|
روی دیگر مصاحبه اوباما: اگر مشتها را باز نکنید شاید در آخر دستی هم برایتان باقی نماد.
محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com  آمریکا
آماده است دست خود را بسوی ایران دراز کند، مشروط بر اینکه آنها هم مشت خود را گره
نکنند.
این شاید،
رسانه ای ترین بخش مصاحبه پرزدنت باراک حسین اوباما با تلوزیون میانه روی العربیه
درخصوص موضع دولت جدید کاخ سفید نسبت به حکومت ایران بود. اگر چه او در ادامه
تاکید ورزید در صورت ادامه گردن کشی های جمهوری اسلامی و سرپیچی مسئولان آن، از خواست
جامعه جهانی حجم فشارها بر جمهوری اسلامی در غالب گسترده شدن تحریمها افزایش می
یابد،.بسیاری از ما احتمالا، با شنیدن آن بخش از سخنان اوباما پیرامون آمادگی دولت
جدید ایالات متحده برای تعامل مسالمت جویانه با جمهوری اسلامی در صورتیکه سردمداران
حکومت ایران به گفته او مشتهای گره کرده خود را به سوی آمریکا بگشایند،نسبت به
صداقت و قاطعیت دولت پرزدنت اوباما در خصوص ایران دچار تردید و سوءظن شده باشیم. با
اندکی تامل در اوراق ۳۰ساله تاریخ نامه روابط
ایالات متحده وحکومت جمهوری اسلامی باید بخود حق بدهیم که دچار چنین تردیدی
شده باشیم.
دولت های
قبلی آمریکا به استثناء دولت جرج بوش مواضع روشن و مستحکمی نسبت به رژیم نداشتند و
شاید همین اهمال و تغافل آنها بود که بالاخص طی 10 سال گذشته جمهوری اسلامی را به
معضلی منطقه ای و به زعم بسیاری جهانی تبدیل نموده است. سنگ اندازی در مسیر
مذاکرات دیرپای صلح خاورمیانه، حمایت از گروه های تروریستی شناسنامه دار در
فلسطین، لبنان،عراق و افغانستان و نقش منفی و مخاطره آمیز نظام فعلی حاکم بر ایران
در بی ثبات سازی منطقه خاورمیانه و مهمتر از آن پیشروی دو اسبه آن رژیم به سمت
ساخت سلاح هسته ای همگی دلایل کافی برای اثبات این حقیقتند که متاسفانه طی سالهای
گذشته نه ایالات متحده و نه اتحادیه اروپا رویکرد مثبت و موثری را نسبت به جمهوری
اسلامی و جلوگیری از رشدیابی روند توسعه طلبی های ایدوئولوژیکش نداشته اند.
در دوران
زمامداری دولت جرج بوش باید اذعان کرد که تهاجم نظامی به عراق اشتباه استراتژیکی
بود که دست دولت وقت آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی را بست.در حقیقت دولت آقای
بوش در تشخیص اولویت ها و فوریت های واکنشی میان سه عضو محور شرارت کم خطر ترینشان
را نشانه رفت و این بزرگترین خطای سیاسی بود که تیم امنیت ملی دولت آقای بوش مرتکب
شد، خظایی که معالا به افزایش هژمونی سیاسی جمهوری اسلامی در منطقه بلاخص در
عراق منجر شد.
پرسش مهمی
که در گذشته های نه چندان دور مطرح بوده و کماکان نیز اذهان بسیاری را به خود
مشغول ساخته، بدون آنکه پاسخی برایش یافته باشند، اینست که آیا مماشات و ادامه
واکنش های کم اثر جامعه جهانی در تقابل با سرکشی ها ی جمهوری اسلامی در دوران
ریاست آقای اوباما هم ادامه خواهد یافت؟
پرزدنت
اوباما و بسیاری از همکاران اروپایی و خاورمیانه ایش بخوبی می دانند که ادامه
مدارا با رژیم جمهوری اسلامی در صورت تسلیح جمهوری اسلامی به جنگ افزار هسته ای،
منتج به یک فاجعه در ابعاد جهانی می شود. از نظر آنها و بسیاری از کارشناسان سیاسی
دادن امکان هسته ای شدن به جمهوری اسلامی، پذیرفتن نظم نوین مخاطره آمیزی است، که
ثبات منطقه و چهان را به شدت با خطر مواجه می سازد. از سوی دیگر آنها بخوبی آگاهند
که صلح خاورمیانه و تحقق هدف غاییش که تشکیل دو کشور اسرائیل و
فلسطین در جوار یکدیگر است، فقط از راهی می گذرد است که یک حاکمیت ایدئولوژیک و
هنجارشکن به نام جمهوری اسلامی به این معنا که اکنون شاهدش هستیم، فاقد موجودیت
باشد.
این همه
یکسو و تعهد دولت اسرائیل فارغ از جهت گیری های سیاسی اش به حفظ تمامیت ارضی دولت
یهود و این احتمال بالقوه که در صورت شکست مشهود دیپلماسی در برخورد با ایران،
اسرائیل در استفاده از قوه قهریه درنگ نمی کند، از سوی دیگر موجب ایجاد وفاق
نانوشته ای میان دولت ایالات متحده، اتحادیه اروپا، و دولت های عربی منطقه بر ضد
جمهوری اسلامی شده است. علی رقم آنکه چین و روسیه چندان علاقه ای به همراهی با غرب
در برخورد با جمهوری اسلامی نشان نداده اند، تاریخ گواهی می دهد که دولت جمهوری اسلامی
نباید روی حمایت این دو متحد مصنوعی اش حساب باز کند.
دولت جدید
آمریکا با ایجاد تغییراتی در دکترین نظامی اش از حساسیت های روسیه پیرامون طرح
استقرار سپر دفاع ضد موشکی در چک و لهستان خواهد کاست و همین حساسیت زدایی معالا
منحر به کناره گیری روسیه از جبهه جمهوری اسلامی خواهد شد.
در مورد چین
نیز تیم جدید دیپلماسی آمریکا با نگاهی منفعت گرایانه تر عمل خواهد کرد و بقول
معروف دل طرف چینی را اقلا برای مقطع زمانی محدودی بدست خواهد آورد.
در عرصه
اجتماعی، دولت پرزدنت اوباما به دلیل جایگاه و مقبولیت اجتماعیش و همچنین رویکرد
جدیدی که در رابطه با مشکلاتی همچون دعوای کلاسیک شده اسرائلیها و فلسطینیان و
حضور نظامی ایالات متحده در عراق که حکایت از نوعی میانه روی محتاطانه دارد، نه تنها
درون ایالات متحده بلکه در سایر نقاط جهان از دستی به مراتب باز تر در
برخورد با مشکلات جهانی برخوردار است و این دقیقا همان پوئنی است که دولت پرزدنت
بوش بویژه در این دوسال اخیر از آن بی بهره بود.
بنابراین،
قابل پیش بینی است که در صورت بروز یک نوع جبر سیاسی در گسیل مجدد ایالات متحده به
یک درگیری نظامی، نارضایتی ها بدان شیوه که در سالهای صدارت جرج بوش شعله ور شد،
نباشد.
با توجه به
اهم قرائن که جملگی دال بر مخاطره آمیز بودن ادامه روند کنونی که دولت
جمهوری اسلامی چه در بعد سیاست های منطقه ای و چه در بعد حرکت در مسیر دستیابی به
سلاح های هسته ای دنبال می کند، دارد و همچنین آگاهی جامعه جهانی به ویژه دولت
پرزدنت اوباما به پیامدهای دهشتناک پذیرفتن ریسک ایران هسته ای، اتفاقا باید
به آن بخش از مصاحبه پرزدنت اوباما با العربیه که هشدار داد در صورت ادامه تخطی
تهران از اراده جامعه جهانی تشدید تحریمها و فشارها مد نظر خواهد بود و همچنین
تاکید چند باره شخص پرزدنت اوباما، هیلاری کلینتون وزیر خارجه و سوزان رایس مشاور
امنیت ملی کاخ سفید بر مطرح بودن همه گزینه ها از جمله گزینه نظامی، بیش از قسمتی
که خواهان باز شدن مشت های گره کرده در تهران شده بود توجه داشته باشیم.
با توجه به
حرکت سرسره ای قیمت نفت، و کسری بودجه قابل پیش بینی که از هم اکنون آژیر
خطر را در گوش مسئولان ایرانی به صدا در آورده است، باور پذیر است اگر بر این
عقیده باشیم که تحریم ها با آن کیفیتی که دولت آقای اوباما در نظر دارد، از جمله
منع صدور بنزین به ایران، می تواند پایه های نه چندان مستحکم حاکمیت جمهوری
اسلامی را دچار لرزشهای ویرانگری نماید، در اینصورت احتمال بر خورد میلیتاریستی با
جمهوری اسلامی نزول خواهد یافت، اما اگر به فرض محال تحریم های جدید نیز مثمر ثمر
واقع نشود، یقین بدانید پرزدنت اوباما توانایی و اراده لازم سیاسی را برای شروع یک
تقابل نظامی با حکومت تهران را دارد.
البته
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دولت آقای اوباما منتظر تغییراتی که پیامد
انتخابات ریاست جمهوری ایران است خواهد ماند.اما به نظر من تیم دیپلماتیک دولت
آقای اوباما و همچنین اعضاء اتحادیه اروپا با توجه به تجربه شکست خورده چند ساله
اخیر دیپلماسی که فقط و تنها فقط وقت را به نفع هسته ای شدن جمهوری اسلامی هدر
داده، بخوبی آگاهند که مسئله هسته ای ایران بمانند دیگر مسائل مربوط به جمهوری اسلامی
ناشی از یک اراده دولتی نبوده که بتوان با تعویض کابینه ها در ایران به توقف
و مصالحه پیرامونش امیدوار بود.
می توان از
هم اکنون پیش بینی کرد که چه سیاست های در جهت برخورد با جمهوری اسلامی از سوی
دولت پرزدنت اوباما و متحدان اروپاییش اعمال می شود. سیاست هایی که اگر هم معالا منجر
به گشودن مشت های گره کرده مقامات جمهوری اسلامی نگردد، منتج به روزی می شود که
دیگر هیچ دستی برای نظام تهران باقی نمانده باشد، چه برسد به مشت های گره کرده.
|