهی
است که خود
کارمند در
دوران خدمت
پرداخته است.
۵-اماکن
متبرکه
وتاریخی
بهائی و کلیه
املاک
ومؤسسات
مربوط به
جامعه بهائی
را از قبیل
مراکز اداری،
بیمارستان
وخانه های
سالمندان
وبینوایان
وحتی گورستان
ها را تصرف
کردند( والبته
در این اماکن
غصبی نماز
گزاردند)
- در
نوک بیرجند زن
وشوهر بهائی
را به صندلی
بسته و آتش
زدند.
-
روزنامه
کیهان در
تاریخ ۵۹/۶/۱۸
می نویسد:
"
به حکم دادگاه
انقلاب اسلا
می یزد۷ مرد
بهائی به جرم
جاسوسی
وخیانت به ملت
مسلمان ایران
به مرگ محکوم
وسحر گاه روز
هفدهم شهریور در یزد
تیر باران
شدند..."
ولی
متاسفانه کسی
نبود که بپرسد
که آخر این هفت
جاسوس در شهر
کویری یزد چه
می کردند. واسناد
جاسوسي كجاست
؟
۹-
اعضای محافل
ملی ایران
ومحفل روحانی
طهران را که
افراد امین
جامعه بودند
بدون محاکمه
به قتل
رساندند.
۱۰-پروفسور
منوچهر حکیم
استاد
دانشگاه را که
هزاران طبیب
برای ایران
تربیت کرد وبه
تصدیق دوست
ودشمن مظهر اخلاق
وانسانیت بود
ودکتر مسیح
فرهنگی را که
خاطره خدمات
پزشکی او هنوز
در ذهن
گیلانیان زنده
است ودکتر
فرامرز
سمندری استاد
دانشگاه تبریز
را که شهري
شیفته اخلاق
وانسانیت او
بود به دلیل
بهائی
بودن،به قتل
رساندند.
البته مهم
اين است در
مورد همه این
افرا د از
دختر ۱۵ ساله
گرفته تا پیر
مرد ۸۵ساله
اتهام جاسوسی مشترک
بوده و جالبتر
اينكه اگر يك
بهائي زنداني
از ديانت خود
دست بر ميداشت
اتهام جاسوس بودن
از او برداشته
اعدام نمي شد .
حتي در
قبال اين
اعدام ها هيچ
سندي به جامعه
بين المللي
ارائه
نگرديده است،
بالاخره پس
ازچند سال
وبعد
ازاينكه كمي
از ابر سياه
سوتفاهمات بر
طرف گرديد از
تعداد باز
داشتها كاسته
شد ولي هرگز
متوقف نگرديد
اما در اين
چند هفته اخير
ناگهان سياست
تغيير كرده به
بهانه اي ديگر
به دستگيري
تعدادي از
بهائيان
اقدام شده است
اگر براي اين
دستگيريها
سند ومدركي در
دست است چرا
ارائه نمي
دهند ؟
قبل از
انقلاب
بهائيان به بي
بند وباري
واسلام ستيزي
متهم مي شدند
وپس از انقلاب
به جاسوسي و....هم
اكنون نيز به
بمب گذاري
براستي كدام
تهمت است كه
به بهائيان
وارد نشده
وكدام سند در
مقابل اين
تهمتها ارائه
شده است ؟
آيا اين
حق من بهائي
ايراني نيست
كه بدانم دليل
اين حركات
چيست ؟اگر
مدرك ودليلي
است آيا نبايد
ارائه گردد تا
من وديگر
ايرانيان
بدانند دليل
اين بي عدالتي
هاچيست ؟
براستي
اگر به بهانه اي
وبدون مدرك
قانوني دويست
نفر
ازبهائيان اعدام
شدند ،پرسش
اينجاست انان
كه خون دويست
نفر ازبهائيان
به نا حق
ريختند آيا در
عالم بعد در قبال
اين خونها
نبايد پاسخگو
باشند ؟
اگرمسئولين
محترم اين مرز
وبوم ادعاي
دفاع از
مظلومان را
دارند نبايد دفاعي
قانوني از
مظلوميت بيش
از دويست نفر
از بهائيان
اعدام شده
ونيز مظلوميت
خانواده هاي
ايشان را به
عهده بگيرند
؟وبه گونه اي
مانع تكرار
اين بي عدالتي
ها در يك كشور
اسلامي بشوند .
در
كجاي تاريخ
مملواز رحمت
ديانت مقدس
اسلام اين
نمونه ظلم
وبي عدالتي
وازهمه بدتر
بي توجهي
مسئولين نسبت
به اين بي
عدالتي ها
سابقه داشته
است ؟
جاي
تاسف است در
كشوري كه
ادعاي حكومت
حضرت علي (ع)را
دارد جامعه
بهائي ايران
بي هيچ سند
ومدركي بيشترين
ظلم وبي
عدالتي را
تحمل كرده ومي
كند وجالبتر
اينكه جامعه
بهائي به جاي
مقابله تنها
به تظلم روي
اورده ومي
اورد ولي هيچ
مسئولي پاسخي
نمي دهد ودر
اين نامه
نگاري ها
كاملا بي
تفاوت پاسخ
ميدهند: اين
موضوع به ما
ارتباطي
ندارد !!! ومراجعي
كه ارتباط
مستقيم با اين
موضوع دارند
كوچكترين
پاسخ
واعتنائي نمي
كنند براستي در
اين كشور چه
كسي فرياد رس
است ؟
براي من
جالب است كه
از ابتداي
انقلاب تا به
حال(بدون اشاره
به دفاع هر
ساله اكثر دول
عالم ونيز مجامع
وسازمان هاي
حقوق بشر از
بهائيان ) فقط
به اين بهانه
كه امريكا از
بهائيان
دفاع مي كند بيش
از دويست نفر
بهائي را به
اعدام محكوم
كردند .
تهمت
زدن كار ساده
اي است مهم
اثبات اتهام
است هر چند
روزي به منزل
بهائيان هجوم
مي برند كليه
كتب وبرگه ها
وحتي رايانه
را باخود مي
برند پس چه شد
كه بعد از
نزديك سي سال
هيچ مدرك وسند
به دست نيامد
،ايا وقت ان
نشده رفتاري
اسلامي داشته
باشند ؟
ايا
نبايد در عالم
بعد پاسخ اين
همه خون بي گناه
را بدهند ؟چرا
از عالم بعد
هراسي ندارند
و به جاي نفرت
وتهمت زدن راه
گفتمان را
انتخاب نمي
كنند ؟
چرا
پاسخ ارسالي
جامعه بهائي
به اين
اتهامات را
هيچ روزنامه
اي چاپ نمي
كند ؟اگر لازم
بود بفر مائيد
تا پاسخ كامل
ارسال كنم
شخص من
از تحصيل
وكاردلخواه
در كشورم محروم
شده ام به باز
داشت اطلاعات
ودوران سخت زندان
محكوم شده ام
شاهد مصادره
اموال واعدام
عزيزانم
بوده ام با
چشم خود شاهد
تخريب گلستانهاي
(محل
خاكسپاري
بهائيان )اكثر
شهرهاي كشورم
بوده ام ولي
فقط مسئولين
اين جمله را
گفته اند كه :بهائيان
مظلوم نمائي
ميكنند!!!! اگر
اين وسعت بي
عدالتي مظلوم
نمائي است پس
سياهي ظلم
كدام است ؟
یکشنبه
مورخ7/11/1386 ساعت 9
شب زنگ در
خانه ی آقای
بهرامی از
بهائیان
آباده توسط دو نفر
زده می شود.
بعد
از2،3 دقیقه آن
افراد در را
با لگد می کوبند
اما چون پشت
در بسته شده
بوده، ایشان
موفق نمی شوند
که به داخل
خانه بیایند.
ناگهان دو
دختر چند نفر
را که صورتشان
را با چفیه
پوشانده
بودند روی پشت
بام می بینند
و اعتراض می کنند
که در جواب
اعتراض چفیه
پوشان می
گویند:" برید
تو! خفه شین!"
دخترها
ناگهان می بینند
که دیوار
بسیار بلند
خانه فرو می
ریزد و لودری
در حال تخریب
آن است.
همزمان10، 15 نفر
با اسلحه وارد
منزل می شوند.
دخترها که
وحشت زده شده
بودند، فریاد
زنان و گریان
به سمت در
خروجی خانه
فرار می کنند..
