تبليغاتX
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو

مدیر وبلاگ: محمدرضا شکوهی فرد







موضوعات

لینک ها
امضاء برای نجات فرزاد کمانگر
دانلود کتاب گروگانگیری و جانشینان انقلاب
دانلود کتاب نامه ها از بنی صدر به خمینی، رجایی،رفسنجانی و دیگران
دانلود کتاب یادهای زندان؛ خاطرات زندانیان دهه شصت
فاجعه سینما رکس آبادان
دانلود کتاب پاسخ به تاریخ- نوشته محمدرضا شاه پهلوی
دانلود کتاب خاطرات آیت الله منتظری
دانلود کتاب یکرنگی، اثر شاپور بختیار
دانلود کتاب اسناد دادگاه میکونوس
فایل صوتی سخنرانی 13 رجب 1376 آیت الله منتظری درباره ولایت فقیه
دكتر علي رضا نوري زاده
سایت العربیه فارسی
خبرنامه اميركبير
روزآنلاین
مسعود بهنود
امير فرشاد ابراهيمي
طنين دانشجو
(nature) هفته نامه علمي بين المللي
روزنامه گاردين
The Independent روزنامه اينديپندنت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 

لینکدونی
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا نوری زاده
فیلتر شکن عالی
VOA
احمد باطبی
خبر نامه امیر کبیر
مسیح علی نژاد
پیک نت
امیر فرشاد ابراهیمی
مسعود بهنود
گویا نیوز


آخرین سفر مجنون گرمسار به دیار

 عموسام

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سیدالارتجاع علی خامنه ای امروز تهران را به مقصد نیویورک ترک کرد. نمودنم شما چه فکری می کنید ولی به نظر من امسال نه تنها سال آخر سفرهای او بلکه سال آخر سفرهای همه مسئولان شیطان صفت وجنایتکار جمهوری اسلامی است. شاید خیلی از شما این جمله من رو به حساب ناآگاهی و ناپختگی سیاسی بنده حقیر سراپا تقصیر بگذارید اما به نظر همین دوست ناآگاه تمامی نشانه های نظری و عملی حکایت از روزهای سخت و خونباری می کند که بی شک هزینه منطقی بی عملی سیاسی ملت ایران در سست عنصری نسبت به سرنوشت کشور است. بر من مدغن و روشن شده بیش از پیش هم آشکار شده که ایران ما تا چندی دیگر جولانگاه هواپیماها و موشکهای اسرائیل و امریکا خواهد بود. و این درگیری گرچه هزینه های بسیاری برای ایران و منطقه و جهان دارد ولی اجتناب ناپذیر می نماید والبته بهترین نتیجه اش نابودی رژیم آلوده جمهوری اسلامی خواهد بود.بدیهی نسل من و توی ایرانی نباید بر این باور غلط و غیر منطقی باشیم که حمله به ایران تجاوز است به حریم ملی مان. نه این همان چیزی است که استراتژیستها و رهبران جمهوری اسلامی از من و شما می خواهند و می پذیرند.مهمترین وظیف ملی منو توی ایرانی درک شرایط حساس کشور و برآورد هزینه های کمر شکنی است که با گذشت هر ثانیه از همر نامیمون این رژیم بیشتر بر دوش میهنمان سنگینی می کند.یادمان نرود مردم آلمان هیتلری و ایتالیای موسلینی هیچوقت به خاطر کمک به نیروهای متفقین خود را مذمت نکرده بر خود القابی همچون وطن فروش نگذارده اند به یک دلیل ساده و آن اینکه کشورشان را می شناخته و تصویر دروغین منفی که نازیسم وفاشیسم ارزآنها در دیدگان جهانیان ترسیم کرده بود برنتافتند.. در حقیقت کشورمان محکوم به پذیرفتن چنین حقیقت تلخی است و نمی توان اندک خرده ای بر دول آمریکا و اسرائیل گرفت. جامعه ایرانی خود مسئول مستقیم این وضعیت خواهد بود. همه ما به سهم خود وزنه ای از این بار را بر دوش خود حمل خواهیم کرد. گره ای را که می شد در پس رویدادهای شیرین خرداد ۷۶ و رویدادهای تلخ و شیرین تیر ۷۸ به راحتی باز کرد حالا دیگر دندان یارای گسستنش را ندارد. امید به انکه درپس نابودی این رژیم اشغالگر و توتالیتر درس های این چند دهه از سیاهه تاریخ کشورمان چراغی باشد از برای حرکت و گام برداشتن در مسیری بهتر برای سرزمین مظلوممان ایران عزیز

http://www.tinypic.info/files/wf8yeaw2365pnpakvntl.jpg

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ::

بدون شرح

منبع : وبلاگ دکتر علی رضا نوری زاده


 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ::

«گلدانه را به جرم بهایی شدن، آتش زدند»

http://a7.vox.com/6a00c2252013ae604a00d10a7c35bf8bfa-320pi

منبع : رادیو زمانه

لوا زند

leva@radiozamaneh.com

چندی قبل از طرف شخصی به نام زیبا بدیعی ایمیلی به من رسید که اطلاعاتی را در‌مورد کشتن زنی به جرم تغییر مذهب در سال ۱۹۸۲در یکی از روستاهای استان مازندران به ما داده بودند.

این زن که توسط بستگان نزدیک خود به قتل رسیده بود، توسط شوهرش بهایی شده بود و قتل وی هیچ مجازاتی را برای قاتلین در پی نداشت.

با خانم زیبا بدیعی در این مورد گفت و گو کردم.

لازم است بگویم خانم بدیعی از بهاییان مازندارن‌اند که دوره تحصیلات تکمیلی خود را در آنچه در ایران به نام دانشگاه زیرزمینی بهاییان شناخته می‌شود، به پایان رسانید و پایان‌نامه ایشان در‌مورد تاریخ بهاییت در یکی از روستاهای مازندران به نام روشن‌کوه بوده است، روستایی که محل قتل خانم گلدانه علی‌پور هم بود.

ایشان برای ثبت این تاریخ شفاهی مدت دو سال را به تحقیق و تفحص در منطقه اختصاص دادند و منابع‌اش در این مورد خاص - قتل گلدانه – گفت و گو با بستگان درجه اول و نیز اهالی منطقه بوده است.

هرچند به گفته وی تقاضاهای‌اش برای پیگیری جریان از سوی نیروی انتظامی منطقه بدون جواب مانده است.

Download it Here!

خانم بدیعی لطفاً برای شروع خانم علی‌پور را معرفی کنید.

خانم گلدانه علی‌پور - که فامیلی خودشان یوسفی بود - در سال ۱۲۹۷ هجری مطابق با ۱۹۱۸ میلادی در خانواده‌ای مسمان در قریه سادات محله در اطراف ساری مرکز استان مازندران به دنیا می‌آیند.

ایشان در سال ۱۳۱۷ در سن ۲۵ سالگی با آقای فتحعلی علی‌پور ازدواج می‌کنند که ثمره این ازدواج سه فرزند به نام‌های کلثوم، گوهر و علی بود. گلدانه تا سن ۴۵ سالگی مسلمان بود اما فرزندان‌اش را طبق تعالیم بهاییت تربیت کرده بود.

گلدانه چطور بهایی می‌شود؟

از طریق شوهرش که بهایی بود.

این آزار و اذیت از زمان بهایی شدن وی شروع شد؟

بعد از انقلاب ۱۳۵۷ اقوام و بستگان شروع به مخالفت می‌کنند و خیلی اذیت‌شان کردند. اما گلدانه پایداری می‌کند و با اطرافیان صحبت می‌کند که دست از آزار و اذیت‌اش بردارند.

ولی آن‌ها بیشتر اذیت‌اش می‌کردند. بعد از انقلاب که آزار و اذیت بهاییان شروع شد، ایشان و خانواده‌اش مجبور می‌شوند از دهکده کندس‌بن که در آن ساکن بودند و در اطراف ساری واقع است، کوچ کنند.

این آزار و اذیت به حدی بود که دیگر نمی‌توانستند تحمل کنند. در تابستان سال ۱۹۸۲ به روستای روشن‌کوه کوچ می‌کنند. در کندس‌بن بیش از ۵۰ نفر به خانه ایشان هجوم ‌آورده و در و پنجره را شکسته بودند.

خانواده علی‌پور به همراه چند خانواده - بهایی- دیگر مجبور به ترک کندس‌بن می‌شوند و به روشن‌کوه می‌روند.

هنوز چند ماهی از این واقعه نگذشته بود که در روز سوم دی‌ماه ۱۳۶۱ مطابق ۲۴ دسامبر ۱۹۸۲ از همان روستای سادات‌محله چند نفر از اشرار با نقشه قبلی به روستای روشن‌کوه که خانواده علی‌پور در آن آلاچیقی درست کرده بودند و دام‌های‌شان هم همان‌جا بود، هجوم می‌آورند و گلدانه را که در آن زمان درخانه تنها بوده…

 

یعنی این‌ها همان اهالی روستای کندس‌بن بودند‌؟

اهالی سادات‌محله بودند که کندس‌بنی‌ها را اذیت می‌کردند و همان‌ها بودند که این‌ها را مجبور به ترک کندس‌بن کرده بودند.

این‌ها وقتی دیدند گلدانه تنهاست، بنای هتاکی گذاشتند و اول ایشان را خفه کردند و بعد جسدش را آتش زدند.

بعد از آمدن پزشکی قانونی و معلوم شدن جنایت، به بهانه نبودن شاهد هیچ ترتیب اثری به این جنایت داده نمی‌شود.

آیا اسامی این افراد مشخص شده و معلوم شده است که چه کسانی هستند؟

این‌ها سه نفر بودند، به نقل قول نوه ایشان که اولین کسی بوده که سر جسد مادربزرگ‌اش آمده بود.

نوه او در آن زمان چند سال‌اش بود‌؟

پنج شش ساله بود و آن زمان پیش مادربزرگ‌اش زندگی می‌کرد. او می‌گوید که عصر روز سوم دی‌ماه ۶۱ ساعت سه بعد‌از‌ظهر، سه نفر از سادات‌ محله به نام‌های سید‌محمد اندراجنی، خواهر‌زاده گلدانه، دوستعلی یوسفی، برادر‌زاده گلدانه، و حسین فضلی‌نژاد، برادر‌خانم دوستعلی یوسفی، گلدانه را با چوب زدند.

بعد طنابی آوردند و خفه‌اش کردند و او را با لحاف پیچیدند و در همان چادر نایلونی که زندگی می‌کردند، جسدش را با بنزین سوزاندند و بعد هم چادر را با همه وسایل زندگی داخل آن به آتش کشیدند.

شعله آتش به حدی بود که به احشام کنار چادر هم سرایت کرد و باعث شد چند راس دام هم بسوزد. نوه گلدانه که به چادر می‌رسد جسد سوخته مادر بزرگ‌اش را می‌بیند و به طرف جنگل می‌رود و پدر‌بزرگ‌اش را که شوهر گلدانه بوده خبردار می‌کند.

پیگری‌های اولیه بعد از این عمل چه بود؟

علی علی‌پور، پسر گلدانه که روز قبل برای جمع‌آوری کاه به کندس‌بن رفته بود، بعد از این واقعه به پاسگاه کیاسر می‌رود که یکی از شهرهای اطراف ساری است و شکایت می‌کند.

چند نفر از نیروی انتظامی و پزشکی قانونی می‌آیند و جسد و محل را بازرسی می‌کنند و بعد پزشکی قانونی جواز دفن را صادر می‌کند.

بر سر عاملین این قضیه چه آمد؟

قاتلین فقط ۲۵ روز زندان بودند. برادر حسین فضلی‌نژاد، شیخ بوده و قاتلین توسط این شیخ حمایت می‌شوند و با قید ضمانت آزاد می‌شوند و قتل را هم انکار می‌کنند و می‌گویند، هدف ما تبلیغ و ارشاد بود و به ما تهمت زدند.

عکس‌العمل بقیه بهاییان منطقه و روستا به این جریان چه بود‌؟

آقای علی‌پور که شکایت می‌کند، بهاییان روشن‌کوه قلباً راضی نبودند و می‌گفتند که این شکایت باعث می‌شود اهالی بیشتر آن‌ها را اذیت کنند.

آیا بعد از سال ۱۹۸۲ پیگری دیگری در‌مورد این جریان انجام شد و خانواده او وکیلی را استخدام کردند یا مساله را به مراجع بالاتر قضایی بردند؟

نه. من با خود آقای علی علی‌پور که گفت و گو کردم، هیچ ذکری از شکایت یا پیگیری نکردند.

مطمئناً گلدانه اولین و تنها زنی نیست که نه تنها قربانی جهالت جامعه بلکه بی‌عدالتی موجود در نظام قضایی کشور شد، اما مساله‌ای که برای رادیو زمانه و برنامه روایت زنان مهم است ثبت این‌گونه وقایع است.

روایت زنان این آمادگی را دارد که محلی برای ثبت وقایعی از این دست باشد که اگر در جایی ثبت نشود شاید در دل تاریخ گم شوند. شما هم اگر مطلبی دارید که فکر می‌کنید، این برنامه جای مناسبی برای طرح آن است به آدرس leva@radiozamaneh.com ایمیل بزنید تا ترتیب حضور شما در این برنامه داده شود.‌

 

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 ::

 

ایران همین حالا خطرناک است

http://cache.daylife.com/imageserve/02488aB4f8dNG/610x.jpg

تزیپی لیونی، وزیر خارجه اسرائیل، بر رقیب ایرانی‌تبار خود شائول موفاز پیروز گشت. او به احتمال زیاد نخست‌وزیر آینده‌ی اسرائیل خواهد شد. لیونی خواهان ایجاد یک کشور مستقل فلسطینی و برخودر قاطعانه با جمهوری اسلامی ایران است.
روز چهارشنبه، ۱۷ سپتامبر (۲۷ شهریور) بیش از نیمی از ۷۴ هزار عضو حزب کادیمای اسرائیل، تزیپی لیونی، وزیر امور خارجه را به عنوان رهبر حزب برگزیدند. رقیب اصلی او، شائول موفاز که وزیر حمل و نقل اسرائیل است، فقط ۴۳۱ رای کمتر از لیونی کسب کرد. بر اساس برخی گزارش‌های تأیید نشده‌، طرفداران او خواهان بازشماری آرا شده‌اند.
علت انتخاب رهبر جدید، انصراف اهود اولمرت از این پست و نیز از مقام نخست‌وزیری بود. وی که به فساد مالی متهم شده، وعده داده است که در روزهای آغازین سال جدید یهودی در ماه اکتبر، از سمت خود کنار رود.
رهبر جدید حزب قرار است که روز جمعه، ۱۹ سپتامبر با نمایندگان دیگراحزاب به مذاکره بنشیند و راه را برای رسیدن به پست نخست‌وزیری هموار نماید. در این صورت وی پس از گلدا مایر، دومین نخست‌وزیر زن اسرائیل خواهد بود.  

تغییر
لیونی  با شعار "تغییر" پا به میدان مبارزه‌ی تبلیغاتی نهاد. او هنگام انداختن رای خود به صندوق، هم‌حزبانش را مخاطب قرار داد و گفت: «شما امروز می‌توانید تعیین کنید که حزب کادیما در آینده چگونه باشد. شما واقعا می‌توانید با رأیتان بگویید که از سیاست‌های کهنه خسته شده‌اید. بیایید، فرزندانتان را هم به پای صندوق‌های رأی بیاورید و به آنها نشان دهید که می‌خواهید  سرزمین خود را تغییر ‌دهید».
منظور او از تغییر، بازنگری در سیاست "اسرائیل بزرگ" است که رؤیای بسیاری از سیاستمداران اسرائیل بوده و هست. وی اعتقاد دارد که برای ادامه‌ی حیات یک اسرائیل دموکراتیک، باید از شعار "اسرائیل بزرگ" گذشت و بخشی از مناطق اشغالی را به فلسطینی‌ها سپرد. لیونی طرفدار راه حل "دوکشور" (اسرائیلی و فلسطینی) است و ادعا می‌کند که بحران اسرائیل – فلسطین به ‌زودی حل خواهد شد، بحرانی که «می‌توان گفت که به گذشته تعلق دارد».
لیونی در مصاحبه با هفته‌نامه‌ی آلمانی اشترن می‌گوید که رهبران اسرائیل باید تحولات منطقه‌ای را مد نظر بگیرند و با درایت در برابر آنها واکنش نشان دهند. او با این امر که «مسائل را ضرورتا باید  با زور اسلحه حل کرد»، مخالف است.
بسیاری از همکاران مرد لیونی‌، او را "ضعیف" می‌پندارند و مسخره می‌کنند. آنها معتقدند که رهبر جدید از عهده‌ی مسئولیت‌های بزرگ برنخواهد آمد و در آینده‌ی نزدیک شکست خواهد خورد. برخی حتی هنگام صحبت در باره‌ی لیونی، از بردن نام او خودداری می‌کنند و او را "این زنه" می‌نامند.
لیونی می‌گوید که جنسیت او ربطی به قدرت او در راهبرد حزب ندارد و او حتی قادر است، در صورت ضرور، "ماشه‌ی اسلحه" را نیز بکشد.

لیونی و جمهوری اسلامی ایران
رهبر جدید حزب کادیما، که به احتمال زیاد نخست‌وزیر اسرائیل خواهد شد، معتقد است که ایران امروز خطری جدی برای اسرائیل محسوب می‌شود و جامعه‌ی بین‌المللی باید هرچه زودتر در برابر حکومتگران ایران واکنش نشان دهد. او در مصاحبه با اشترن می‌گوید: «نباید فکر کنیم که ایران با دستیابی به بمب هسته‌ای یا فن‌آوری برای ساخت آن، به خطری بزرگ تبدیل خواهد شد، بلکه باید بدانیم که ایران همین امروز خطرناک است».
او پرسش در مورد زمان حمله‌ی نظامی به ایران را این‌ گونه پاسخ می‌دهد: « ما در این رابطه نباید وقت تلف کنیم».
لیونی با اشاره به نگرانی کشورهای همسایه‌ی ایران می‌گوید: «هیچ‌کس مایل نیست که ایران در منطقه به یک ابرقدرت تبدیل شود، هیچ کس نمی‌خواهد که حزب‌الله و حماس برنده شوند، نه در اسرائیل و نه در جهان عرب.»

نیم‌نگاهی به زندگی لیونی
تزیپی لیونی در سال ۱۹۵۸ در تل آویو به دنیا آمد. پدرش، ایتان لیونی، از رهبران یک گروه زیرزمینی به نام "ایرگون تسوایی له‌اومی" بود که در دهه‌ی ۱۹۴۰ برای ایجاد کشور اسرائیل مبارزه می‌کرد.
تزیپی لیونی در دانشگاه باریلان در رشته‌ی حقوق تحصیل نمود و سال‌ها به عنوان وکیل کار کرد. او سپس، در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۴به همکاری با سازمان ضدجاسوسی موساد پرداخت.
لیونی در سال ۲۰۰۰ به پارلمان اسرائیل (کنست) راه یافت و در سال ۲۰۰۵ به وزارت دادگستری منصوب شد. او در سال ۲۰۰۵ حزب لیکود را ترک کرد و با شماری از همفکران خود حزب کادیما را بنیاد نهاد. لیونی از  سال ۲۰۰۶ وزیر امور خارجه‌ی اسرائیل است.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ::

مقتدر ترین زن تاریخ سیاسی اسرائیل پس از مرحوم گلدا مئیر نخست وزیر

 شد

http://blogs.reuters.com/faithworld/files/2008/04/tzipi-livni.jpg

تزیپی لیونی با کسب ۴۸ درصد آرا در انتخابات درون حزبی کادیما بر رقیبش شائول موفاز غلبه کرد. خانم لیونی که ۵۹ ساله متولد لهستان است پس از مرحوم گلدا مئیر مقتدر ترین زن تاریخ سیاسی اسرائیل به شمار می آید. به امید موفقیت او و آینده ای روشن برای متحد ذاتی ایران زمین کشور اسرائیل.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ::

مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از ناتواني اين نهاد در 
 
ارايه نسخه‌اي از سند مربوط به مطالعات ادعايي به ايران ابراز تاسف كرد.
متن کامل گزارش
مواردی که با رنگ قرمز نوشته شده نارضایتی آژانس را از شکل  همکاری جمهوری اسلامی نشان می دهد
    

متن گزارش البرادعي كه امروز در اختيار 35 عضو شوراي حكام آژانس بين‌‌المللي انرژي اتمي در مقر اين آژانس در وين اتريش قرار گرفت به اين شرح است:

اجراي توافقات پادمان‌هاي معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌اي و شرايط مندرج در قطعنامه‌هاي 1737 (2006)، 1747 (2007) و 1803 (2008) در جمهوري اسلامي ايران

1- مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در 26 مي 2008 به شوراي حكام درباره توافق پادمان پيمان منع گسترش سلاح اتمي و شرايط مربوط به قطعنامه‌هاي 1737، 1747 و 1803 شوراي امنيت سازمان ملل متحد درباره جمهوري اسلامي گزارش داد. اين گزارش تحولات مرتبط را از آن زمان پوشش مي‌دهد.

A. فعاليت‌هاي جاري مرتبط با غني‌سازي
2- از زمان گزارش پيشين "محمد البرادعي" ، ايران به راه‌اندازي 3 هزار سانتريفيوژ اوليه واحد IR-1 را در نيروگاه غني‌سازي سوخت ادامه داده‌است؛ علاوه براين، كار نصب در 4 واحد ديگر ادامه داشته است. پنج آبشار 164 سانتريفيوژي واحد A26 با UF6 تغذيه مي‌شود و آبشار ديگر از همان واحد در خلأ بدون UF6 بود همچنين نصب 12 آبشار در آن واحد ادامه دارد. تمامي مواد هسته‌اي در نيروگاه غني‌سازي سوخت همچنين تمامي آبشارهاي نصب‌شده تحت بررسي و نظارت آژانس قرار دارند. از تاريخ 30 آگوست 2008 ميزان 5 هزار و 930 كيلوگرم UF6 به آبشارهايي كه از 12 دسامبر 2007 فعاليت مي‌كردند، تغذيه شدند و در تاريخ اخير، آخرين راستي‌آزمايي موجودي فيزيكي توسط آژانس درباره نيروگاه غني‌سازي سوخت انجام شد. مقادر كلي UF6 تغذيه شده به آبشارها از آغاز كار در فوريه 2007 به 7 هزار و 600 كيلوگرم رسيد. بر اساس سوابق راه‌اندازي روزانه ايران از 30 آگوست 2008، اين كشور تقريباً 480 كيلوگرم از UF6 با غناي پايين توليد كرده است.

3- ايران در نيروگاه غني‌سازي سوخت آزمايشي ميان 16 مي و 25 آگوست 2008 به طور كل تقريباً 30 كيلوگرم UF6 در 10 سانتريفيوژ آبشار IR-2 و يك سانتريفيوژ IR-1، IR-2 , IR-3 تغذيه شد. 139 سانتريفيوژ ديگر در يك مجموعه 162 دستگاهي IR-1 در خلأ هستند اما با UF6 تغذيه نشدند. تمامي مواد هسته‌اي در نيروگاه غني‌سازي سوخت آزمايشي همچنين محيط آبشاري تحت نظارت و احاطه آژانس قرار دارند.

4- نتايج نمونه‌هاي محيطي در نيروگاه غني‌سازي سوخت و نيروگاه آزمايشي غني‌سازي سوخت تا اين تاريخ گرفته شدند و مقادير فعاليت نيروگاه غني‌سازي سوخت از آخرين گزارش البرادعي نشان مي‌دهد كه اين نيروگاه‌ها بر اساس شرايط اعلام شده فعاليت مي‌كرده‌اند. از مارس 2007 نيز 17 بازرسي بدون اطلاع قبلي در نيروگاه غني‌سازي سوخت انجام شد.

B. فعاليت‌هاي پردازش
5- آژانس به نظارت بر استفاده و ساخت اتاقك‌هاي داغ در رآكتور تحقيقاتي تهران، همچنين تأسيسات توليد راديواكتيو فلز ديرگداز، يد و گاز گزنون، و رآكتور تحقيقات هسته‌اي ايران از طريق راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي و بازرسي‌هاي خود ادامه مي‌دهد. هيچ نشانه‌اي از پردازش مجدد در حال انجام مرتبط با فعاليت‌هاي مرتبط در اين تأسيسات وجود ندارد در حالي كه ايران اعلام كرده است كه هيچ پردازش مجدد مرتبط با فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه نداشته است و آژانس فقط مي‌تواند اين موضوع را با توجه به اين 3 تأسيسات تأييد كند زيرا اقدامات مربوط به پروتكل الحاقي موجود نيست.

6- ايران در 14 آگوست 2008 پرسشنامه اطلاعات طراحي به روز شده را براي تأسيسات توليد راديواكتيو فلز ديرگداز، يد و گاز گزنون همچنين آزمايشگاه‌هاي چندمنظوره جابربن حيان كه هر دو در مركز تحقيقات هسته‌اي تهران واقع هستند. پرسشنامه اطلاعات طراحي به روز شده براي تأسيسات توليد راديواكتيو فلز ديرگداز، يد و گاز گزنون داده‌هايي درباره طرح‌هاي ايران براي ساخت اورانيوم غناي پايين در آزمايشگاه‌هاي جابربن حيان به منظور توليد فلز ديرگداز در زمينه پزشكي از طريق پرتوافكني اين اهداف در رآكتور تحقيقاتي ايران و جداسازي آنها در تأسيسات توليد راديواكتيو فلز ديرگداز، يد و گاز گزنون ارئه مي‌كند.

C. پروژه‌هاي مرتبط با رآكتور آب سنگين
7- آژانس در 13 آگوست 2008 يك راستي‌آزمايي موجودي فيزيكي در نيروگاه توليد سوخت انجام داد و نتايج آن هنوز آماده نشده است. هيچ تغيير خاصي در شرايط ساخت نيروگاه توليد سوخت ذكر نشده است.

8- آژانس در 27 آگوست يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در IR-40 انجام داد و خاطرنشان كرد كه ساخت اين تأسيسات ادامه دارد و همچنين با استفاده از تصاوير ماهواره‌اي به نظارت بر روند ساخت نيروگاه توليد آب سنگين كه ظاهراً در شرايط اجرايي قرار دارد، ادامه مي‌دهد.

D- ديگر موضوعات مربوط به اجرا
D-1- تبديل اورانيوم
9- تا تاريخ سوم اوت 2008، حدود 28 تن اورانيوم به شكل UF6 در تاسيسات تبديل اورانيوم (UCF) از 8 مارس 2008 ، يعني آخرين راستي‌آزمايي درباره موجودي فيزيكي صورت گرفته توسط آژانس در UCF، توليد شد. اين توليدات جمع كل اورانيوم توليد شده به صورت UF6 در تاسيسات تبديل اورانيوم را از مارس 2004 تاكنون به 342 تن رساند كه همه آنها تحت نظارت و محدويت آژانس قرار دارند. در پرسشنامه‌هاي بازبيني شده مربوط به اطلاعات طراحي (DIQ) و آزمايشگاه‌هاي چندمنظوره جابربن‌حيان (JHL) كه در پاراگراف 6 به آن پرداخته شده، ايران همچنين عنوان كرد كه تبديل مرتبط با فعاليت‌‌هاي تحقيق و توسعه در آزمايشگاه‌هاي چندمنظوره جابربن‌حيان انجام خواهد شد. (cf.GOV/2008/15 پاراگراف 9)

D-2- اطلاعات مربوط به طراحي
10- همانگونه كه در گزارش‌هاي قبلي در تاريخ 30 مارس 2007 به شوراي حكام اعلام شد (GOV/2007/22 پاراگراف‌هاي 12 الي 14)، آژانس از ايران خواست كه در تصميم خود در تعليق در به كارگيري متن اصلاح‌شده از بخش عمومي ترتيبات تابعه كد 1 . 3 تجديدنظر كند. هيچ پيشرفتي در اين مورد وجود نداشته است.

11- آژانس در دسامبر 2007 درخواست خود را مطرح كرد اما هنوز اطلاعات اوليه مربوط به طراحي براي نيروگاهي را كه قرار است در "دارخوين" ساخته شود را دريافت نكرده است.

D-3
- ديگر مسائل
12- در دوم آوريل 2008، آژانس از ايران خواست كه در راستاي اقدامي شفاف‌ساز، در كنار مسايل ديگر امكان دسترسي به ديگر اماكن مرتبط با ساخت سانتريفيوژها ، تحقيق و توسعه درباره غني‌سازي اورانيوم و استخراج و آسياب اورانيوم را در اختيار قرار دهد (GOV/2008/15، پاراگراف 13). ايران تاكنون با درخواست آژانس موافقت نكرده است.

13- در 3 سپتامبر 2008، آژانس بازرسي‌هايي در نيروگاه هسته‌اي بوشهر انجام داد. همه قطعات سوختي كه از سوي فدراسيون روسيه براي استفاده در نيروگاه ارايه شده همچنان تحت مهر و موم آژانس قرار دارد.

E- ابعاد نظامي احتمالي
14- تعدادي موضوعات مهم باقي‌مانده به قوت خويش باقي است كه در گزارش پيشين مدير كل به شورا (GOV/2008/15،‌پاراگراف‌ 14) به آن اشاره شده است. اين موضوعات مطرح كننده نگراني‌هايي درباره ابعاد نظامي احتمالي برنامه هسته‌اي ايران هستند. همانگونه كه در گزارش مدير كل ذكر شد، براي اين كه آژانس قادر باشد به اين نگراني‌ها رسيدگي كند و درباره نبود مواد و فعاليت‌هاي هسته‌اي اعلام نشده در ايران اطمينان حاصل كند، لازم است ايران در كنار مسايل ديگر، اطلاعاتي و دسترسي لازم را در موارد زير ارايه كند: حل مسايل مربوط به مطالعات ادعايي، ارايه اطلاعات بيشتر در زمينه شرايط دستيابي به سند مربوط به فلز اورانيوم. توضيح درباره فعاليت‌هاي مربوط به تهيه و تحقيق و توسعه نهادها و شركت‌هاي نظامي كه مي‌توانند به برنامه هسته‌اي مرتبط باشند. ارايه توضيح درباره توليد تجهيزات و قطعات هسته‌اي توسط شركت‌هاي وابسته به صنايع دفاعي.

15- همچنين همانگونه كه در گزارش GOV/2008/15 و در پاراگراف‌هاي 16 الي 25 توضيح داده شده است، نشست‌هاي متعددي در آوريل و ماه مه 2008 برگزار شد. آژانس مباحثاتي با مقامات ايراني در اين باره انجام داد و خواستار توضيحات اضافي درباره ماهيت برنامه هسته‌اي ايران شد. ايران پاسخ‌هاي مكتوبي را در 14 و 23 ماه مه 2008 ارايه كرد كه در تاريخ اول مربوط به سند 117 صفحه‌اي است كه در آن ايران به اتهامات مربوط به پروژه نمك سبز، آزمايش مواد با قابليت انفجاري بالا و پروژه محفظه‌ كلاهك پاسخ داده است. ايران درستي برخي از اطلاعات ارايه شده در پيوست مربوط به گزارش GOV/2008/15 را تاييد كرد و تاكيد كرد كه همه اتهامات مطرح شده بر اساس سندي جعلي و داده‌ها و اطلاعات ساختگي مطرح شده است. ايران بر نقص‌هايي كه در شكل و ساختار اين گزارش وجود داشت تاكيد كرد و گفت كه اگر چه به اين كشور نسخه‌هاي الكترونيكي اسناد ارايه شده است اما ايران نسخه‌هاي اين اسناد را دريافت نكرده كه قادر باشد ساختگي و يا جعلي بودن آنها را تاييد كند. ايران همچنين نگراني خود را در اين باره اعلام كرد كه حل و فصل برخي از اين موضوعات نيازمند دسترسي آژانس به اطلاعات حساس مرتبط با فعاليت‌هاي متعارف نظامي و موشكي اين كشور است.(4)

16- آژانس پس از ارزيابي‌هاي بيشتر پاسخ ايران، در مجموعه نشست‌هايي كه در تهران بين 7الي 8 و 18 الي 20 اوت 2008 برگزار شد به تاكيد بر حوزه‌هايي پرداخت كه اطلاعات اضافي مورد نياز بود. آژانس ضمن ابراز تاسف درباره اين كه در موقعيتي نبوده كه بتواند نسخه اي از سند مربوط به مطالعات ادعايي را در اختيار تهران قرار دهد، بر اين امر تاكيد كرد كه سند به اندازه كافي جامع و مفصل (5) بود و بايد جدي گرفته شود بخصوص با توجه به اين واقعيت كه ايران اعتراف كرده است برخي از اطلاعات مندرج در آن صحيح است. آژانس همچنين خواستار مباحثات فوري با ايران شد كه در نتيجه آن اين آژانس به اين جمع‌بندي رسيد كه ايران ممكن است اطلاعات اضافي بخصوص در زمينه آزمايش مواد با قابليت انفجاري زياد و فعاليت‌هاي مربوط به موشكي داشته باشد و مي‌تواند ماهيت مطالعات ادعايي را بيش از پيش روشن كند.
آژانس ايران را ترغيب كرد كه شفافيت‌سازي بيشتري انجام داده و به موضوع اتهامات با ديدگاه از بين بردن ترديدهايي بپردازد كه بطور عادي درباره همه موضوعات باقي‌مانده و درباره صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران مطرح مي‌شود. آژانس همچنين تمايل خود را براي بحث درباره مداليته‌هايي [چگونگي‌ها] بيان كرده است كه اين كشور را قادر ميسازد همانگونه كه بر آن تاكيد دارد بطور قابل استناد و معبري نشان دهد فعاليت هايي كه در اسناد به آنها اشاره شده مربوط به هسته‌آي نبوده است. ضمن اين كه اطلاعات حساس مروبط به فعاليت‌هاي نظامي متعارف خود را حفظ كند.

17- براي اين هدف، در روند نشست‌ها آژانس پيشنهادهاي ملموسي براي رسيدگي به موضوع مطالعات ادعايي مطرح كرد. موارد زير مثال‌هايي از اين پيشنهادها هستند.

(a) بطور كل در ارتباط با مطالعات ادعايي آژانس درخواست كرده كه ايران به معرفي و ارايه توضيح درباره عناصر مندرج در سند [مطالعات ادعايي] بپردازد كه خود آن را كاملاً درست عنوان كرده است و جنبه‌هايي را روشن كند كه ايران آن را ساختگي مي‌داند.

(b) در ارتباط با مورد اتهامي مربوط به پروژه نمك سبز، آژانس خواستار دسترسي به نسخه اصلي نامه‌هاي مربوط به قراردادهاي شركت "كيميا معدن" شده است كه ايران وجود آن را اعتراف كرده است و همچنين خواستار نسخه‌هايي از برخي از نامه‌هايي شد كه ايران به آژانس با اين ديدگاه ارايه كرده است كه برخي از تناقضات شناسايي شده توسط آژانس و در حمايت از اسناد ارايه شده از سوي ايران حل و فصل گردد. آژانس همچنين خواستار دسترسي به نام افرادي شده است كه نامشان در سند مذكور آمده است
.

(c) در ارتباط با مطالعات ادعايي مربوط به آزمايش مواد با قابليت انفجاري زياد، آژانس از ايران خواست كه اطلاعات و اسناد اضافي را ارايه كرده و امكان دسترسي به افراد در حمايت از گفته‌هايش مبني بر كاربرد غيرنظامي و متعارف فعاليت‌هايش در زمينه "چاشني‌هاي EBW را ارايه كند (GOV/2008/15، پاراگراف 20)

(d) در ارتباط با اسنادي كه توضيحاتي درباره آزمايشات صورت گرفته بر ارتباط چاشني يك خرج نيم‌كره‌اي از مواد با قابليت انفجاري زياد را ارايه مي‌كرد و براي منفجر كردن يك وسيله هسته‌اي مناسب است، ايران اينگونه عنوان كرد كه چنين فعاليتي در اين كشور صورت نمي‌گيرد. از زمان گزارش قبلي مدير كل آژانس اطلاعاتي را دريافت كرد كه نشان دهنده آزمايشاتي بود كه در اين سند توضيح داده شده است و ممكن است كمك و تخصص خارجي در آن دخالت داشته است. به ايران جزئيات مربوط به اين اطلاعات ارايه شده و از آن خواستار ارايه توضيحات در اين باره شد.


(e) برخي از پارامترهاي مهم منعكس شده در مستندات مرتبط به طراحي مجدد اتاق آزمايشي براي محفظه كلاهك شهاب 3 ،مشابه آنهايي است كه در مستندات اشاره شده در پاراگراف‌هاي (c) و (d) فوق آمده است (به عنوان مثال ابعاد). آژانس پيشنهاد مباحثات با كارشناسان ايراني درباره محتواي گزارش هاي مهندسي را داد كه به طور مشروح مطالعات مرتبط با اثرات پارامترهاي فيزيكي متعدد درباره بدنه محفظه از زمان پرتاب موشك تا انفجار آزمايشي را بررسي مي كرد. بحثها با هدف اطمينان يابي در اين رابطه بوده است كه آيا مطالعات با فعاليتهاي هسته اي مرتبط، مربوط بوده است يا همانگونه كه ايران بيان مي دارد، اين فعاليتها به مسائل هسته اي مرتبط نيستند. به علاوه، آژانس درخواست دسترسي به سه كارگاه غيرنظامي شناسايي شده در مستندات را درخواست كرد.

18. آژانس بر اين باور است كه ايران، ‌به عنوان موضوعي براي شفاف‌سازي، مي‌تواند به آژانس در ارزيابي مطالعات ادعايي كمك نمايد از طريق فراهم‌سازي دسترسي اين نهاد به اسناد، اطلاعات و اشخاص، به منظور روشن كردن اين كه، فعاليت‌هاي آن همان گونه كه مي گويد، به مسائل هسته‌اي مرتبط نيست. متاسفانه،‌ايران هنوز اطلاعات درخواستي يا دسترسي به استنادات درخواستي،‌مكانها يا افراد را ارائه نداده است.

19. همانگونه كه در گزارش مدير كل به شوراي حكام در فوريه 2008 ( 19GOV/2008/4.Para) آمده، ايران گفته است كه نمي‌تواند توضيحات اضافي درباره شرايط مرتبط با دستيابي به سند مربوط به فلز اورانيوم ارائه دهد و تكرار مي كند كه اين سند به همراه مستندات P-1 دريافت شده است و از سوي ايران درخواست نشده بود.

20. آژانس هنوز در انتظار پاسخ‌ها به شماري از سوالات مرتبط با تهيه و خريدهاست كه ممكن است به روشن شدن مسائل در كنار ديگر مسائل درباره نقش نهادهاي مرتبط با ارتش و كاركنان آنها در تهيه و خريداري اقلام براي برنامه هسته اي ايران و فعاليت هاي هسته اي مرتبط در حمايت از اين برنامه، منجر شود. با در نظر گرفتن توليد اجزاي هسته اي مرتبط توسط شركتهاي مرتبط با صنايع دفاعي، پاسخ ايران در 23 مه 2008 اطلاعات جديدي ارائه نداد. بنابراين ايران تاكنون از توجه به اين موضوعات اهمال كرده است در حالي كه از ديدگاه آن، چنين موضوعاتي مي بايست به عنوان يك موضوع عادي پادماني مورد توجه قرار گيرد و صرفا پس از آن كه موضوع مطالعات ادعايي حل شده باشد.

21. همانگونه كه در گزارش پيشين مدير كل آمده است، آژانس تا به حال اطلاعاتي -جداي از سند مربوط به فلز اورانيوم- درباره طرح واقعي يا ساخت اجزاي مواد هسته اي يك سلاح هسته اي يا ديگر اجزاي اصلي مشخص نظير چاشني از سوي ايران يا مطالعات فيزيك هسته‌اي مرتبط، ‌در اختيار ندارد(24GOV/2008/4.Para ). آژانس استفاده واقعي از مواد هسته‌اي در ارتباط با مطالعات ادعايي كشف نكرده است. با اين حال اگر ايران به عنوان اقدامي براي شفاف سازي، در انطباق با تعهداتش به موجب قطعنامه 1803(2008) و ديگر قطعنامه هاي مرتبط، براي حل اساسي موضوعات باقي مانده اقدام نكند، آژانس درموقعيتي نخواهد بود تا در زمينه راستي آزمايي نبود مواد يا فعاليتهاي هسته اي اعلام نشده در ايران پيشرفت كند. صرفا از طريق حل سريع اين موضوعات باقي مانده، ترديدهاي ناشي درباره ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي ايران رفع مي‌شود، بويژه در سايه سال هاي بسيار فعاليت هاي هسته‌اي مخفيانه از سوي ايران.

F.خلاصه
23. آژانس قادر بوده به راستي آزمايي عدم انحراف مواد هسته اي اعلام شده در ايران ادامه دهد ونه آن را تایید کند. ايران به آژانس دسترسي به مواد هسته اي اعلام شده و دسترسي به گزارش هاي لازم مربوطه درباره مواد هسته اي در ارتباط با مواد و فعاليتهاي هسته اي اعلام شده را داده است.با اين حال، ايران متن اصلاح شده بخش عمومي توافقات تابعه كد 3 .1 درباره شرايط اوليه اطلاعات مربوط به طرح را به كار نگرفته است.

23. آژانس متاسفانه قادر نبوده است پيشرفت اساسي درباره مطالعات ادعايي و ديگر موضوعات باقي مانده اصلي مرتبط كه نگراني جدي باقي مانده اند، صورت دهد. براي آژانس به منظور اينكه پيشرفت نمايد، نخستين گام مهم، ‌در ارتباط با مطالعات ادعايي، اين است كه ايران ابعاد اين امر را روشن نمايد كه تا چه ميزاني اطلاعات مندرج در استنادات مرتبط واقعا صحيح بوده و از منظر آن، چنين اطلاعاتي در كجا اصلاح شده يا به اهداف غير هسته اي جايگزين مرتبط شده است.ايران بايد به آژانس اطلاعات اساسي براي حمايت از اظهاريه هاي خود را ارائه دهد و دسترسي آژانس به استنادات و اشخاص مقتضي را در اين رابطه فراهم كند.اگر ايران چنين شفاف‌سازي هايي را صورت ندهد و پروتكل الحاقي را اجرا نكند، آژانس قادر نخواهد بود اطمينان قابل توجهي درباره نبود مواد يا فعاليت هاي هسته اي اعلام نشده در ايران بدهد.

24. ايران برخلاف تصميمات شوراي امنيت، فعاليتهاي مرتبط با غني سازي خود را تعليق نكرده و به عمليات در PFEP و FEP و نصب آبشارهاي جديد و عمليات سانتريفيوژ نسل جديد براي اهداف آزمايشي ادامه مي‌دهد.ايران در عين حال به ساخت IR-40 ادامه داده است.

25. مدير كل از ايران قويا مي خواهد تمامي اقدامات لازم براي اعتمادسازي درباره ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هسته اي خود در زودترين زمان ممكن ادامه دهد.

26. مدير كل آنگونه كه شايسته است به ارائه گزارش هاي خود ادامه مي دهد.


پاورقي (1) دو سالن آبشار به نام‌هاي سالن توليد A و سالن توليد B در نيروگاه غني‌سازي سوخت طراحي شد. بر اساس اطلاعات طراحي ارائه شده از سوي ايران، 3 هزار دستگاه اصلي به Unit A214 باز مي‌گردد كه يكي از 8 واحد طراحي‌شده براي سالن توليد A محسوب مي‌شود. چهار واحد ديگر سالن A كه در آن كار نصب در حال پيشروي است، واحدهاي A25, A26, A27, A28 قرار دارند.

پاورقي (2) نتايج نمونه‌هاي گرفته شده تا 5 آوريل 2008 در زمينه نيروگاه غني سازي سوخت و تا 20 آوريل 2008 براي نيروگاه آزمايشي غني‌سازي سوخت موجود هستند. اين نتايج اجزاي كوچك اورانيوم با غناي پايين (تا حداكثر 4 درصد از U-235)، اورانيوم طبيعي و اورانيوم تهي‌شده (تا حداقل چهار دهم درصد از غني‌سازي U-235) را نشان داده‌اند.

پاورقي (3) مقادير به دست آمده در نيروگاه غني سازي سوخت نشان داد كه سطح غني‌سازي تا حداكثر چهار و نه دهم درصد از U-235 بود.

پاورقي (4): ايران اين نگراني‌ها را در نامه‌اي به تاريخ 5 سپتامبر 2008 به مدير كل بيان كرد.


پاورقي (5): همانگونه كه در گزارش مدير كل (GOV/2008/15 پاراگراف 16 آمده است. اين اسناد ارايه شده به ايران به نظر از منابع مختلف و در زمان‌هاي مختلف برگرفته شده است و از نظر محتوايي مفصب بوده و به نظر مي‌رسد بطور كلي نامتناقض است.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ::

 
 
به قلم دکتر علیرضا نوری زاده

 

از آغاز بحران پروتکل الحاقی به پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای، بازیگری سرشناس در صحنه سیاسی ایران اما کم سرو صدا، مسئولیت حل مشکل و رفع بحران را عهده دار شد. خیلیها با دیدن شیخ حسن روحانی که عنوان دکترایش را مدیون مصوبه ای است که دکتر بهشتی در آغاز انقلاب به تصویب شورای انقلاب رساند و به موجب آن درجات حوزوی با دانشگاهی انطباق پیدا کرد (پیش از انقلاب تبدیل رتبه های حوزوی به درجات دانشگاهی با شرایطی بسیار سخت و به ندرت صورت میگرفت اما بعد از انقلاب کار چنان راحت شد که هر کس یک درجه قلابی اجتهاد داشت صاحب لیسانس و فوق لیسانس میشد و شروع درس خارج نیز آقایان را به دریافت درجه دکترا نائل میکرد.)البته سپردن مسئولیت حل مشکل پروتکل به روحانی، از یک نظر به معنای بی اعتمادی مقام ولایت عظما به خاتمی و دولتش بود و از سوی دیگر نشان میداد که روحانی در سلسله مراتب قدرت اعتبار منزلتی به مراتب بیشتر از علی اکبر ولایتی و علی لاریجانی نزد پدرخوانده های مافیا دارد. برای آنکه دلایل اعتبار اضافی دادن به روحانی را بدانید، اجازه بدهید نخست کمی از سوابق و عملکرد «حسن فریدون روحانی» را بازگویم و بعد درباب اعتبار و دانش و آگاهی او بنویسم.حسن فریدون روحانی، نه در صحنه مبارزه نام آشنائی بود، نه مثل بعضی از روحانیون که عکسهای دوران زندانشان را وسیله کسب اعتبار قرار میداند، تصویری از دوران محبس در جیب داشت. آخوند جوان خوبروئی بود که کیف مرحوم سید محمد بهشتی را نخست در آلمان و بعد در ایران حمل میکرد. گو اینکه سفرهای روحانی پیش از انقلاب به اروپا و به خصوص آلمان، به ظاهر برای ترویج اسلام ناب محمدی بود اما حسن آقا که وقتی لباس روحانیت از تن به در میکرد و شلوار جین و بلوز صورتی به تن می کرد، نام میانی خود فریدون را در شکل مصغرش «فری» در معرفی خود به کار میبرد ابائی نداشت که اینجا و آنجا با خوبرویان فرنگی نشست و برخاست کند و حتی در مجالس انس دوستان حاضر شود. در عین حال حسن آقا آنقدر هوشمند بود که برای تأمین آتیه خود و یافتن یک نیروی خارجی که حاضر به حمایتش باشد، به سراغ آمریکا نرفت تا بعدها مثل سعید رجائی خراسانی و محمود کاشانی، و دکتر محمد جواد ظریف مورد ملامت قرار گیرد، بلکه دولتهایی را انتخاب کرد که حتی اگر روزی اسناد سرسپردگیاش به آنها فاش شد، تبعات سنگینی به همراه نداشته باشد.برخلاف بسیاری از اهل ولایت فقیه، حسن فریدون روحانی برای دیدار کعبه به واشنگتن نرفت بلکه در طواف گرد الیزه و کاخ صدارت عظمای ولایت آلمان، حاجی شد. روحانی با آنکه هیچ نوع تجربه ای در کار نظام و ارتش نداشت و حتی به اندازه رفیقش حجت الاسلام الهی که به علت گذراندن دوران سربازی در نیروی دریائی، به نمایندگی ولی فقیه در این نیرو انتخاب شد، از امور مربوط به جنگ و سلاح اطلاعی نداشت، خیلی زود به نمایندگی از سوی ولی فقیه به ارتش و وزارت دفاع و سپس شورایعالی دفاع رفت و زمانی که کار اداره جنگ به علی اکبر هاشمی نوقی ملقب به رفسنجانی سپرده شد، بلافاصله به دستیاری او انتخاب شد. نگاهی به پرونده خریدهای نظامی نشان میدهد که حضرت فریدون خان در کنار محسن رفیق دوست و یک دوجین دلال ایرانی و خارجی اسلحه طی دوران جنگ مسئولیت خریدهای کلان نظامی را عهده دار بود.روحانی در عین حال نظیر همه ارکان ولایت فقیه، شبکهای از اقوام و نزدیکان خود به وجود آورد که در هر گوشه ای از دایره قدرت نشان آن دیده میشد. (در جریان تماسهای پنهان رژیم با مالزی چه برای خریدن تجهیزات صنعتی و الکترونی پیشرفته برای صنایع نظامی و چه معاملات غیرمشروعی که شماری از مقامات مالزیائی در کنار عوامل جمهوری اسلامی طی آن به صدها میلیون دلار دست یافتند، اخوی حسن آقا، به عنوان سفیر مادام العمر و غیرقابل تغییر قاطبه اهالی مافیا، در کوالالامپور مشغول خدمت بود.)حضور روحانی در شورایعالی امنیت ملی به عنوان نماینده ولی فقیه در طول 8 سال ریاست جمهوری رفسنجانی و هشت سال گذشته در ریاست جمهوری خاتمی، یک جایگاه ثابت برای قدرت نمائی وحضور سنگین سیاسی ــ امنیتی به او داده، که کمتر مسئول بلندپایه ای در نظام از آن برخوردار بوده است. وقتی در فردای 18 تیرماه، از میان همه آدمخواران آستان مقدسه ولی فقیه، لباس سرخ غضب را تن حسن فریدون کردند و آدمی را که به ظاهر معقول و مؤدب مینمود به دانشگاه فرستاند تا برای دانشجویان خط و نشان کشد و فریاد زند هرکه جرأت کند از این پس به حضرت آقا ناروائی را نسبت دهد یا شعاری علیه ایشان عنوان کند، با مشت آهنین مغزش را خرد خواهند کرد، کمتر کسی از خود پرسید چرا باید این مأموریت به آقای دکتر روحانی واگذار شود؟ فقط کمی تأمل و هوشمندی لازم بود تا دریابیم این آقای خوش بر و رو که عمامه اش را جورج ارمنی طراح لباس خانم های محترمه بزرگان دستگاه خلافت، میپیچد و کاکل نقرهای از زیر عمامه بیرون مینهد و شلوار پیر کاردن و پیراهن حریر و کفش دالی میپوشد در حوزه قدرت جائی به مراتب بالاتر از وزیر خارجه و اطلاعات و دفاع دارد. و چون پیوندهایش با خارجیها نیز مستحکم است بنابراین سی سالی باید صبر کرد تا مثلاً اسناد وزارت خارجه آلمان و فرانسه و یا بریتانیا منتشر شود تا همگان بدانند راز حضور سنگین و همیشگی حسن فریدون روحانی در صحنه قدرت چه بوده است.همه اینها را نوشتم و با آنکه هرگز نمیخواهم پدری را که در سوگ فرزند نشسته ملامت کنم، چون به چشم دیدم که مرگ برادرم چه بر سر پدرم آورد، اما ناچارم در این یک مورد یادآور شوم که جناب دبیر شورایعالی امنیت ملی، با همة موفقیتها و قدرت و شوکت و مکنتش در برابر یک فرد که همانا فرزند بزرگش بود آنچنان ضعیف و متزلزل مینمود که همه آشنایان و دوستانش میدانستند وقتی آقازاده غضبناک به پدر نفرین میکند که دستهایش آلوده به خون و جنایت است و بارها در برابر جمع فریاد زده من ننگ دارم که فرزند پدری هستم که دست در دست ولی فقیه و علی فلاحیان و اکبرهاشمی دارد، دکتر حجت الاسلام حسن فریدون روحانی موش میشود و دم نمیزند.... تا آن روز تلخ که فرزند پس از نوشتن نامه ای طولانی که در آن شرح مفصلی از جنایات پدر و اعمال خلاف شرع و اخلاق و فساد مالی و معاملات پنهانی او، آمده بود به زندگی خود خاتمه داد. روحانی چند ماهی سوگوار بود، همسرش اما هنوز هم سوگوار است، اما خیلی زود، بار دیگر در برابر نیم لبخند قدرت خانم و عشوه های پنهان او، حجت الاسلام «فری» دیده از سرشک غم شست و پا در رکاب کرد و دست بر سینه گذاشت به نشانه اظهار بندگی کردن، و شیوه پیشین از سر گرفت.امروز بساط بازاریابی برای او از همه سو برپاست، اما نکته ای را که خلیفه ولایت و شمس وزیر او هاشمی نوقی از یاد برده اند این است که: مردم ایران در حرکتی که حتی هیچکدام از ما نیز قادر نیستیم، شتاب، سهمگینی و زمان آن را پیشبینی کنیم اما میدانیم که دور نخواهد بود، اجازه نخواهند داد بار دیگر دیوی را در هیأت فرشته، از پس پرده تزویر و فریب ظاهر کنند و با نام دکتر حسن فریدون روحانی به تخت بنشانند...

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ::

خطری که جدیست


http://www.lamit.ro/images/satellite-coverage/Eutelsat-W6/eutelsat-w6-coverage-europe-middle-east-north-africa-beam.jpg

آتش در گرداگرد ایران؟

در 12 اوت 2008، روبرت شیر Scheer گزارشی را در باره نقش محافظه کاران جدید در بر انگیختن رئیس جمهوری گرجستان به جنگ و ربط آن با انتخابات ریاست جمهوری امریکا انتشار داده است: اکتبر سورپرایزی برای رساندن مک کین به مقام ریاست جمهوری امریکا. نکات در خور این گزارش عبارتند از:
● بسا در همین ماه اوت است که اکتبر سورپرایزی تدارک دیده می شود که می باید بکار رساندن مک کین به مقام ریاست جمهوری امریکا بیاید. اما چطور جنگ در گرجستانی که می کوشد از سلطه روس بدر آید، در انتخابات ریاست جمهوری امریکا نقش پیدا می کند؟
پیش از آن که به این پرسش پاسخ دهید، به یاد بیاورید که راندی شونمان Scheunemann ، بمدت 4 سال، نقش لابی دولت گرجستان را در واشنگتن بازی می کرد. تنها در ماه مارس، یک ماه بعد از این که مشاور ارشد مک کین در سیاست خارجی شد، از آن کار کناره گرفت. شونمان بعنوان محافظه کار جدیدی که در مهندسی جنگ عراق شرکت داشت، شناخته بود. او در مقام مدیر تهیه طرح برای امریکا در قرن بیست و یکم، در مهندسی جنگ عراق شرکت کرد. او بعد از شرکت در مبارزات مک کین برای تعیین شدن بعنوان نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه امریکا در سال 2000، رئیس کمیته "آزاد سازی عراق" شد و در هجوم نظامی امریکا به عراق نقش جست.
● قرائنی وجود دارند حاکی از این که او همین نقش را در برانگیختن رئیس جمهوری گرجستان، ساکاشویلی، به دادن دستور حمله به جنوب اوستیا، بازی کرده است. او خوب می دانست و منتظر بود که روسیه واکنش نشان دهد. قابل تصور نیست که ساکاشویلی، با علم به واکنش روسیه، بدون اطمینان خاطر جستن از حمایت امریکا که از زبان کسانی چون شوینمان اظهار شده باشد، دست به چنین کار خطرناکی زده باشد. شوینمان از سالها پیش راهنمای مک کین در زمینه سیاست خارجی بوده است: در 2005، زمانی که او، در ازای دریافت دستمزد، نقش لابی گرجستان را ایفا می کرد، با مک کین در تهیه طرحی برای به عضویت ناتو درآوردن گرجستان، شرکت داشت. یک سال بعد، او بهمراه مک کین به گرجستان رفت و در آن سفر، با ساکاشویلی دیدار کرد و از موضع خصمانه او نسبت به حکومت روسیه، حمایت می کند.

شوینمان نقش اول را برای این که محافظه کاران جدید عنان سیاست خارجی مک کین را بدست آورند، بازی کرده است. محافطه کاران جدید بهیچرو نمی خواهند بگذارند سیاست خارجی امریکا از دستشان بیرون رود. زیرا نیاز به دشمن خارجی برای باز سازی دوران جنگ سرد دارند. با از میان بردن رژیم صدام، میبایستی به مردم امریکا، روسیه را بعنوان دشمنی که برای امریکا خطرناک است، جلوه می دادند. حمله به اوستیا و واکنش روسیه، جو مساعدی برای مک کین، نامزدی حزب جمهوریخواه، پدید آورد. هم اکنون تبلیغات برای شیطان مجسم باوراندن پوتین بیشتر از تبلیغاتی است که برای شیطان جلوه دادن صدام بکار می رفت.
● از هم اکنون، مک کین بنا را بر وجود جنگ سرد و خطرهائی گذاشته است که امریکا می باید برای مقابله با آنها، ولو با تن دادن به جنگ، آماده کند. در برابر، اوباما که می کوشد سیاست خارجی معقولی را پیشنهاد کند، ضعیف می نماید.
افزون بر این، مک کین که وارث فاجعه عراق و رکود اقتصادی است، این ارثیه را از یاد امریکائیان می برد. مجموعه صنعتی - نظامی که بودجه نظامی امریکا را بدانحد بالا برده اند که با بودجه بقیه دنیا برابری می کند، توجیه می شوند.
● محافظه کاران جدید خود را بر حق تبلیغ می کنند در این پیش بینی که روسیه در برابر غرب قرار می گیرد و دوران جنگ سرد از سرگرفته می شود. آنها پوتین را ژوزف استالین دوران جدید جنگ سرد تبلیغ می کنند. مک کین حمله روسیه به گرجستان را محکوم کرد و این کشور را کشوری خواند که می باید مهارش کرد.
● مشاور مک کین در سیاست خارجی، در 17 آوریل، اظهاراتی را که مک کین می باید در گفتگوی تلفنی به رئیس جمهوری گرجستان، بگوید، تهیه کرده بود. در این گفتگو، مک کین دفاع محکمی از جمهوری گرجستان بعمل آورد. روزی بعد از تلفن، شرکت متعلق به شوینمان که کارش ایفای نقش لابی است، قراردادی به مبلغ 200 هزار دلار، برای ایفای نقش لابی بسود گرجستان و دادن مشورت به حکومت گرجستان امضاء کرد.
ستاد تبلیغاتی مک کین می گوید: قرارداد ربطی به گفتگوی او با رئیس جمهوری گرجستان نداشته و اثر بر آنچه او به میکائل ساکاشویلی گفته، نداشته است. اما کارشناسانی که ناظر اخلاقند، نگرانی خود را از اینکه مشاوران مک کین لابی پیشگان هستند، ابراز می کنند. سئوال اینست: آیا کسی که لابی گری می کند منافع دولت خارجی را لحاظ می کند و یا مصالح نامزدی را لحاظ می کند که مک کین است؟ بسیار خطرناک است که نامزد ریاست جمهوری کسانی را مشاور خود کند که بسیار نزدیک به دولتهائی هستند که در نزاع با کشور دیگری هستند.

انقلاب اسلامی: مک کین به مجموعه ای اکتبر سورپرایزها نیاز دارد. اکتبر سورپرایزهای دیگر را خامنه ای و احمدی نژاد و بن لادن و ملا محمد عمر می باید تدارک کنند:

نزاع روسیه با گرجستان و ربطی که با ایران پیدا می کند:

◄ 7 عامل جنگ در قفقاز و گرجستان: استاد دانشگاه نانتر و محقق روابط بین المللی، قائیدز میناسیان، هفت عاملی را که سبب شدند جنگی در قفقاز درگیرد که روسها آن را نمی خواستند، عبارت می داند از (مجله اکسپرس22 اوت):
● عامل اول: از روز اولی که ساکاشویلی به ریاست جمهوری گرجستان انتخاب شد، در پی آن بود که اوستیای جنوبی و ابخازی را به گرجستان ملحق کند. برای رسیدن به مقصود، بر آن شد که مسئله را بین المللی کند. او به اوستیای جنوبی حمله کرد زیرا ارزش استراتژیک کمتری داشت. او فکر می کرد روسیه واکنش نشان نخواهد داد. اما برآن نشد در این باره اطمینان کامل حاصل کند.
● عامل دوم: روسیه می خواست به دوران واپس روی خود پایان دهد و برآن شد ارتش گرجستان را گوشمالی دهد و تحقیر کند و مانع از پیوستن گرجستان به ناتو شود. می خواهد رقابتی سخت با امریکا، بر سر نفوذ در کشورهای حوزه دریای سیاه کند. بدیهی است روابط بد شاکاشویلی با پوتین نیز مزید بر علت شد.
● عامل سوم: روسیه به مسئله از دیدگاه "منطقه نفوذ" می نگرد حال این که گرجستان از منظر استقلال ملی به موضوع نزاع می نگرند. روسیه ناتو را سیستمی ضد خود می داند و گرجستان آن را حامی خود می بیند. افزون بر این، طرحهای امریکائی و روسیه خط لوله نفت و پذیرفته شدن طرح امریکائی که عبور لوله های نفت از گرجستان و نه از روسیه است ، عامل جنگ و پی آمدهای آنست.
● عامل چهارم: روسها سه قرن صرف تصرف قفقاز و مهار آن کردند. بدین کار، راه خود را به ایران و خاورمیانه گشودند. ارمنستان متحد استراتژیک روسیه است. سه پایگاه نظامی روسیه در این کشور وجود دارند. آذربائیجان نیز، به رغم مشکل قره باغ علیا، روابط خود را با روسیه عادی کرده است. روسیه بهترین روابط اقتصادی را با آذربائیجان و ارمنستان دارد و شرکتهای بزرگ روس در گرجستان فعالیت دارند.
● عامل پنجم: امریکائیها سعی می کنند نفوذ خود را در کشورهای اطراف روسیه مستقر کند. امریکائیها متمرکزند بر اوکرائین و قفقاز جنوبی و آسیای میانه. می خواهند مسیر عبور لوله های نفت و گاز را مهار کنند و مانع از آن شوند که روسیه از نو یک قدرت بزرگ شود. امریکا می خواهد کشورهائی را که پیش از این جزء روسیه بودند، زیر چتر ناتو قرار دهد. و نیز می خواهد محاصره ایران را کامل کند.
● عامل ششم: آیا جنگ در گرجستان حضور امریکا در این منطقه را زیر علامت سئوال می برد؟ نه. اگر شورای امنیت قطعنامه ای را تصویب کند که، در آن، حضور هیأت صلح بین المللی در ابخازی و اوستای جنوبی، خواسته شود، بسود امریکا است. بهررو، امریکا با احتیاط بیشتر عمل خواهد کرد.
● عامل هفتم: مسئله قفقاز جنوبی یک شفافیتی پیدا کرد. از این پس، توسل به زور در دیگر نزاعهای منطقه، از جمله قره باغ علیا، منتفی بنظر می رسد. بطور قطع، مردم گرجستان از ساکاشویلی حساب خواهند خواست. او از بحران بسیار ضعیف بیرون آمده است. بخصوص که گرجستان نتوانست محور قفقاز جنوبی بگردد.
◄ در 20 اوت 2008، استراتفور، تحلیلی در باره ارتباط نزاع روسیه با گرجستان و ربط آن با ایران انتشار داده است:
● دیدار 19 ژوئیه میان هیأت ایران با هیأتهای کشورهای 5 +1 و مهلت دو هفته ای که به ایران داده شد و پاسخی که ایران به 6 کشور داد و سبب شد که امریکا آن را پاسخ پرسش شش کشور (در دوران پیش مذاکره، نیفزودن بر سانتریفوژها و در دوران مذاکره تعلیق غنی سازی) ندانست و ایران را به مجازاتهای سخت تر تهدید کرد.
پیش از آن، امریکا و اسرائیل بطور آشکاری، بر فشار خود بر ایران افزوده بودند. چنانکه گوئی جنگ تدارک نیز دیده شده است: مانور هوائی اسرائیل در دریای مدیترانه و "درز" دادن تمرین های محرمانه توسط امریکا. انتشار گزارش ها در باره عملیات هواپیماهای اسرائیل مستقر در پایگاههای هوائی امریکا در عراق و در انترنت، گزارشها در باره گسیل ناوگانهای امریکا به خلیج فارس برای به محاصره دریائی درآوردن ایران انتشار می یافتند. چرا ما به این ناوگانها اشاره نیز نکردیم، زیرا چنین ناوگانهائی وجود نداشتند. آن زمان، ما این تهدید های امریکا را بلوف تلقی می کردیم. اما امکان مجازات ایران را بسیار واقعی می شمردیم. تا این که جنگ در گرجستان روی داد.
● اینک رفتاری که روسیه در گرجستان کرده است، به امریکا این امکان را داده است که به سراغ ایران باز رود. با وجود این، با توجه به نقش کلیدی روسیه در تصویب و اجرای مجازاتها بر ضد ایران، اگر روسیه در تصویب و اجرای مجازاتهای جدید شرکت نکند، ایرانیها می توانند فرآورده های اروپائی را از طریق روسیه بخرند. البته برای ایران مضیقه بوجود می آورد اما امنیت ملیش را به خطر نمی اندازد.
بنا بر این، یک رشته پرسشها پیش روی ما قرار می گیرند: هرگاه ناتو گرجستان را به عضویت خود بپذیرد، آیا روسیه در تهیه و تصویب قطعنامه جدید شرکت می کند؟ پرسش دوم و مهمتر اینست: خط قرمز روسیه کدام است؟ برای اینکه پرسش خود را دقیق تر کنیم، می گوئیم: هرگاه پاسخ امریکا از طریق ناتو موافقت با عضویت گرجستان در ناتو باشد، آیا افزایش فروش اسلحه توسط روسیه به ایران، از جمله سیستم موشکی S-300 را درپی می آورد و تکنولوژی اتمی برای استفاده صلح آمیز را به ایران می دهد؟
بدین قرار، این امریکا است که می باید تصمیم بگیرد کدامیک از ایران یا گرجستان، تقدم دارند. بنظر ما گزینشی شامل پذیرفتن گرجستان به عضویت ناتو و در همان حال، انتظار همکاری داشتن از روسیه در مورد ایران، آسان گیری است.
● ایرانیها نیز می باید تصمیم های مهمی را اتخاذ کنند. از دید ما، ایرانیها اساسا تصمیم خود را گرفته اند. یکی بدین خاطر که آنها در رابطه با همه کشورهای بزرگ، منزوی شده اند. نیاز دارند که توافقی بر سر عراق و نیز برنامه اتمی خود بعمل آورند.
اینک، ایرانیها می باید بدقت تیره شدن روابط امریکا و روسیه را زیر نظر بگیرند و ببینند تیرگی چه اندازه خواهد شد. و بنگرند که آیا متحدی بدست آورند. اگر بتوانند متحدی بدست آورند، هرچه در باره تثبیت وضعیت عراق انجام شده است، برباد می رود. در این میان، مقتدی صدر در صحنه حاضر شده و امریکا را تهدید به اخراج از عراق کرده است. سخنان او، آزمایشی است که ایران بعمل می آورد. می خواهد ببیند آب چه اندازه گرم است.
حدس ما اینست که امریکا با توجه به وضعیت در افغانستان و پاکستان و عراق و مسئله ایران، به اظهارات قاطع اکتفا می کند و کاری نخواهد کرد که روسیه را در کنار ایران قرار دهد. و روسیه نیز پس از بازیافتن منطقه نفوذ خود، روی به همکاری با امریکا خواهد نهاد. بنا براین، ایران، از نو، مسئله روز می شود.
● هرگاه حدس ما صائب از آب در نیاید و امریکا بنا را براین بگذارد که در مورد گرجستان، به موضع گیری قاطع بسنده نکند، تحول استراتژیکی روی خواهد داد و وضعیت دیگر خواهد شد. احتمالا  این تحول موضوع صفحات اول نیویورک تایمز و واشنگتن پست خواهد شد و در همان حال، حکومت امریکا طرحهای محرمانه حمله به ایران را آماده بکار بردن خواهد کرد.

انقلاب اسلامی: بنا بر این ارزیابی، در هر دو حال، بازنده ایران است. در حقیقت، رژیم مافیاها ایران را در موقعیت وجه المصالحه شدن و یا قربانی حمله نظامی گشتن قرار داده است. آزمایش موشک قمر بر دست به دست جنگ در گرجستان داد وتوجیهی برای امضای قرارداد استقرار سیستم دفاع موشکی میان امریکا و لهستان گشت:

آزمایش موشک ماهواره بر، موفق یا ناموفق؟ - واکنشهای امریکا و روسیه:

◄ در 26 مرداد، رژیم خبر از آزمایش موفقیت آمیز موشک قمر بر را داد. به دنبال آن، احمدی نژاد گفت: ایران آماده است به کشورهای مسلمان کمک کند تا آنها نیز قمرهای مصنوعی خود را به فضا پرتاب کنند. استراتفور (19 اوت )، در این باره، تحلیلی را انتشار داده است:
● با وجود ناموفق بودن آزمایش، وجود موشک چند طبقه ای در ایران، هم برای ایران و هم برای امریکا مهم است. دو روز بعد از آنکه ایران خبر آزمایش سفیر امید را انتشار داد، دو پی آمد مهم ببار آورد:
1 - پیشنهاد در اختیار گذاشتن امکان فرستادن قمر مصنوعی به فضا به کشورهای اسلامی.
2 - امریکا اعلان کرد آزمایش، بلحاظ عمل نکردن طبقه دوم موشک، ناکام شده است.

● آزمایش موشکی ایران تنها فرآورده کار مهندسان و دانشمندان ایرانی نیست. حاصل همکاری گسترده کره شمالی با ایران در قلمرو موشکی نیز هست. هر دو کشور بر پایه موشک روسی اسکود، موشک می سازند. این موشک نیز بر اساس موشک V-2 ساخته شده است که آلمانها در جنگ دوم جهانی ساختند و بکار بردند. موشک ایرانی همانند موشک کره شمالی Taepodong - 1 است.
● با اینکه آزمایش موفق نشده است اما موشک سفیر امید مبنای ساختن موشک بالستیک ایران می شود. جدا شدن طبقه دوم از طبقه اول - که امریکا می گوید موفق نبوده است - نیاز به رفع نقائص فنی دارد. با رفع نواقص، ایران صاحب این موشک می شود. در صورتی که ایران موفق به رفع نواقص شود، هم به ملی گرائی ایرانیان را ارضاء کرده است و هم اصرار امریکا را بر استقرار سامانه های دفاع موشکی، موجه کرده است.

* نگرانی امریکا بابت آزمایش موشک قمر بر ایران با وجود این که آن را شکستی غمبار می داند:

◄ به گزارش خبرگزاری فرانسه (17 اوت)، امریکا نگران آنست که چنین موشکی قابل تبدیل به موشک دوربردی است که در جنگ کاربرد دارد.
تلویزیون ایران می گوید این آزمایش ایران را قادر می کنددر آینده، قمر مصنوعی خود را در مدار زمین قرار دهد. دولتهای غرب که نگران آنند که ایران قصد ساختن بمب اتمی دارد، این آزمایش را دلیل دیگری بر موجه بودن نگرانی خود بشمار می آورند. گوردن جون درو، سخنگوی کاخ سفید، می گوید: "آزمایش چنین موشکی توسط ایران، با مصرف دوگانه ای که دارد، این پرسش را پیش رو می نهد که مقاصد بعدی ایران کدامهایند. این آزمایش با قطعنامه های شورای امنیت مغایر است".
◄ به گزارش هاآرتص (20 اوت) مقامات امریکا آزمایش موشکی ایران را شکستی غمبار توصیف کرده اند. با وجود این، آزمایش بنفسه پیشرفتی در جهت ساختن موشک نظامی است:
● یک مقام اطلاعاتی امریکا گفته است: موشک پس از پرتاب، عمل نکرد و فرو افتاد و می توان آن را شکستی غمبار توصیف کرد.
● یک مقام وزارت دفاع امریکا نیز آزمایش موشک قمر بر ایران را ناموفق توصیف کرده است.
● اما شارل ویک، یک تحلیل گر ارشد گروه مطالعات پیرامون امنیت جامع، گفته است: اینطور می نماید که ایران با تکنولوژی طبقه دوم موشک بالستیک آشنا شده و داده های لازم برای این که بتواند چنین موشکی را تکمیل کند، در اختیار گرفته است. این تکنولوژی می تواند در ساختن موشکهای قادر به حمل کلاهک اتمی تا هدفهای خود در چین یا اروپا، بکار رود. فیلم آزمایش نشان می دهد که موفقیت آمیز نبوده است اما قدمی به پیش در ساختن موشک بالستیک است.

* واکنش اسرائیل: اگر ایران می تواند این موشک را به فضا پرتاب کند، پس می تواند موشکهائی را هم بسوی هدفهائی در چند هزار کیلومتری پرتاب کند:

◄ هاآرتص (19 اوت 2008) واکنش مقامات اسرائیلی را این سان گزارش کرده است:
● یک مقام امنیتی اسرائیل: اگر ایران می تواند چنین موشکی را به فضا پرتاب کند، پس می تواند موشکهائی را هم بسوی هدفهاائی در چند هزار کیلومتری پرتاب کند.
● یک کارشناس اسرائیلی، به نام تال اینبار Tal Inbar ، محقق ارشد موسسه فیشر که به مطالعات استراتژیک در باره هوا و فضا می پردازد، می گوید: آزمایش ایران نقطه عطفی است که برای امنیت اسرائیل پی آمدها دارد. این آزمایش موفقیت تکنولوژی بسیار مهمی است. موشک غیر نظامی پوششی است برای این که ایران بتواند قطعات و تکنولوژی موشکی را برای اجرای برنامه های نظامی خود، از بازار بین المللی تهیه بیند .
● اما اسحق بن اسرائیل، رئیس پیشین آژانس فضائی اسرائیل، بر این نظر است که آزمایش این موشک جنبه تبلیغاتی دارد و یک موفقیت علمی و فنی بشمار نیست. او نگرانی هایی که برخی از مقامات اسرائیل ابراز کرده اند را اغراق آمیز توصیف کرد. این گونه اظهارات بسود ایران تمام می شود که سعی دارد اسرائیل و امریکا را از حمله به تأسیسات اتمی ایران منصرف کند. قمری که ایران پرتاب کرده است یک جعبه 20 کیلوئی است نظیر همان جعبه ای که دانشجویان موسسه فنی اسرائیل، 10 سال پیش از این ساخته اند. این آزمایش تنها بقصد تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی اسرائیل بعمل آمده است. تبلیغات گسترده ایران قصدش را بر ملاء می کند.

* روسیه: آزمایش موشک قمر بر ایران نباید دست آویز شود:

◄ به گزارش خبرگزای فرانسه (19 اوت)، لاورو، وزیر خارجه روسیه گفته است: دلیلی برای نگرانی از بابت آزمایش موشک قمر بر توسط ایران نیست. دلیل قراردادن آن برای استقرار سامانه های دفاع موشکی در اروپای شرقی، بهیچرو، پایه و مایه ای ندارد. نگرانی که امریکا در باره آزمایش موشکی توسط ایران ابراز کرده است، اساسی ندارد. ایران موشک با برد 2000 کیلومتر دارد. کافی است آن را با پرتاب کننده دیگری مجهز کند. ربط برقرار کردن میان آزمایش موشک توسط ایران با ضرورت استقرار سامانه های دفاع موشکی در چک و لهستان، توجیه شدنی نیست.
جنگ در گرجستان مزید بر علت شد و به امضای موافقتنامه امریکا و لهستان در باره استقرار سامانه دفاع موشکی در لهستان شتاب بخشید.

موافقتنامه امریکا و لهستان پیرامون استقرار سامانه دفاع موشکی:


◄ در 20 اوت 2008، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه‌ي‌ آمريكا به همراه رادوسلاو سيكورسكي، وزير امور خارجه‌ لهستان، توافقي را امضاء کردند كه پنجشنبه هفته گذشته بر سر آن به توافق اوليه دست يافته بودند.
بر اساس اين قرارداد آمريكا در فاصله‌ي سال‌هاي 13-2011، 10 موشك ردیاب خود را، برای مقابله با حمله موشکی "محور شر" (ایران)، در خاك لهستان مستقر خواهد كرد.
رايس پيش از امضاي اين توافق گفته بود: اين سيستمي است تدافعي و هدفش هيچ كسي نيست. بنا بر این موافقتنامه، امریکا يك سپر دفاع موشكي را مستقر خواهد كرد كه به ما كمك مي‌كند با تهديدات قرن 21، تهديدات موشك‌هاي دوربرد دولتهای شرور، مقابله كنيم.
◄ کوریه انترناسیونال، این ارزیابی روزنامه لهستانی را در باره این موافقتنامه انتشار داده است:
امریکا و لهستان توافقی را امضاء کردند برای ایجاد یک سپر دفاعی در برابر خطر موشکی احتمالی ایران. روزنامه دو ولکسکرانت De Volkskrant امضای این موافقتنامه، به توجه به جنگ در قفقاز، در زمان بدی به امضاء رسید. روزنامه می افزاید: موافقتنامه می باید ارزش واقعی خود را نشان دهد. یعنی می باید دفاع مؤثری در برابر حمله ای باشد که در حال حاضر خطر آن وجود ندارد اما آیا سرد شدن رابطه با روسیه، وجود این خطر را جدی می نماید؟ به دنبال ابراز همبستگی با لهستان، اظهار تفاهم با روسیه منتفی نیست. بخصوص که سامانه دفاع موشکی در سال 2012 ممکن است برای استفاده آماده شود. بهرحال اساسی اینست که همراه با ایجاد این پایگاه در اروپای شرقی، منتظر ماند و دید آیا فشار دیپلماتیک و اقتصادی کافی برای خنثی کردن تهدید ایران خواهد بود یا خیر.

* امریکا در اسرائیل نیز رادارهای هشدار دهنده ایجاد می کند:

◄ در 17 اوت رادیو آلمان خبر داده است: برای جلوگيری از حملات موشکی احتمالی ايران,آمريکا رادارهای هشداردهنده‌ی پيشرفته در خاک اسرائيل نصب مي‌کند. ايالات متحده‌ی آمريکا مي‌خواهد برای حفاظت از اسرائيل در برابر موشک‌های ايرانی سيستم رادارهای هشداردهنده‌ پيشرفته در خاک اسرائيل نصب کند. اين رادارهای هشداردهنده از آغاز سال آينده‌ ميلادی فعاليت خود را آغاز خواهند کرد. روزنامه‌ی اسرائيلی هاآرتص روز يکشنبه (۱۷ اوت/۲۷ مرداد) به نقل از مقام‌های بلندپايه ارتش اسرائيل خبر داد که قرارداد نصب رادارهای هشداردهنده در خاک اسرائيل از سوی وزارت دفاع آمريکا امضا شده است. اين تاسيسات در صحرای نگو (Negev) در غرب اسرائيل نصب مي‌شوند و با شبکه‌ ماهواره‌ای نظامی آمريکا در ارتباط دائم خواهند بود.
يک سخنگوی مقام‌های مسئول امور موشکی در وزارت دفاع آمريکا به روزنامه‌ هاآرتص گفته است: اين سيستم هشداردهنده مي‌تواند شعاع ديده‌بانی و کنترل خود را تا ۲ هزار کيلومتر افزايش دهد. به گفته‌ اين سخنگو، اين مسافت به ويژه برای مقابله با موشک‌هايی که ممکن است از مبداء ايران به سوی اسرائيل شليک ‌شوند، ضرور است. تاسيسات هشداردهنده‌ کنونی اسرائيل حداکثر تا ۹۰۰ کيلومتر برد دارند. فاصله ايران تا اسرائيل ۱۵۰۰ کيلومتر است.
به نظر مي‌رسد آمريکا با نصب سيستم‌های هشداردهنده‌ جديد، درصدد برطرف کردن بخشی از نگراني‌های اسرائيل درباره‌ ادعاهای مربوط به افزايش توان موشکی ايران است.
تاسيسات جديد هشداردهنده از آغاز سال ۲۰۰۹ با هدايت مستقيم سربازان آمريکايی فعاليت خود را آغاز خواهند کرد. براساس گزارش مجله‌ تخصصی "اخبار دفاعی"، با نصب رادارهای هشداردهنده‌ جديد، برای نخستين‌بار سربازان آمريکا به طور دائم در خاک اسرائيل مستقر خواهند شد. اين روزنامه‌ اسرائيلی چهارشنبه‌ گذشته (۱۳ اوت / ۲۳ مرداد) نوشته بود مقام‌های امريکا علاوه‌ بر مخالفت با حمله‌ی اسرائيل به ايران، تقاضای تل‌آويو برای فروش هواپیمائی که به هواپیماهای جنگی اسرائیل امکان می دهد در هوا بنزین گیری کنند، را نيز رد کرده اند.
هم‌چنين آمريکا و اسرائيل در نظر دارند با نصب برنامه‌اي، امکان مقابله با موشک‌های کوتاه‌برد را نيز فراهم آورند که از نوار غزه و يا از خاک لبنان به سوی اسرائيل پرتاب مي‌شوند. در سال‌های شهرهای اسرائيل بارها با موشک‌های "قصام" مورد هدف قرار گرفته است. اين موشک‌ها از سوی شبه‌نظاميان فلسطينی شليک مي‌شوند. در جريان جنگ ۳۳ روزه ميان اسرائيل و حزب‌الله لبنان در تابستان سال ۲۰۰۶ نيز خاک اسرائيل با موشک‌های کوتاه‌برد حزب‌الله هدف قرار گرفت.

* سارکوزی: حاصل کار ایران یا بمب ایرانی است و یا بمباران ایران:

◄ در 26 اوت، سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، در دیدار با سفیران فرانسه در کشورهای مختلف جهان، در باره ایران، گفته است: در صورتی که ایران موضع خود در مورد برنامه اتمی را تغییر ندهد، تحریم ها علیه ایران باید در همه عرصه ها تشدید شود. همه از آلترناتیو فاجعه باری که جهان با آن روبرو خواهد شد خبر دارند؛ چیزی که سال گذشته در چند کلمه خلاصه کردم: بمب ایرانی یا بمباران ایران. هیچ کس نمی خواهد کار با این فاجعه پایان پیدا کند.
استراتژی اروپا براساس این اعتقاد تنظیم شده است که جامعه بین المللی نمی تواند به ایران اجازه مجهز شدن به سلاح اتمی را بدهد.
اروپایی ها به همراه آمریکا، روسیه و چین باید قاطعانه مسیر حرکت خود را حفظ کنند، و در صورت ناکامی ایران در دادن پاسخ (مثبت)، باید تحریم ها در کلیه عرصه ها تشدید شوند.
من می خواهم که دیالوگ با ایران ادامه یابد و رهبران ایران جدی بودن وضعیت برای کشورشان را تشخیص دهند. من آنها را ترغیب می کنم داوری نسل های آینده درباره گزینه های امروز را در نظر بگیرند، زیرا تصمیم گیری در این زمینه بر عهده ایران است.
اگر ایران نیروی صلح آمیز هسته ای می خواهد، برای دستیابی به آن کمک دریافت خواهد کرد. اگر ایران نیروی اتمی از نوع نظامی می خواهد، جامعه بین المللی با این انتخاب خواهد جنگید.

انقلاب اسلامی: حاصل فصل اول این شد که جنگ درگرجستان، ایران و امریکا را در موقعیت جدیدی قرار داده است. در این موقعیت، یکی از دو گزینش، جنگ می شود. تحول اوضاع عراق و افغانستان و پاکستان نیز بر رابطه دو طرف اثر می گذارد. با اینهمه، پیش کشیدن "گزینش جنگ" می تواند "اکتبر سورپرایز" سازی برای انتخابات ریاست جمهوری امریکا باشد:

منبع: سایت انقلاب اسلامی در هجرت


 

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ::

بدون شرح

 















 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ::

مطالب قبلي

آدرس بلاگ دیگر بندهbamdadeiran.blogsky.com می باشد.
این داستان: میرحسین کُشون.
انتخابات، مسئله ما نیست.
یک عدد تصمیم کبری
از ملی شدن نفت تا روز ملی فناوری (وارداتی) هسته ای
میرحسین خوب، بد یا بدتر
دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان
نوروزتان پیروز
فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع
مسیح جان تو دروغ می گویی
فعلا باید صبرکرد. این می تواند بخشی از پلان انتخاباتی مشترک خاتمی، موسوی باشد.
برای ما، اول کمدی بعد تراژدی
اگر باز هم احمدی نژاد از صندوق جادویی رای گیری درآمد، آنگاه مسئولیت ما چیست؟
اگر خاتمی، خاتمی شیراز باشد، درود بر او
هشداری برای رهبر دسته کورها
برای یک مرد
خاتمی عزیز، ایران امروز ما ابراهیمی دگر می خواهد.
شهید دفن شدنی نیست، یکی این را به بسیجی ها بفهماند.
توهمی به نام جنبش ماهستیم و خوشحالی بوقچی های جمهوری اسلامی
یک پیشنهاد برادرانه

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

سلام به همه شما دوستان
هدف من از ایجاد این وبلاگ در واقع نوعی پاسخ به احساس وظیفه ایست که با کمی تامل در اوضاع این سرزمین هر فرد ایرانی به نوعی آن را حس می کند.در این زمینه نمی توانم علاقه وافر خود را نادیده گرفته و از ذکر آن بپرهیزم.اما زایش فضای سرشار از رعب و وحشت و صد البته سانسور که زایشگرانش همانا سردمداران سیستم فعلی حاکم بر این ملک می باشند انگیزه اصلی من و یقینا بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالان در عرصه اطلاع رسانی بود و هست و به امید یزدان پاک خواهد بود.پس از توقیف گسترده مطبوعات که دیرزمانی از وقوع آن نمی گذرد این وبلاگ نویسان هستند که برای رسالت کلی همه آزادی خواهان و دوستداران ملک و میهن به عنوان خط شکن عمل کرده و در راستای اطلاع رسانی دقیق و تبادل آزاد آرا و افکار گام بردارند که البته در این چند سال به حق این مسئولیت را شجاعانه پذیرفته و بدان عمل کرده اند .بنده به عنوان عضوی کوچک از این مجاهدان راه آزادی سعی در گام برداشتن در این مسیر پر سنگلاخ نهاده ام .بی شک در این راه همکاری و همگامی شما عزیزان برای من افتخاری بس بزرگ است . با این امید و با آرزوی پیشرفت و سربلندی این ملک و میهن این فعالیت را شروع کرده و ادامه خواهم داد.در این وبلاگ سعی بر آن می شود که اطلاعات دقیق و همچنین مقالات مهم پیرامون اوضاع ایران در وجوه داخلی و خارجی در معرض توجه شما قرار گیرد .

با سپاس فراوان محمدرضا شکوهی فرد 15/10/1385

ایران 1367
وقایع
مقالات..
حقوق بشر
زنان
هنری
تازه های وب
از همه رنگ
English








اخرین شماره
ادعا !




جستجو



آرشيو
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385

 

لوگوی دوستان



آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

 

All Rights Reserved 2006 © http://shokouheiran.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh

Balatarin مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin