تبليغاتX
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو

مدیر وبلاگ: محمدرضا شکوهی فرد







موضوعات

لینک ها
امضاء برای نجات فرزاد کمانگر
دانلود کتاب گروگانگیری و جانشینان انقلاب
دانلود کتاب نامه ها از بنی صدر به خمینی، رجایی،رفسنجانی و دیگران
دانلود کتاب یادهای زندان؛ خاطرات زندانیان دهه شصت
فاجعه سینما رکس آبادان
دانلود کتاب پاسخ به تاریخ- نوشته محمدرضا شاه پهلوی
دانلود کتاب خاطرات آیت الله منتظری
دانلود کتاب یکرنگی، اثر شاپور بختیار
دانلود کتاب اسناد دادگاه میکونوس
فایل صوتی سخنرانی 13 رجب 1376 آیت الله منتظری درباره ولایت فقیه
دكتر علي رضا نوري زاده
سایت العربیه فارسی
خبرنامه اميركبير
روزآنلاین
مسعود بهنود
امير فرشاد ابراهيمي
طنين دانشجو
(nature) هفته نامه علمي بين المللي
روزنامه گاردين
The Independent روزنامه اينديپندنت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 

لینکدونی
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا نوری زاده
فیلتر شکن عالی
VOA
احمد باطبی
خبر نامه امیر کبیر
مسیح علی نژاد
پیک نت
امیر فرشاد ابراهیمی
مسعود بهنود
گویا نیوز


شرمگین شویم اگر واژه شرم از خجالت ناپدید نگردد

http://www.polysolve.com/index.php/1010110A/99bdec98b4fe71735c3cad4d47f9b6014dfcf510fed99b9a2ca78f46da7af87b17058

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

محمدرضا شکوهی فرد



چنین تصویری که دیدنش ما را به تعجب وا نمی دارد.

تاسف هم واژه ای نیست که تاب و توان جایگیری در این سیاه متن را داشته باشد. با دیدن چنین تصاویری من و توی ایرانی شرم می کنیم. بله این تصویر یکی از شهروندان ایرانی است. البته یکی از هزاران تصویری که روزانه من وتوی ایرانی مجبور و محکوم به دیدنش هستیم البته اگر از جمله فاحشگانی همچون حسین درخشان نباشیم. به امید روزی که توان انجام عملی غیر از شرمگین شدن در من و توی به اصطلاح ایرانی به وجود آید. من همیشه نه به عنوان صرفا یک مخالف سیاسی بلکه به عنوان یک ایران دوست که متر به متر این خاک را عاشقناه می پرستم خواهان حل و فصل معضل وجودی نظام جمهوری اسلامی از طریق غیر دیپلماتیک بوده و هستم و امیدوارم که جسارت اینگونه اندیشیدن را در آینده نیز داشته باشم. تاکید بر مثبت بودن روند دیپلماتیک در مواجهه با نظام سر تا پا آغشته به میکروب ایدئولوژی ماکیاولیستی حاکمان ایران را همیشه بیش از یک حماقت و بلاهت ساده سیاسی یک جنایت در حق آینده ایران زمین و البته خاورمیانه و جهان می بینم و می دانم.از همین رو پیوسته از حمله دول مسئول به ایران و پیاده شدن متد های میلیتاریستی در تقابل با این غده متعفن و البته رو به زوال حاکم بر سرزمینم تنها راه نجات زودرس می پندارم. بله احتمالا هزینه هایی بسیاری در ابعاد جانی و مالی را بر این سرزمین تحمیل خواهد کرد اما نباید فراموش کنیم  که این هزینه های پرداختی محتمل به غایت کمتر و ناچیز تر از هزینه هایی است که با طول عمر بیشتر این رژیم بر جامعه ایرانی در زمینه های مختلف سیاسی و فرهنگی و اعتقادی ملت ایران مجبور به پرداختش خواهد شد. به قول ژان لاک جامعه ای که نخواهد در راه تعالی خویش هزینه پرداخت نماید لاجرم خود هزینه تاریخ خواهد شد. شاید بسیاری من را خودفروش  وطن فروش قلمداد کنند. از آنها خواهم پرسید چه تلقی منطقی و عینی از خودفروشی در ذهن خود دارندو یا اینکه دستگاه های تبلیغی جمهوری اسلامی در ذهنشان ساخته اند. اگر قائل به صحت چنین تعریفی از واژه خودفروش و وطن فروش باشیم احتمالا می بایست بسیاری از آلمانیها و ایتالیایها و مجار ها  و اهالی  دیگر ممالک جهان را که چند دهه پیش گرفتار توهمات فلسفی رهبرانشان بودند را نیز در دایره بسته این معرفی بگنجانیم. به عنوان مثال من شخصا حاضرم در صورت مطلع بودن از کثافت کاری های نظامی جمهوری اسلامی در زمینه هسته ای و یا داشتن مدرک پیرامون فعالیت های هسته ای نظامی جمهوری اسلامی این داشته های مستند خود را به خارج از مرزها انتقال دهم بدون آنکه کوچکترین  شبه و شک واحساس بدی نسبت به وطن دوستی خود داشته باشم. مشکل بسیاری از ما ایرانیان گرفتار شدن مان آنهم به فوریت در دام احساسات غیر منطقی است و متاسفانه این احساسات پوچ و غیر علمی خود را هم معنی و مترادف ذاتی مفاهیم مقدسی همچون وطن دوستی می دانیم. البته این نظر من است و می تواند از دیدگاه بسیاری دیگر نامعقول و ناموجه باشد اما خود به شخصه مومنانه بدان اعتقاد داشته و روزی را که خدای ناکرده در گرداب توهمات احساسی و ناکارآمدی همچون میهن پرستی کاذب گرفتار آیم روز مرگ خود دانسته اعتقاد و عمل در مسیر اگزیستانسیالیم ملی را بهترین و کم خرج ترین راه برای رهایی از میکروب کشنده جمهوری اسلامی می پندارم. به امید آزادی ایران عزیز