ماموران
مسلح حدود
ساعت 9:45، بعد از
تخریب دیوار
خانه و بازرسی
خانه و گشتن
تمامی کمدهای
خانه، سریع
محل را ترک می
کنند
فردای
این اتفاق،
نامه ای در
منزل آقای
بهرامی
انداخته می
شود که مضمون
آن چنین است:
بهرامی
بهایی،
عاشقان امام
حسین،
میخواهند وجود
تو را از
آباده پاک
کنند، تا دو
هفته برای
تخلیه ی منزل
فرصت داری در
غیر این صورت
خانه ات با
خاک یکسان
خواهد شد،
خبر
ديگر اينكه
:ويلاشهر
شهركی است
كوچك در 30 كيلومتری
غرب اصفهان و
در كنار شهر
قديمی نجف آباد.
در منطقه ی
ويلاشهر و نجف
آباد در حدود 300
خانواده ی
بهائی زندگی
می كنند. بعد
از انقلاب اسلامی،
از طرف ارگان
های دولتی،
زمينی كه
بهائيان
منطقه ساليان
دراز اموات
خود را در
آنجا دفن میكردند
و متعلّق به
جامعه ی
بهائیبود،
به زور غصب شد
و قبرها را
خراب كردند و
اجساد را با
لدر از زير
خاك درآورده و
به نقطه ی نامعلومی
بردند. جامعه
ی بهائی برای
ساليان دراز
مجبور گرديد
كه اموات خود
را در مكانی
بسيار دورتر
به خاك بسپارد.
در حدود 14 سال
پيش در نتيجه
ی درخواست های
زياد از طرف
اين جامعه، از
طرف دولت
زمينی به جامعه
ی بهائی اين
منطقه واگذار
گرديد و تا
سال 1386 بيشتر از
100 نفر در اين
مكان به خاك
سپرده شده بودند،
اما مجدّداً
در سال 1386 اين
مكان، شبانه و
بوسيله ی
مأموران
دولتی و با
ماشين های
سنگين به كلّی
تخريب گرديد.
(فيلم های
مستند تخريب
اين مكان
موجود است) به
هر حال، از
طرف اداره ی اطّلاعات
به جامعه ی
بهائی شفاهاً –
و نه كتباً كه
سندی از خود
بر جای گذارند
- گفته شد كه
ديگر حق ندارد
در اين مكان
كسی را به خاك
بسپارد و عجيب
تر اينكه
زمينی هم معين
نگرديد تا
بهائيان منطقه
اموات خود را
در آنجا به
خاك بسپارند.
به ناچار در
دو سه ماه
گذشته كسانی
كه وفات نموده
اند در همين
مكان دفن
گرديدند. بعد
از همه ی اين
"عدالت
پروری" ها كه
در يكی دو سال
گذشته شدّت هم
يافته است،
در روز
شنبه 4 خرداد
ماه 1387 دو نفر از
مسئولين جامعه
ی بهائی
ويلاشهر به
نام هایهوشمند
طالبی و مهران
زينی به همراه
يكی ديگر از
اعضای اين
جامعه با نام
فرهاد
فردوسيان به جرم
به خاك سپردن
اموات در
مكانی كه 15 سال
است به خاك
سپرده می
شدند، توسّط
پليس
اطّلاعات
بازداشت شده و
بدون محاكمه
در دادگاه به
زندان شهر
اصفهان منتقل
گرديده و
وضعيت شان هم
اكنون
نامعلوم است.
در عوض
رسانه هاي
ايران راحت
وازادند تا هر
تهمتي را به
جامعه بهائي
بزنند
وبنويسند كه
بهائيان دست
نشانده
انگليس
وجاسوس اسرائيل
هستند و.....ودر
مقابل
سايتهاي
بهائي كه به اين
تهمت ها پاسخ
مي دهند به
سرعت فيلتر
مي شوند تا
رسانه ها راحت
بتوانند در
دادگاه يك
جانبه خويش
پيروزي خود را
جشن بگيرند !!!!
براستي ايا
اين مطالب
اخبار ايران
نيستند كه
اكثر ايرانيان
از ان بي
خبرند ؟
در
پايان لازم
است ذكر شود
جامعه ی
بهائيان ايران
بزرگترين
اقليّت دينی
در ايران است
امّا هيچگاه
از حقوق مدنی
و شهروندی
رسمی برخوردار
نبوده است. و
علی رغم اينكه
بهائيان
ابداً در
درگيری ها و
مسائل سياسی
داخل نشده و
نهايت احترام
را هم نه تنها
به مقدّسات
اسلامی بلكه
نسبت به ساير
اديان دارند،
اما بعد از
انقلاب
اسلامی بيش از
200 نفر از اعضای
اين جامعه فقط
به خاطر
اعتقادشان
تيرباران و
حلق اويز
گشتند؛
بسياری
ساليان دراز در
زندان ها به
سر برده و می
برند؛ هيچ
كدام از
جوانانش حق
ورود به
دانشگاه و
داشتن
تحصيلات عالی
را ندارند؛
اطقال،
جوانان و نوجوانانش
در مدارس با
تحقير و آزار
و بعضاً ضرب و
شتم روبرو
هستند؛ همه ی
اعضايش از حق
استخدام در
مشاغل دولتی و
يا داشتن بعضی
مشاغل آزاد
ممنوع هستند؛
تمامی اماكن
مقدّسه شان
ظالمانه
تخريب و زمين
هايش به زور
غصب گرديد؛
اموال و
دارائی های بی
شماری از اين
جامعه و اعضايش
به حكم شرع،
غارت شد و ... آری
با وجود همه ی اين
ستم ها و
مظالمی كه
بعضاً در هيچ
كجای اين كره
خاكی نمونه
ندارد، اما
جامعه ی بهائيان
ايران در درجه
ی اوّل يك
هدف و يك
آرمان متعالی
دارد و تا پای
جان در راهش ايستاده
است و آن
اينكه با تمام
توان و نيرو
مصمّم است كه
برای احيای
ايران، بدون
تمايلات سياسی،
در كنار ديگر
هم وطنان عزيز
روشن ضمير، آنچه
را كه می
تواند انجام
دهد تا ايران
، زنده شود؛
تا ايران ،
آباد گردد؛ تا
ايران روشن
شود و عميقاً
به اين مطلب
اعتقاد دارد كه
"نشر افكار
عاليه، قوّه ی
محرّكه در
شريان امكان،
بلكه جان ِ
جهان است"
متاسفانه
مسئولين نظام
اسلامي ايران
نسبت به جامعه
بهائي با
سوتفاهم
واحتياط نظر
داشته وهر گز
حاضر نشده است
به طور رو در
رو و به عنوان
شهروند به
صحبت دوستانه
وتبادل نظر
بپردازد بلكه
هميشه اين
ارتباط را به
عنوان حاكم
ومحكوم مي
بينند آيا
زمان اين سو
تفاهمات
ونفرتها
پايان نيافته
است ؟
براستي
چرا
دولتمردان
ايران به جاي
تهمت زدن بي
مدرك ، حاضر
نمي شوند از
اين پتانسيل
موجود در جامعه
بهائي در راه
آباداني وعزت
كشور عزيز مان
ايران
استفاده
ببرند؟
با توجه
به اينكه
دوباره اين بي
عدالتي ها در سراسر
ايران عزيز
آغاز شده بيم
آن دارم كه
باز مانند
سالهاي قبل
خون ناحقي
ريخته شده
وظلم ديگري
صورت گيرد .
قبل از
اينكه بار
مسئوليت عالم
بعد افزون
گردد ،
عاجزانه در
خواست دارم اگر امكان
دارد شما
در مورد اين
بي عدالتي ها
تحقيقي كامل
بفر مائيد
واسناد
ومدارك
مربوطه را
مطالعه بفر مائيد
(تا
نشاني باشد از
رافت اسلامي
وحقيقت جوئي
بزرگواري
چون شما)همانگونه
كه نوشتم تهمت
بسيار است مهم
سند ومدرك
قانوني اين
اتهام است وحتي اگر
لازم بود من
با كمال ميل
وافتخار خدمت
مي رسم واسناد
ومدارك اين بي
عدالتي ها را ارائه
ميدهم فقط
كافي است به
ايميل من dostiranii@gmail.com امر خودتان
را ارسال بفر
مائيد
http://jooyya.blogfa.com
در ضمن اگر
روي سوالات
ابي رنگ زير
كليك نمائيد
پس از چند
لحظه صفحه
پاسخ باز
خواهد شد
آيا
بهائيان با
اسرائيل
ارتباط دارند
؟
نظر
بهائیان نسبت
به ایران چيست
؟
آيا
بهائيان دست
نشانده
انگليس
وآمريكا هستند
؟
آيا
بهائيان
جاسوس هستند ؟
گوشه
اي از صدمات
وارده بر
جامعه
بهائيان ايران