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ سه شنبه سی ام مهر 1387 ::

عكسي از 6 سالگي محمود احمقی نژاد به همراه پدرش

{ اين تصوير مربوط است به زمان كوچ احمقی نژاد (سابورجيان) بزرگ به گرمسار }


براي ديدن تصوير در اندازه بزرگتر، اينـجـا را كليك كنيد

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ سه شنبه سی ام مهر 1387 ::

دانستن حق مردم است

افشاگری امیرفرشاد ابراهیمی پیرامون فعالیت ها و هماهنگی های رادیو زمانه با دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی

رادیو زمانه ، مهدی جامی و پسرخاله های قدرت حدود یکسال از گزارش روزنامه چپگرای فولکس کرانت در هلند درباره رادیو زمانه و آنچه که با بودجه اعطایی اش از سوی پارلمان هلند می کند گذشته است ، از همان زمان آقای مهدی جامی بجای جوابگویی منطقی به انتقادها و خدشه هایی که بر اندیشه تاسیس این رادیو بر اثر مدیریت نابخردانه اش افتاده بود به فحاشی و دروغگویی ادامه داده تا بدین روز وی منتقدانش را افرادی دروغگو و ترسو معرفی کرد و آنها را از جنس قماشی خواند که دلشان می خواهد رادیوهای فارسی زبان فقط فحشهای رکیک به رهبران ایران بدهند و انتقاداتشان از جنس نقد نیست که در پی انتقام صرف از جمهوری اسلامی ایران هستند ! . بیش از یکسال است که مهدی جامی و اعوان و انصارش در رادیو زمانه و بواسطه آن بودجه های اعطایی وکیل های فراوانی استخدام نمودند و هر گونه انتقادی را با شکایت و تهدید و ارعاب پاسخ داده اند ، یانی کرون و آنیکه کرانن برگ گزارشگران کذایی روزنامه فولکس کرانت را که از جمله فعالان بنام و روزنامه نگاران مستقل هلندی هستند را به دادگاه کشاندند و دیگر منتقدان را نیز تهدید به شکایت نمودند ! طبیعی بود که در اینچنین فضای امنیتی که پسرخاله های قدرتمدار آقای جامی در رادیو زمانه ایجاد نموده بودند فضای نقد و تنویر افکار عمومی بسته شده و در این مدت ایشان در اتوبانی یکطرفه تاختند و تاختند ، اما همه قصه در اینجا به پایان نرسید. اگر یادتان باشد همان زمانها که آقای جامی من را با دوست روزنامه نگارم دکتر علیرضا نوری زاده یکی دانست و حرفهایمان را بی مبنا و اساس خواند و همان روزها که آقای داور نبوی (که امیدوارم این روزها سلامتی اش را بازیافته باشد ) من را به چماقداری و تند روی در عرصه وبلاگستان متهم نمود وعده داده بودم که مدارکی از ساخت و پاخت های آقای جامی با جمهوری اسلامی دارم که بزودی آنها را منتشر خواهم نمود ، فولکس کرانتی ها متاسفانه از پسرخاله های قدرتمدار آقای جامی می ترسیدند و از انتشار آنها شانه خالی کردند ، در دیداری که چندی پیش با یکی از آن روزنامه نگاران داشتم می گفت : مهدی جامی فردی است که علنا دروغ می گوید و بیشتر اهل نزاع است تا گفتگو وی وکیلهایی استخدام کرده که بیشتر از جنس دروغگویان اوباش هستند تا حقوقدان ! و من البته ترس آنها را می فهمیدم ، و رنگ و نگاهشان را از شانه خالی کردن می شناختم که خود روزنامه نگارم و می دانم وقتی که با قدرت و فرقه طرفی احتیاط شرط عقل است ، به ناچار کار را در جاهای دیگری پی گرفتم و از جمله همانجایی که بودجه را اختصاص داده بود ؛ پارلمان هلند ! در همین گیرو دار و رفت و آمدها و پیگیری ها بود که مدارک دیگری نیز از ریخت و پاش های مالی و ساخت و پاخت های آقای جامی با بنیاد پرس ناو بدستم آمد ، مهدی جامی و اعوان و انصارش در رادیو زمانه که بهترین تعبیر برایشان فرقه جامی است با خریدن افرادی در پرس ناو و ارائه آمارهای کذب و غلط از موفقیتهای چشمگیر رادیو زمانه بدنبال سفت کردن جای پای خودشان در رادیو زمانه بودند اما غافل از اینکه اروپا با تهران فرق دارد و یکی از برکات دموکراسی این است که چیزی پنهان نمی ماند ، همه اینها را که گفتم مفاسد مالی و اداری فرقه جامی بوده که البته ماجرا به همین جا ختم نمی شود متاسفانه آقای جامی از همان ابتدائی ترین روزهای تشکیل و برپایی رادیو زمانه که به ایران سفر کرده بودند و در طی دیدارشان در ایران با مدیران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین با نمایندگان وزارتخانه های اطلاعات و امورخارجه دیدارو جلساتی داشتند تفاهم نامه ای را امضاء نمودند که در آن به صراحت ایشان متعهد شده اند تا در قبال آزادی بی قید و شرط رفت و آمد خبرنگاران و پرسنل این رادیو به ایران و همکاریهای دیگر فرهنگی و مطبوعاتی ! خط قرمزهای جمهوری اسلامی را رعایت کنند و بلندگو و رسانه مخالفان جمهوری اسلامی نگردند در خلال همین دیدارها آقای مهدی جامی به نماینده وزارت اطلاعات در جلسه ای که در ساختمان تختی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ بیست و پنجم آذرماه سال هشتادو پنج برگزار شده است اظهار می دارد : من هیچ اعتقادی به اپوزیسیون جمهوری اسلامی ندارم و اصلا متعهد می گردم هیچ حرفی از آنها نزنم من می خواهم از این فرصت طلایی که در اختیارم قرار گرفته برای نشان دادن تحولات و اتفاقات خوب در ایران بهره ببرم ( رونوشت این صورتجلسه در اختیار تعدادی از نمایندگان پارلمان اروپا و هلند می باشد و بزودی در همین جا نیز منتشر خواهد شد ) . اما در همین جا یک سند از چندین سند مذکور را برایتان می آورم که البته احتیاجی هم به توضیح دیگری ندارد و سند خود گویای همه چیز است : در بعد از همین دیدارها بود که آقای جامی با تشکیل باندی در ایران و اروپا برای خود فرقه مطبوعاتی ای ایجاد نمودند که آزادانه بین آمستردام و تهران در رفت و آمد بوده و بواقع رادیو زمانه را تبدیل به بلندگوی برون مرزی بخشی از دولتمردان و سیاست ورزان جمهوری اسلامی نموده ، سمپاتی های ایشان برای عملکرد و سیاستهای رایج جمهوری اسلامی با نگاهی گذرا به سایت رادیو زمانه وبرنامه های رادیویی آن به عینه قابل مشاهده و لمس می باشد ، این در حالی است که دیگر روزنامه نگاران و خبرنگاران رادیوهای فارسی زبان خارج ازکشور چنین امکانی را هیچگاه نداشتند ، ماجرای برخورد و بازداشت و حبس خانگی نازی عظیما گزارشگر رادیو فردا یک نمونه از دهها موارد دیگری است که همه نشان از آن داشته که فرق است بین رادیو زمانه با دیگر رادیوهای فارسی زبان خارج از کشور . اکنون بخشی از آن تلاشها در اداره مبارزه با تروریست دادستانی کل هلند و پارلمان هلند در حال ثمر دهی است و بی شک در ماههای آتی تلاشهای مذبوحانه جمهوری اسلامی و عوامل پیدا و پنهانشان در اروپا برملاء خواهد شد و امروز همه نگرانی من و بخش عظیمی از منتقدان رادیو زمانه این است که نکند تلاشهای جانانه نمایندگان پارلمان هلند و از جمله خانم فرح کریمی برای اختصاص دادن بودجه ای در جهت تقویت دموکراسی و تلاش برای ایجاد رسانه های آزاد و فراگیر فارسی زبان با این شیطنت ها و جهالت های این فرقه مخدوش شود و این گام مهم و ارزنده دولت هلند به بن بست کشیده شود ، من به سهم خود در تمامی جلسات و مذاکراتم گفته بودم که اندیشه تاسیس رادیو زمانه حرکت بسیار ارزنده ای بوده است و تمامی انتقادات و ایرادات فقط به فقط به نحوه مدیریت آن و شخص آقای مهدی جامی برمیگردد و در همین جا آرزو می نمایم مدیر آینده رادیو زمانه با تحول اساسی در نحوه مدیریت و عملکرد اعضای آینده آن نمونه موفقی از یک رادیوی فرهنگی و اندیشورز مستقل فارسی زبان گردند ، روزهای خوبی نیز برای آقای جامی در لندن آرزو مندم و امیوارم ایشان و فرقه مطبوعاتی شان نیز دیگر فهمیده باشند معامله و پای بندی با جمهوری اسلامی شرط بندی بروی اسب مرده است

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ::

فصل چهارم از تراژدی مدارک جعلی در جمهوری

اسلامی؛ این بار

 

 جهرمی پس از رحیمی و متکی

http://www.polysolve.com/index.php/1010110A/e766beeb22d42df3751b722f6c3d2c227ac211e028fded95c2c2f4377a8daefc07486c1efef617044
http://i37.tinypic.com/21c7adk.jpg

در حالی که رسانه‌های حامی محمود احمدی‌نژاد پای تعدادی از مسئولان دولت خاتمی را به ماجرای «کردان گیت» باز کرده و آن‌ها را به استفاده از مدرک جعلی متهم کرده‌اند؛ سایت‌های اصلاح‌طلب نیز ساکت ننشسته‌اند و مدرک تحصیلی چهارمین وزیر دولت احمدی‌نژاد را هم با تردید مواجه ساختند.

 ماجرای لیسانس و فوق لیسانس نامعلوم و دکترای جعلی وزیر کشور باعث شده است که اسامی تعداد دیگری از اعضای کابینه محمود احمدی‌نژاد هم به میان کشیده شود. چند روز پس از ابراز تردید چهره‌هایی مانند روح‌الله حسینیان و علی مطهری درباره اصالت مدرک دکترای علی کردان؛ برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس ابهاماتی را نیز درباره مدرک دکترای محمد رضا رحیمی معاون پارلمانی احمدی‌نژاد مطرح کردند و مدرک تحصیلی او را «قل دوم» مدرک کردان نامیدند. با آن که رحیمی این موضوع را قاطعانه تکذیب و تهدید کرد مدعیان را در صورت تکرار ادعا به دادگاه می‌کشاند، با این حال نمایندگان مزبور عقب‌نشینی نکردند و چند روز بعد با صراحت بیشتری خواستار پاسخگویی رحیمی درباره نحوه اخذ مدرک دکترای خود شدند.

چند روز پس از این ماجرا و در شرایطی که علی کردان هنوز به «جعلی» بودن مدرک خود اعتراف نکرده بود، نام سومین مسئول بلندپایه دولت نهم نیز به میان کشیده شد. رسانه‌های منتقد دولت این بار ابهامات صریحی را درباره مدرک تحصیلی «دکتر منوچهر متکی» وزیر خارجه کابینه محمود احمدی‌نژاد مطرح کردند و مدعی شدند که در پرونده استخدامی او فقط یک مدرک دیپلم وجود دارد. البته وجهه دیپلماتیک متکی و عدم دخالت او در مناقشات سیاسی داخلی باعث شد که این بحث ظرف سه - چهار روز فروکش کند.

در این میان، رسانه‌های حامی دولت مخصوصاً خبرگزاری ایرنا در اقدامی عجیب که حتی اعتراض کیهان را هم برانگیخت، سیاست «فرار به جلو» را در دستور کار خود قرار دادند. این رسانه‌ها با اشاره به ماجرای دانشگاه هاوایی که چند سال پس از فعالیت در ایران توسط دستگاه قضایی منحل شد، 13 تن از مسئولان دولت‌های قبلی را متهم کردند که از مدارک تحصیلی جعلی (مدارک اخذ شده از دانشگاه هاوایی) استفاده کرده‌اند. البته مدارک این افراد زمانی صادر شده است که دانشگاه هاوایی به صورت کاملاً علنی و آزادانه در ایران فعالیت می‌کرد و هنوز غیر قانونی شناخته نشده بود؛ با این حال رسانه‌های دولت نهم معتقد بودند که این مساله‌ نشانه‌ای از مسبوق به سابقه بودن استفاده از مدرک جعلی است و به همین دلیل، اعتراضات به کردان باید خاتمه پیدا کند. مرتضى حاجى، رضا ویسه، محمد ملاکى، سید حسن الحسینى، سید محمدامین طالب شهرستانى، حسن جاهد و على رئوف، 7 تن از 13 مدیر دولت خاتمی بودند که رسانه‌های حامی دولت مدراک اخذ شده آن‌ها از دانشگاه هاوایی را با رسوایی مدرک جعلی کردان مقایسه می‌کردند

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ::

سندی دیگر بر هویت ضد ملی انقلاب اسلامی در ایران

.

به گزارش لوس آنجلس تایمز ، یک گزارش تحقیقی جدید مبنی بر پرونده های محرمانه ای که اخیرا توسط دولت امریکا قابل دسترسی محققین گشته اند میگوید سازمانهای جاسوسی دولتهای «ریچارد نیکسون» و «جرالد فورد»، دو رئیس جمهور امریکا در اخرین سالهای دولت شاه ، به این دلیل که از موضع گیری های شاه در دفاع وی از افزایش قیمت نفت نگران بودند موجبات شکست حکومت وی را فراهم کردند، شکستی که نهایتا مترادف با شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی گردید. طبق مقاله تحقیقی که در مجله آکادمیک «ژورنال خاور میانه The Middle East Journal» به چاپ رسیده است، دو دولت جمهوری خواه نیکسون و فورد از پافشاری محمد رضا شاه پهلوی بر بالا رفتن قیمت نفت بسیار نگران و ناراحت بودند . این گزارش که بر اساس نتایج دو سال کار تحقیقی توسط اقای «اندرو اسکات کوپر Andrew Scott Cooper» در باره نقش سیاستمداران کاخ سفید در سقوط شاه ایران، و با استفاده از اسنادی که اخیرا از کلاسه بندی "محرمانه" خارج شده اند تهیه شده است، نشان میدهد که سیاستمداران وقت در واشنگتن، از جمله آقای «دونالد رامسفلد»، که در آن سالها از مشاوران ارشد پرزیدنت «جرالد فورد» بود، سیاست تضعیف و کار شکنی سنگینی در برابر رژیم شاه را با هدف مجبور کردن وی به قبول قیمت پائینتری برای نفت در پیش گرفته بودند، اگرچه کسانی همچون اقای «هنری کیسینجر» بارها اخطار داده بودند که این برنامه ها میتواند منجر به روی کار آمدن «یک رژیم افراطی» در ایران گردد. [برای شنیدن یا دریافت یک فایل صوتی مصاحبه با آقای کوپر میتونید اینجا را کلیک کنید] تاریخ دانان و تحلیلگران معمولا اینطور اندیشیده اند که دولت دموکرات «جیمی کارتر» با برخوردهای اشتباه خود ایران، این دوست دیرینه امریکا را به یک دشمن اصلی امریکا در منطقه خاور میانه تبدیل کرد. اما جزئیات مدارک جدیدی که این گزارش ارائه داده است‌ حاکی از آن هستند که در حقیقت این دو دولت جمهوری خواه قبل از کارتر بوده اند که نه تنها موجبات سقوط شاه را فراهم کرده اند، بلکه برنامه هایی نیز برای تغییر استراتژیک دراز مدت یاران منطقه ای خود در پیش داشتند، از جمله نزدیکی بیشتر به دولت عربستان سعودی به عنوان یاور اصلی امریکا در منطقه خلیج فارس. در سال ۱۹۷۴، اقای «ویلیام سیمون»، وزیر دارائی و سلطان انرژی در دولتهای نیکسون و فورد، مستقیما شاه ایران را مسئول گران شدن قیمت نفت اعلام کرد و به دولت پیشنهاد کرد تا از معاملات اسلحه به عنوان اهرمی برای تحت فشار قرار دادن ایران استفاده کند. در پیغامی به پرزیدنت نیکسون، سیمون نوشت، «شاه و ونزوئلا سرحلقه قیمت نفت هستند» و از نیکسون تقاضای تشدید فشار بر ایران را کرد.
 
در طی سالهای بعد، «هنری کیسینجر» مدافع برخورد دوستانه تری با دولت ایران بود، دولتی که به هر حال خود دولت امریکا ان را در سال ۱۹۵۳ توسط یک کودتای نظامی به قدرت بازگردانده بود. کیسینجر از وضعیت غیر قابل پیشگوئی در جامعه روز ایران مطلع بود. طبق این گزارش، حتی در همان سال ۱۹۷۴ یک تحلیل محرمانه سازمان سیا زنگ های خطر را به صدا در آورده بود و اعلام کرده بود که اصلاحات اقتصادی بلند پروازانه شاه موجب برانگیختن برخوردهای فرهنگی و تنشهای طبقاتی در بطن جامعه میگردد . در اواخر سال ۱۹۷۶، شاه با مسائل مالی عمیقی دست به گریبان بود و برای حل این مسائل در پی آن بود که اوپک را قانع کند تا قیمت نفت را تا حدود بیست و پنج درصد اضافه کند --تغییری که کاملا در خلاف جهت منافع امریکا بود. در ماه دسامبر سال ۱۹۷۶ «جرالد فورد» رئیس جمهور وقت امریکا طی پیغامی از طریق اردشیر زاهدی، سفیر وقت ایران در واشنگتن، به شاه پیغام داد که «هرگونه افزایش در قیمت نفت تاثیر وخیمی بر ساختار مالی دنیا خواهد داشت». اما از سوی دیگر، مقامات امریکائی، از جمله «ویلیام سیمون» در همان زمان و پنهان از شاه، با مقامات سعودی به توافق رسیده بودند که عربستان در مقابل حمایت نظامی و سیاسی امریکا از رژیم آل سعود، به شاه از پشت خنجر بزند و قیمت نفت را پائین آورد. به این ترتیب در یک حرکت غافلگیرانه، عربستان در مقابل چشمان بهت زده شاه و دیگر اعضای اوپک در کنفرانسی که در دسامبر سال ۱۹۷۶ «دوحه» تشکیل شده بود (یعنی همان کنفرانسی که شاه تصمیم داشت در آن قیمت نفت را بالا ببرد)، اعلام کرد که تولید نفت خود را از هشت میلیون و ششصد هزار بشکه در روز به یازده میلیون و ششصد هزار بشکه افزایش میدهد، و به این ترتیب قیمت نفت را به سقوط عمیقی کشاند. بعدها «هنری کیسینجر» در مورد این اتفاق به «جرالد فورد» گفت، «افتخار این اتفاقی که در اوپک افتاد متعلق به دستگاه موفق دیپلماسی ماست! من بار ها گفته بودم که نقش سعودی ها کلیدی است» اما این موفقیت یک قربانی مهم داشت: ایران. سیستم اقتصادی شاه ایران که از یکطرف پول خود را برای خرید اسلحه های امریکائی روانه بازارهای امریکا کرده بود و از طرف دیگر در تعقیب برنامه های بلند پروازانه «تمدن بزرگ» با تزریق مقادیر زیادی پول به بازار کشور بازار را به تورم بالائی رسانده بود، قدرت تحمل سقوط قیمت نفت را نداشت، اقتصاد ایران به لبه پرتگاه رسید، و شاه که در کنفرانس اوپک شکست سختی از عربستان سعودی خورده بود ، برای جلوگیری از سقوط کامل اقتصاد کشور دست به دامن سختگیری های مالی شد که به نوبه خود موجب بیکار شدن هزاران نفر در سرتاسر کشور ، شکسته شدن اعتماد سرمایه گذاران بازار، و به هراس افتادن طبقه متوسط گردید. نابسامانی اقتصادی و بیکاری سرسام آور به سرعت در کشور گسترده شد. هنوز یک سال هم از شکست سخت شاه در کنفرانس دوحه نگذشته بود که اولین راه پیمائی های انقلابیون در خیابانهای تهران به راه افتاده بود . . .

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ جمعه بیست و ششم مهر 1387 ::

اندر احوالات جدید ترین محصول کارخانه تواب سازی برادر حسین

 شریعت نداری

http://www.rrj.ca/images/article/646.jpg

حسین درخشان که به زعم خود آغاز گر و سمبل موج وبلاگ نویسی در ایران است یکی از جدیدترین محصولات کارخانه تواب سازی برادر حسین است که مجموعه پرسابقه کیهان را پس از خودکشی جمعی بهمن و فروردین ۵۷ و ۵۸ به مکانی برای توبه گیری و امضای ندامت نامه ها و البته متنعم کردن توابانی همچون پیام فضلی نژاد و خسین درخشان و چندین و چند عنصر فصلی سیاسی تبدیل کرده است. من اساسا میلی به نوشتن مطلب پیرامون این عنصر نامطلوب جامعه فعالان سیاسی ایرانی داخل و خارج از کشور نداشته و ندارم اما پس از خواندن کامنتی که در جواب مسیح علی نژاد که فارغ از تمایلات  سیاسی و اجتماعی اش انسانی به غایت صادق و روشن ضمیر و خبرنگاری به معنای تام کلمه شجاع و زیرک است  در وبلاگ مسیح درج کردم.  البته درخشان در آن کامنت اراجیفی در حمایت از نظام سرتاپا فساد جمهوری اسلامی نوشته و در به خیال واهی خویش مذمت مسیح علی نژاد طعنه هایی مضحک نثار این افتخار زنان خبرنگار ایرانی نموده بود که این بنده حقیر سراپا تقصیر را مجبور به واکنش کرد. متن کامل این واکنش نوشتاری را که در غالب کامنت در وبلاگ مسیح درج کردم در وبلاگ خودم هم می گذارم و البته از این عنصر خودفروخته به ظاهر مطبوعاتی انتظار می رود به این اتهامات قابل اثبات بنده در صورت لزوم پاسخ دهند.

متن کامنت: حسین درخشان عزیز ممکن است خیلی ها از کثافت کاریهایی که پس از خروج از کشور در زندگی شخصیت که البته به من هم مربوط نیست مرتکب شدی بیخبر باشند. ممکن است خیلی ها از جلسه مورخه ۲/۸/۱۳۸۶ در خانه یکی از ماموران شناخته شده جمهوری اسلامی بی خبر باشند. ممکن است ندانند که در میهمانی عید فطر سفارت جمهوری اسلامی ایران چه پذیرایی درخشانی از تو شد. ممکن است ندانند چکی که شماره اش را نیز می دانم چه کسی از طرف چه کسانی به تو هدیه داد. ممکن است ارتباط تو را با دختر ی که خودت می دانی از ماموران عالیرتبه امنیتی ایران است و البته از اهالی زادگاه دوگول بزرگ است ولی خوب به هر حال در مکتب عیش و نوش انقلابیت موثر است راندانند. ممکن است نامه ای را که توی به اصطلاح خود منتقد جمهوری اسلامی سه ماه و ۲۲ روز پیش به سردار افشار معاون سیاسی وقت وزارت کشور نوشتی بر ملا نشده باشد اما من و تو بسیاری دیگر از جمله مسیح تفکر بیمار تو را دیرسالی است به خوبی شناخته ایم. من نه طرفدار خاتمی هستم و نه مخالف امثال کروبی که اصلا کروبی را مهره ای نمی دانم که بخواهم در باب مخالفت با او انرژی نهفته در قلم و یا زبانم را هدر دهم. همان به که امثال تو در بابش سخن بگویی یا شاید هم برانی. به قول خودت پس از هشت سال سیر آفاق و در سایه الطاف بی دریغ اصحاب بارگاه ریا و تزویر پی به ارزش مادی این انقلاب برده ای. انشائ الله که مبارک است. لطفا این درک تازه خود را برای خودت نگه دار و سعی در القای آن به دیگرانی که با دیدن صرفا چهره ات از وبلاگ و نوشتن برای اندک ساعتی هم که شده بی زار می شوند  و در راه آن سعی مستمر نکن. سعی کن این برداشت انقلابی ات را برای برادر حسین و البته دوست دیر و دور و همزادت برادر پیام تعریف کنی و البته به دعوت ایشان شاید چند شبی را میهمانشان در لواسان و یا …………بماند ولی بدون روزی که تشت امثال تو از بام برافتد دیر نیست و سعی کن برای مصون ماندن از امواجی که امثال تو را به مانند پر کاهی کون و فیکون خواهد کرد تدبیری بیاندیشی. سلام ما و البته نوید فرارسیدن آن روز را را به همپالگیها و دوستان انقلابیت و همچنین رفقای توابت برسان.

محمدرضا شکوهی فرد

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ::

تصاویر شگفت انگیز از فروشگاه عمامه و دستار و دشداشه آخوندها در ایران

منبع:www.peykeiran.com

به هرجاتو بيني سپيدو سياه - به راس شياطين عالم كلاه- كلاهي كه عمامه اش هست نام - كه از شر آن خلق ما گشت خام - كلاهي كه شاه اكبر بي پدر - نهاده است از بهر غارت به سر - كلاهي چنين تاج شيطان بود- به حق صاحبش نيز حيوان بود- تقديم به همه آخوندهاي فرصت طلب كه با پوشيدن رداي رياي عربي به غارت اموال و فرهنگ و ناموس و هويت -ملت ايران كمر همت بسته اند . كمرشان بشكند و بريده باد زبانشان -كه بذر تفرقه و دورويي را بين -ايرانيان - پاشيده اند٠

 

اندازۀ پارچۀ هر عدد دستار (عمامه) مساوی است با سه عدد زیر شلواری یا دو عدد پیراهن یا دو عدد تی شرت یا 6 عدد شورت ماماندوز یا 10 شورت کوتاه. شما فرض کنین اینها یه پارچه معادل 10 تا شرت رو دور سرشون میبندن، آیا مخشون داغ نمیکنه؟


 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ::

امریکا از درون بحران مالی

 

جنگ را بیرون خواهد کشید؟

http://www.sanfranciscosentinel.com/wp-content/uploads/2007/09/war-with-iran.jpg

بحرانی که بازارهای مالی جهان را در هفته های جاری در برگرفته است، برای بسیاری از تحلیلگرانی که پیش بینی چنین روزی را از مدتها قبل از وقوع آن کرده بودند، غافلگیر کننده نبود. برخی بحران مالی اخیر را با بحران سال های 1930 مقایسه می کنند که باعث تغییر چشم انداز سیاسی جهان با ظهور نظامی گرایی و فاشیسم شد و جنگ جهانی دوم را رقم زد.

 

عوامل محکمی وجود دارد که نشان می دهد بحران امریکا که طی چند روز در تمامی جهان طنین افکند، پدیده ای چند بعدی است که در میان دلایل وابسته و متغیر، حمله نظامی امریکا به خاورمیانه و تهدیدهای این کشور علیه حکومت اسلامی در ایران از بنیادی ترین این دلایل است.

 

تاریخ شاهد خوبی است که نشان می دهد امریکا همواره توانسته است از عهده بحران های مالی طی نبردهای نظامی خارج از امریکا بر آید. دو جنگ جهانی و جنگ های کره، ویتنام و این اواخر جنگ خاورمیانه مثال های شفافی در این زمینه هستند.

 

شکی وجود ندارد که انعکاس بحران مالی اخیر را می توان در شرایط داخلی امریکا، جایی که رییس جمهور جدید بزودی سرنوشت خود را رقم خواهد زد مشاهده خواهد شد. اکنون دموکرات ها شانس بیشتری دارند تا بتوانند کاخ سفید را به تسخیر خود درآورند، این بدان دلیل نیست که آنها راه حل های منطقی تری برای حل بحران اخیر دارند بلکه به این دلیل است که جمهوری خواهان اعتبار خود را در رهبری جهانی و دولت امریکایی از دست داده اند.

 

شوکی که احتمالا امریکایی ها با آن مواجه هستند این است که در این شرایط با وجود آنکه از دموکراتها خوششان نمی آید، به آنها رای خواهند داد. اکنون جمهوری خواهان باید هزینه حضور در خاورمیانه که همچنان ادامه دارد را نیز بپردازند. آنچه من بارها نیز تکرار کرده ام این است که اکثر جنگ های بزرگ امریکا توسط دموکرات ها پایه ریزی شده و توسط جمهوری خواهان به پایان رسیده است.

 

جهان انتظار دارد تا امریکا بتواند محیطی امن و بی دغدغه را برای همه به وجود آورد و این بحران بدون صدمه بگذرد. در شرایطی غیر از این باید در انتظار آینده ای پر از خشونت باشیم که موجب افزایش تروریسم و نظامی گری در سراسر جهان خواهد شد

 

 

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ::

 

فایل های صوتی طنز های آفت الله حسنی نماینده نائب امام زمان در ارومیه

برای شنیدن کلیک کنید

 

من سه تا استراتژیک داشتم ؛ یکی داخلی بود؛ یکی خارجی بود؛ و یکی مربوط به آمریکا بود

تو به من می خندی !؟ تو به من فیلم مارمولک درست میکنی ؟ تو حقوق بشری!؟ تو آدمی ؟ 

من نمی خواستم عید نوروز را تبریک بگم ؛ ولی مجبور شدم . من کورشی قبول ندارم ، داریوشی .ا

.....و من یک مدّتی نبودم شاید بیشتر از دو هفته

......ای مقام معظم رهبری ؛ من که آدام نیستم ! به شما پیام بدم ، ولی جانم بقربانت

...... و من در همینجا ؛ به شهردار میگم ؛ این پارکها را خراب کن ! و سیب زمینی پیاز بکار چون

....امروزبرای من یوم الله بود ؛ مثل قدیم که یوم الله اعلام می کردندومی رفتیم توده ای ها را کتک

!...من طرفدار صلح شدم ؛! گرچه این کار برای من تلخ بود؛ مثل سکنجبین که من با اون مخالفم

....خاک تو سرت ؛ تو درویشی؟ رفته آمریکا برای من یاهو یاهو می کنه اینترنت درست کرده  

..من یک نکته را باید بگم ؛ و آن اینکه تشکر مال لیبراله ! مگر من به شما چیزی دادم که هی تشکر

ای صهیونیست ؛ ای کمونیست ؛ای سوسیالیت ؛ و ای فینالیست ؛ خاک بر سرت! تو آدمیییی!؟

......من رفته بودم خارج ؛ و اونجا سوئد بود ؛ و خیلی خوشگل بود البته نه زنهای بیناموس بلکه  

!در این چند هفته که من نبودم ، رفته بودم کشاورزی ! چون کشاورزی مهم بود

تو، ای خواهر من که بچه کوچولو داری ، اونو نزن ؛ چون عقده ای میشه ! بخوابون زمین چندتا بزن !به اونجای بچه ؛ چون بچه اینجوری خوشش میاد

.!.من میگم ؛ ای جمال عبد الناصر دست از کمونیست بکش ! بسّه دیگه

......ین زنهارا که هرکسی اونهارا سوار میکنی به ماشینش ؛! ملانوری خانه عفاف درست کرده  

.مگر اینجا تکزاس بود که از خودت دفا میکنی !هرچی دادگاه گفت ؛ خفه شو برو به خانه ات

من امروز خیلی فرق می کنم ! چرآآ ؟ چون که نشستم خیلی فکر کردم ؛ شاید هم برای چند ساعت

!چند روزی من نبودم، شایعه شده که چون فرار مغز ها زیاد شد! من هم ، رفتم به استکبار جهانی

من چندتا استراتژیک بدم برای مسکن ؛ اول آنکه مسکن باید حیات داشته باشه والا من اعتراض

!!ای جاوان ؛ خاک بر سرت ؛ تو آدمی ؟! برو بیل بزن سیب زمینی پیاز بکار حیوان

!در این هفته من سرما خوردم ؛! و این یک تو طئه بود که آنها به من کردند

!ای بوش؛ تو هم دوم خردادی شدی ؟ تو هم اختلاص می کنی ؟ تو هم از شهرام پول گرفتی

....من امروز خیلی اصلاحات شدم ! چَرراااا ؟ چون من نشستم چند ساعت با خودم فکر کردم

!من رفته بودم مسافرت ؛ چون مسافرت برای انسان خیلی مهم بود

.من این هفته نمی خواستم حرف بزنم ؛ ولی خدا شمارا دوست داشت که به من گوش بکنید

صهیونیست چند تا بمب اتم داد؛ چندتا عرب آنرا زد به بانک تجارت آمریکا ؛ چندتا ژاپنی را کشت

!چند نفر به من اعتراض کرده ؛ چرا من همش میگم من رفته بودم مسافرت

!فردوسی هم لیبرال بود ؛ و با پادشاهی ارتباط داشت

رفته از مرز؛ زهرماری آورده ؛ حالا گرفتنش ؛ به من گفته دندانم درد می کرد دو تا کیلاس خوردم

!من برای تفریح رفته بودم کشاورزی؛ ! و این برای کم آبی هم خوب بود

.....ای شارون ؛ که مال اسرائیلی !خجالت بکش؛ که خواهرت شالون استون ! رفته هی با مایکل 

!هرکس روشنفکر بود ؛ آمریکا ! هر کس هر کار کرد؛ آمریکا ! پس همه چیز ما آمریکائی بود

!بیائید وحدت کنیم ! همه دستتونو بدید به دست من !؛ البته خواهرها جدا ، و برادرها جدا

...در این هفته چندتا اتفاق برای من افتاد ،که چندتا از اونها استراتژیک بود ، و چند تا تاکتیک

من وقتی بچه بودم ؛ یک نفر من را گول زد و برد سینما ! و من العان هم بخودم ناراحتم

!این صدای حسنی نبود ؛ بلکه صدای خودم بود ؛ و من حسنی را دوست داشت

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ::

عوضعلی ابتکار یا معصومه کردان؟ وقتی همه سر و ته یک کرباسند.

برگرفته از نوشته های یک وبلاگ نویس

جمله ‌ي اول این تیتر (۱) فراتر از یک شوخی با دو فرد متقلب است. این تیتر بیانگر فساد در هم تنیده‌ای است که سرتاپای جمهوری اسلامی را فرا گرفته است. فسادی که منحصر به یک فرد نیست، منحصر به یک جناح نیست، مهم نیست که مدعی نماز جماعت خانوادگی خواندن باشی مثل کردان، یا مدعی اصلاح طلبی و سبز بودن مثل ابتکار. تو که در این نظام منصبی داشته ای آلوده ای ، سارقی و فاسدی. اصلا مگر می شود اینگونه نباشی و در مدارج قدرت این نظام بالا بروی. مهم نیست رحیمی در دولت احمدی نژاد باشی یا مرتضی حاجی در دولت خاتمی. تو در این نظام بوده ای و این قدر آلوده هستی که جاعل مدرک دکترایت شوی.
مهم نیست در کدام جناح باشی مهم این است که وقتی دستی در قدرت داشته ای آلوده ای و هر جایت دست ببرند گندی بیرون می آید. وقتی عضوی از این نظام آلوده هستی نگران نباش، اینجا قانون نانوشته ای هست که می گوید: چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من (۲). به همین دلیل است که اینجا دربرابر فساد ساکتند. کجا شنیده اید اصولگرایی یا اصلاح طلبی بخواهد یک مفسد اقتصادی را افشا کند. فرقی نمی کند چه بهزاد نبوی باشی و چه مکارم شیرازی و چه محسن رضایی باید ساکت بمانی. جون خودت هم فاسدی. یکی سلطان قراردادهای خارجی است و دیگری سلطان شکر و دیگری سلطان سیگار و ... اینجا شهر دزدان است. مملکتی است که همه‌ي دزدان به خوبی و خوشی با هم زندگی می کنند. البته اینها از هم نمی دزدند. از من و شما و آیرو و حیثیت ما، و از زندگی ما می دزدند.

(۱) تیتر را از کامنتی در اینجا گرفته ام.
(۲) این را روح الله حسینیان -همانی که اکنون مدرک تقلبی کردان را افشا کرده- خطاب به اصلاح طلبان در موضوع قتل های زنجیره ای گفته بود و همین تهدید بود که باعث شد اصلاح طلبان از پیگیری بیشتر موضوع منصرف شوند.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ::

مطالب قبلي

آدرس بلاگ دیگر بندهbamdadeiran.blogsky.com می باشد.
این داستان: میرحسین کُشون.
انتخابات، مسئله ما نیست.
یک عدد تصمیم کبری
از ملی شدن نفت تا روز ملی فناوری (وارداتی) هسته ای
میرحسین خوب، بد یا بدتر
دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان
نوروزتان پیروز
فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع
مسیح جان تو دروغ می گویی
فعلا باید صبرکرد. این می تواند بخشی از پلان انتخاباتی مشترک خاتمی، موسوی باشد.
برای ما، اول کمدی بعد تراژدی
اگر باز هم احمدی نژاد از صندوق جادویی رای گیری درآمد، آنگاه مسئولیت ما چیست؟
اگر خاتمی، خاتمی شیراز باشد، درود بر او
هشداری برای رهبر دسته کورها
برای یک مرد
خاتمی عزیز، ایران امروز ما ابراهیمی دگر می خواهد.
شهید دفن شدنی نیست، یکی این را به بسیجی ها بفهماند.
توهمی به نام جنبش ماهستیم و خوشحالی بوقچی های جمهوری اسلامی
یک پیشنهاد برادرانه

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

سلام به همه شما دوستان
هدف من از ایجاد این وبلاگ در واقع نوعی پاسخ به احساس وظیفه ایست که با کمی تامل در اوضاع این سرزمین هر فرد ایرانی به نوعی آن را حس می کند.در این زمینه نمی توانم علاقه وافر خود را نادیده گرفته و از ذکر آن بپرهیزم.اما زایش فضای سرشار از رعب و وحشت و صد البته سانسور که زایشگرانش همانا سردمداران سیستم فعلی حاکم بر این ملک می باشند انگیزه اصلی من و یقینا بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالان در عرصه اطلاع رسانی بود و هست و به امید یزدان پاک خواهد بود.پس از توقیف گسترده مطبوعات که دیرزمانی از وقوع آن نمی گذرد این وبلاگ نویسان هستند که برای رسالت کلی همه آزادی خواهان و دوستداران ملک و میهن به عنوان خط شکن عمل کرده و در راستای اطلاع رسانی دقیق و تبادل آزاد آرا و افکار گام بردارند که البته در این چند سال به حق این مسئولیت را شجاعانه پذیرفته و بدان عمل کرده اند .بنده به عنوان عضوی کوچک از این مجاهدان راه آزادی سعی در گام برداشتن در این مسیر پر سنگلاخ نهاده ام .بی شک در این راه همکاری و همگامی شما عزیزان برای من افتخاری بس بزرگ است . با این امید و با آرزوی پیشرفت و سربلندی این ملک و میهن این فعالیت را شروع کرده و ادامه خواهم داد.در این وبلاگ سعی بر آن می شود که اطلاعات دقیق و همچنین مقالات مهم پیرامون اوضاع ایران در وجوه داخلی و خارجی در معرض توجه شما قرار گیرد .

با سپاس فراوان محمدرضا شکوهی فرد 15/10/1385

ایران 1367
وقایع
مقالات..
حقوق بشر
زنان
هنری
تازه های وب
از همه رنگ
English








اخرین شماره
ادعا !




جستجو



آرشيو
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385

 

لوگوی دوستان



آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

 

All Rights Reserved 2006 © http://shokouheiran.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh

Balatarin مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin