تبليغاتX
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو

مدیر وبلاگ: محمدرضا شکوهی فرد







موضوعات

لینک ها
امضاء برای نجات فرزاد کمانگر
دانلود کتاب گروگانگیری و جانشینان انقلاب
دانلود کتاب نامه ها از بنی صدر به خمینی، رجایی،رفسنجانی و دیگران
دانلود کتاب یادهای زندان؛ خاطرات زندانیان دهه شصت
فاجعه سینما رکس آبادان
دانلود کتاب پاسخ به تاریخ- نوشته محمدرضا شاه پهلوی
دانلود کتاب خاطرات آیت الله منتظری
دانلود کتاب یکرنگی، اثر شاپور بختیار
دانلود کتاب اسناد دادگاه میکونوس
فایل صوتی سخنرانی 13 رجب 1376 آیت الله منتظری درباره ولایت فقیه
دكتر علي رضا نوري زاده
سایت العربیه فارسی
خبرنامه اميركبير
روزآنلاین
مسعود بهنود
امير فرشاد ابراهيمي
طنين دانشجو
(nature) هفته نامه علمي بين المللي
روزنامه گاردين
The Independent روزنامه اينديپندنت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 

لینکدونی
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا نوری زاده
فیلتر شکن عالی
VOA
احمد باطبی
خبر نامه امیر کبیر
مسیح علی نژاد
پیک نت
امیر فرشاد ابراهیمی
مسعود بهنود
گویا نیوز


به مناسبت والنتین برای فرزانه ام، آنکه می پرستمش

به مناسبت والنتین

برای فرزانه ام، آنکه می پرستمش.

http://lh3.ggpht.com/_EOFFdefuoUE/RrommxnpmVI/AAAAAAAAB-Q/6GZKo-aoHuw/DSC08805.JPG

فردا 25 بهمن 13 فوریه روز والنتین.

  آره باز یه جمعه لعنتی دیگه، روزی که  تیرگی و سیاهی لحظه لحظه هاش را تسخیر کرده، همیشه و همه جا جمعه تیره ست. سیاهه. نماد نا امیدیه. نمود تنهاییه. جلوه دوریه  و برای من، محمدرضا شکوهی فرد فرصتیست که تو کنج تنهایی هام  یاد کنم از عشقی که قریب به یکسال است محکومم به ندیدنش. محکومم به نشنیدن صدای معصومش.

 یک سالی میشه که روزگار لعنتی تمام تلاشش رو می کنه که منو بشکونه. خرد کنه. مثل خیلی های دیگه، مثل من، مثل تو، مثل ما. باور کنید حاضرم یک لحظه، فقط یک لحظه برگردم به گذشته، ببینمش، ببوسمش، سرم رو روی شونه هاش بزارم و شاید تا آخر عمر گریه کنم.

خیلی دلتنگم، هر روز وقتی از خواب بیدار می شم، اول کیف پولم و انگشترم و نگاه می کنم. عکس زیباش رو تماشا می کنم و شبها نیز تکرار همین تنها لذتم. آره فرزانه، نمی دونم اونقدر خدا دوستم داره که این نوشته رو بخونی؟

تو این یکسال خیلی عوض شدم، کینه و نفرت همه وجودمو گرفته، و صادقانه می گم اگر این کینه توی وجودم نباشه میمیرم. می خوام با این کینه زندگی کنم. کینه از همه کسایی که باعث جداییم از دوست داشتنی ترین و گرانبهاترین سرمایه زندگیم شدن. از این کینه لذت می برم، و با تمام قلبم، با تمام روحم، منتظر روزی هستم که اوهام کثیف همشون رو نقش بر آب کنم و می دونم که می تونم. قسم می خورم که می تونم، و این کار رو می کنم. با هر هزینه ای.

به قول شاعر:

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک ، چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد.

امروز والنتینه. پارسال همین موقع پیشت بودم. و امسال...........
ولی بدون، تمام امیدم، قول و قرارمونه. اینو بدون جونم حقیرترین هزینه ایه که حاضرم برای یک لحظه دیدنت بپردازم. من بر می گردم و همون جور که بهت قول دادم، در کنار تو می مانم و در کنار تو می میرم.
 تنها جمله ای که می تونم بگم اینه: می پرستمت و می بوسمت لحظه لحظه همیشه من، فرزانه من. منتظرم بمون که تنها انگیزه زندگیم همینه.
 
چه خوش باشد غم تو با تو گفتن
وزان خوشتر امید با تو بودن


محمدرضا شکوهی فرد
ساعت ۲:۳۲ دقیقه بامداد جمعه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۷ خورشیدی ۱۳ فوریه ۲۰۰۹ میلادی

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ::

فقط یک جام زهر

فقط یک جام زهر


محمدرضا شکوهی فرد

mrshokouhifard@gmail.com


اگر چه کسری بودجه بلاخص در ایران  پس از انقلاب رخدادی متداول بوده اما در دولت فعلی به 4 دلیل اهمیتی ویژه یافته است.

اولا مفقود شدن بخش عظیمی از درآمد های کشور طی سالیانی که دولت نهم مسند اجرایی را در دست گرفته است .

ثانیا درآمدهای اقیانوسی این دولت به مدد تزاید گسترده قیمت های جهانی طلای سیاه طی سه سال گذشته .

ثالثا نزول حراس انگیز قیمت های جهانی نفت در حال حاضر.

و رابعا میزان افسرده کننده کسری بودجه که بر اساس پیش بینی های ارگان های منعطف به حاکمیت، رقمی بالغ بر 44 میلیارد دلار را در بر می گیرد.

این ها به علاوه  معضلات خاص سیاسی که جمهوری اسلامی در آینده ای نزدیک بواسطه رویکردهای مقابله جویانه اش با جهان، گریبانگیرش خواهد شد، این کسری را متمایز از کسور پیشین، نموده است.

عدم رعایت ضوابط استاندارد نخست در نظام بودجه ریزی و مهمتر از آن،عدم پایبندی این دولت به لوایحی که خود تنظیم کرده، عدم درک این مهم که نفت یک سرمایه ملیست که خود موجد درآمد است و نه یک حساب بانکی که دولت برای مصارف روزانه اش مدام از آن برداشت نماید،اعطای بی رویه ، غیر علمی و تا حدود زیادی تبلیغاتی اعتبارات و تسهیلات سنگین مالی در غوالبی همچون حمایت از بنگاه های زودبازده، که بخش اعظم سرمایه های کشور را بجای آنکه در اختیار سرمایه گزاران قرار دهد، مانند صدقه روانه جیب های افرادی می کند که نه تعهدی به رسالت اصلی شان که ایجاد اشتغال و کمک به اقتصاد کشور است دارند و نه اصولا تخصصی در زمینه کارآفرینی  اقتصادی، همه و همه منتج به چنین کسری بی سابقه ای می شود که پیامد عقلی اش جز انبساط جمعیت بی کاران و رشد پلکانی تورم و نهایتا رکود کمرشکن اقتصادی نخواهد بود.

جالب این مهم است که نرخ بالای تورم مهمترین شاخصه اقتصاد کنونی کشور است. وشما اگر در جایگاه یک تحلیلگر اقتصادی بنشینید.به هر روش و رویکردی که به زعم تان می تواند منطقا این کسری را جبران کند تمایل می نمایید با غول بی شاخ و دمی بنام تورم افسارگسیخته مواجه خواهید شد.

از نظر علمی، چهار راه حل برای مقابله با یک کسری بودجه متعارف در وضعیتی استاندارد وجود دارد:
الف - کاهش هزینه های جاری دولت
ب - انتشار اوراق قرضه
ج - استقراض از صندوق ذخیره ارزی
د - استقراض از بانک مرکزی
در بخش الف خوب قاعدتا دولت باید این کاهش را شامل حال بخش عمرانی بودجه نماید ونه بخش عمومی که حقوق و مزایای کارمندان دولت را در بر می گیرد. اما این روش امکانپذیر نخواهد بود فقط به یک دلیل ساده: دولت طی سه سال گذشته حتی سال گذشته که قیمت بشکه های نفت به 140 دلار رسید، همواره بی توجه به بخش عمرانی بودجه، مبالغ اختصاصی این بخش را هم با و بدون مجوز قانونی هزینه کرده است و دیگر محملی برای هزینه از این بخش ندارد.
در بخش ب انتشار اوراق قرضه اصولا مستلزم تمایل عمومی جامعه و همچنین نرخ متعارف تورم و رونق بورس دارد، که هر سه در وضعیتی نیستند که بتوان انتظار موفقیت استفاده از این حربه را از سوی دولت داشت.
در بخش استقراض از صندوق ذخیره ارزی که اوضاع گریه آور است. و به قول معروف جای سخن ندارد.
در بخش استقراض از بانک مرکزی، در یک ساز و کار متعادل دولت می توانست با چاپ اسکناس کسری را جبران کند اما نه در چنین سیستم بی بند و بار مالی. ضمنا این چنین روشی زمانی می تواند واجد موفقیت باشد که نرخ تورم تا بدین حد لجام گسیخته نباشد تحریم های مالی بر علیه سیستم اقتصادی بر قرار نباشد و رکودی چنین ویرانگر اقتصاد جهان را تهدید نکرده باشد. باید در نظر داشت استقراض از بانک مرکزی به دلیل آنکه پدید آورنده نقدینگی است، ذاتا عملی تورم زاست. و در چنین حالتی که نرخ تورم تا این درجه بالاست، امکان پرداختن دولت به چنین متدی اصولا و منطقا،  وجود ندارد.
البته یک راه حل دیگر هم وجود دارد که معالا می تواند به دلیل اوضاع نابهنجار سیاسی و اقتصادی که جامعه کنونی ایران با آن دست به گریبان است به یک آنارشی همه جانبه منتهی شود.آنارشی که مشخص ترین شناسه اش تولد زمینه های بروز شورش های گسترده سیاسی و اجتماعی بر ضد حاکمیت است. امری که با توجه به اهم قرائن دور از انتظار نیست.
بله، حذف یارانه ها
این روش که در قالب طرح موسوم به تحول اقتصادی از سوی دولت مطرح شده است، به دلایل آشکاری از جمله نرخ بالای بیکاری و تورم در جامعه و استعداد فوق العاده این طرح جهت افزایش پرشی نرخ تورم تا حدود 50 درصد به هیچ وجه من الوجوه امکانپذیر نیست. می بینید عقل در ره هر مشی و دوایی می نهیم غول تورم در برابر چشمانمان می رقصد. در حقیقت اوضاع تابدانجا بحرانیست که اتلاق صفاتی همچون غیر قابل مهار و کنترل ناپذیر به چنین وضعیتی  به غایت منطقی می نماید. برای تقابل با این معضل مهارنشدنی تعویض دولت ها و جابجایی اشخاص هیچ مشکلی را حل نمی کند. همانطور که ذکر کردم باید بپذیریم بحران از کنتزل خارج شده است.

  بنابراین فقط و تنها فقط یک راه میانبر، پر هزینه و در عین حال گریزناپذیر برای سیستم  سیاسی فعلی فارغ از اینکه چه دولت و شخصی بر مسند دستگاه اجرایی باشد، وجود دارد. آن راه البته مشی اقتصادی نیست. بلکه اتخاذ رویکرد جدید و متفاوت سیاسی در بعد داخلی و بین المللی است. رویکردی که پذیرای اصلاحات همه جانبه سیاسی باشد که بر اساس آن مشتهای گره کرده سیاستمداران رژیم به روی دنیای مدرن، پس از سه دهه باز شود، روشی که آشتی با غرب و ایالات متحده را بر عداوت و لجاجت و حرکت بر خلاف جریان آب ترجیح دهد. و مهمتر از همه آنکه خیل اقیانوس وار ایرانیان ناراضی و مخالفان سیاسی نظام را با روی آوردن به دموکراسی و تن دادن به بر قراری آن از طریق تعریف مکانیزم هایی که متضمن آزادی های سیاسی و اجتماعی باشد مانند  برگزاری یک رفراندوم گسترده ، تغییر قانون اساسی بر اساس موازین حقوقی پذیرفته شده جهانی و ............ متحد و آرام و همدل نماید.

این بی تردید تنها مسیری است که سردمداران نظام حاکم بر کشورمان اگر ذره ای دوستدار ملت  باشند و دغدغه سرنوشت ایران در وجودشان باشد، می توانند و باید گام در آن بگذارند.

کوتاه آنکه چاره فقط نوشیدن یک جام زهر دیگر است، اما سئوالی که ما را به تشکیک نسبت به این احتمال و الزام وا می دارد اینست:

آیا رهبر کنونی ایران و یارانش شجاعت آقای خمینی را برای تن دادن به این می گساری اجباری دارند؟  بی شک پاسخ این سئوال را باید در درجه غلظت وطن دوستی و شرافت ملی شان جستجو کرد.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ::

آقای خامنه ای عینکتان را عوض کنید

در حاشیه اعلام پیش بینی کسری بودجه ۴۴ هزار ملیاردی از سوی مرکز پژوهش های مجلس


آقای خامنه ای عینکتان را عوض کنید

محمدرضا شکوهی فرد

mrshokouhifard@gmail.com

در حاشیه اعلام پیش بینی کسری بودجه ۴۴ هزار ملیاردی از سوی مرکز پژوهش های مجلس


آقای خامنه ای عینکتان را عوض کنید


محمدرضا شکوهی فرد

mrshokouhifard@gmail.com

اعلام نتیجه بررسی های مرکز پژوهش های مجلس که حاکی  از پیش بینی حداقل 44 هزار میلیارد ریال کسری بودجه در سال پیشرو ست و  این رقمُ معادل با نیمی از مبالغ کل بودجه ژیشنهادی دولت در غالب لایحه به مجلس  است، نه تنها آلارمیست برای همه دلسوزان وآگاهان درون و بیرون از کشور، بل حاوی  پیامی مشخص برای آن  چند چپ هایی است که به گمانشان با حضور به هم رساندن در عرصه انتخابات می توانند از  اوزان سنگین پیامدهای  باورهای پوپولیستی دولت فعلی بکاهند. از آن جمله شخص آقای خاتمی به عنوان صدر نشین لیست افرادی که حداقل بر روی کاغذ بی توجه به اعمال ید حاکمیت و متولیان بد سابقه انتخابات بختی برای پیروزی دارند.

و البته مهمتر از همه هشداریست تلخ به رهبری رژیم، حجت الاسلام علی خامنه ای

از آن لحظه که خبر  اعلام نتایج این تحقیق از سوی مرکز پژو هش ها را شنیدم، دو نکته نظرم را به خود معطوف ساخت:
اول آنکه با خود گفتم، منطقا شخصی همچون  آقای خاتمی با پیش درآمد هشت سال ریاست بر دستگاه اجرائی باید دارای هسته مشاورانی از جمله در زمینه اقتصادی بوده باشد و یحتمل برآیند مشورت های این هسته به ایشان، شامل خروجی هایی از قبیل آنچه مرکز تحت نظر احمد توکلی( که اتفاقا از شهیرترین افراد در جبهه اصولگرا نیز می باشد) بوده است. آیا این مشاوران برنامه روشنی برای تقابل با این موقعیت حساس به ایشان عرضه داشته اند و یا اصولا کسری بودجه ای چنین پر وزن، در کوتاه مدت مثلا در عرض یک یا دو سال قابل ترمیم است؟

تا آنجا که عقل معیوب بنده بواسطه رشته تحصیلی ام از اقتصاد می داند، برای کنترل چنین معضلی و البته گذر از پیامد های فاجعه بار و چند بعدی این کسری، در خوشبینانه ترین حالت، تکرار می کنم در خوشبینانه ترین حالت، چهار سال زمان لازم است. دقت کنید اقلا چهار سال لازم است تا این بحران و عواقب قابل پیش بینی اش را بتوان کنترل نمود. آن هم  در صورتیست که کشور به علت امتداد سوء تدبیر و بی مسئولیتی های رهبران حاکمیت، درگیر با موج جدیدی از تحریمها که معالا می تواند شامل واردات بنزین هم باشد، نشود. دراین میان حرکت سرسره وار قیمت نفت و طبعا فراوردهای نفتی را هم باید اضافه کرد.

این همه بدین مفهوم است که اگر خوشبین باشیم و احتمالات تراژیک رادر نظر نگیریم، جناب آقای محمد خاتمی ، مهندس موسوی یا هر فرد دیگری که قرار ست سکاندار دستگاه اجرایی شود چهار سال صدارت خویش را باید صرفا مصروف دست و پنجه نرم کردن با افتضاحات دولت فعلی نماید و  معالا اگر از یدش برآید، عواقب ویرانگر سیاسی و اجتماعی این قبیل دسته گل های دولت فخیمه حجت الاسلام خامنه ای را کنترل نماید، البته اگر بتواند که بعید است.
نکته دوم که مهمترین نکته است، اینکه آیا حجت الاسلام علی خامنه ای که دیر سالی عبای زعامت بر تن نموده و ولایتش منطقا بر اساس تعریف خود آقایان، نه فقط باید بر حوضه های سیاسی و فرهنگی بل در ابعاد اقتصادی زیست جامعه  نیز  گسترده باشد، درک نمی کند که چنین کسری بودجه ای به تنهایی حتی بدون کمترین دخالت خارجی می تواند، منتهی به شورش های عظیم  اجتماعی و  تبلور و رشد آنارشیسم همه جانبه در کشور شود، که اولین قربانی اش شخص او و رژیم اسلامیست؟

به نظر من ایشان اتفاقا بهتر از هر کس واقف است که چه میزان خسارتی از ناحیه این مساله، در آینده گریبان شریان های حیاتی سیستم فعلی را خواهد گرفت، اما سه فاکتور مهم او را تقابل با پدیدآورندگان این معضل در مجموعه فعلی اجرایی باز می دارد:

نخستین دلیل را می توان در تحول شخصیتی و فکری ایشان جستجو کرد.

حجت الاسلام علی خامنه ای به مرور از اوائل دهه هفتاد، از یک روحانی آوانگرد و آشنا به ابعاد گوناگون زیست سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران، به یک روحانی راستگرا  که تنها امتیازش نسبت به باقی دوستانش در جامعه روحانیت و دیگر طیف های راست، فن بیان و خطابه اش بود، تغییر ماهیت داد. این روند تا 18 تیر ماه سال 1378 که منجر به فاجعه کوی شد، ادامه داشت ، اما پس از رخدادهای آنروز و اینکه او مشاهده کرد آنانی که در حفظ و امتداد مسیر حکومتش به کارش می آیند، نه اعوان و انصار هم جنسش در میان راستگرا ها بلکه مجانینی در  بسیج و سپاه  والبته توده های وابسته  جامعه است، که گرچه عبایی بر تن و عمامه ای بر سر ندارند، اما در جانفشانی برای او و حاکمیتش از راست های کلاسیک  بسی مصرتر  و موثرترند.

از آن تاریخ ، دستگاه رهبری جمهوری اسلامی، تا آنجا که توانست حوضه ید این مجانین را در ارگان های نظامی و امنیتی گسترده نمود تا حدی که در تیر ماه سال 83 حاصلش شد یک افراط گرای پوپولیست به نام محمود احمدی نژاد که اینک در کالبد رئیس جمهوری نظام، که بی تردید اگر نبود حمایت و سازماندهی عناصر نظامی و امنیتی در سپاه پسداران و بسیج، انتخابش ممکن نبود، خود نمایی می نمود.

 حال قریب به چهار سال پس از آن تاریخ، گرچه شخص علی خامنه ای متوجه شده که چه بلایایی از منظرگاه های مختلف سیاسی و اقتصادی بواسطه حضور و عملکرد منفی فرزندان عزیزش در دولت نهم متوجه ساختار سیاسی و اقتصادی کشور شده، قبول بفرمایید انتظار بیجاییست اگر من و شما منتظر رویارویی او با نورچشمی هایش که اینک در قامت روسای دولت و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی رخ می نمایند، باشیم.

حجت الاسلام خامنه ای از این منظر، به هیچ وجه من الوجوه رویکرد تقابلی با این دست پرورده های خویش را بر نخواهد گزید، زیرا از دید او آنانی که می توانند به هر شکل و رویی مانع تضغیف و سقوط او و حاکمیتش شوند همین گروه ها هستند و نه راست های پستو گزیده در جامعه روحانیت و جمعیت موئتلفه.

2-دومین نگرانی علی خامنه ای ناشی از عدم علاقه او به رجعت کشور به وضعیت دوران موسوم به اصلاحات است. دیگر چه در میان چپ ها و چه در میان محافظه کاران سیستم کسی نیست که نداند اختلافات حجت الاسلام خامنه ای با اصلاح گرایان، بیش از آنکه شایسته اتلاق واژه اختلاف باشد، واجد استفاده از واژگانی همچون کینه و عداوت است. علی خامنه ای 8 سال دوران زمامداری اصلاح طلبان را بویژه پس از تیرماه 78 دوران لرزش پایه های حاکمیت خویش می داند و از اینرو در هیچ شرایطی حاضر به تعامل با چپ ها نخواهد شد. حتی اگر واسطه شان علی اکبر هاشمی باشد چه که او هاشمی را نیز به همان میزان، مسبب اصلی همه آن گرفتاریهایی بشمار می آورد که به واسطه قدرت گیری خاتمی و یارانش، لحظه لحظه زعامتش را طی سالهای 76 تا 83 آغشته دلهره و عذاب نموده بود.

در این میان نیز او بهترین جریانی را که می تواند چپ ها را همچنان بیرون از دایره قدرت قرار دهد نه راست های میانه و کلاسیک بلکه همین فرزندان رشید خویش در بدنه دولت فعلی و نهاد امنیتی و نظامی حاکمیت می داند.

3- اما نکته آخر که بیش از دو فاکتور پیشین چشمان حجت الاسلام خامنه ای را نسبت به دورنمای دهشتناک رویه فاجعه بار  دولت فعلی بویژه در زمینه اقتصادی می بندد، این واقعیت است که ایشان از اواخر دهه هفتاد شمسی، کیم ایل سونگ رهبر  کره شمالی و مدل حکومتی او را مد نظر قرار داده و از همین رو تسلیح نظام به سلاح های نامتعارف را یگانه راه تضمین ابدی حاکمیت خویش و نظام تحت امرش می داند. بر همین اساس است که شاهد  رشد و فزونی روز افزون، فعالیت های هسته ای رژیم هستیم. همانگونه که کارشناسان پیش بینی می نمایند در کوتاه ترین زمان ممکن ، جمهوری اسلامی قابلیت ساخت اقلا سه بمب هسته ای را پیدا خواهد کرد. این البته منهای فعالیت های حساسی است که نظام در زمینه بمب های پلوتونیومی در دست انجام دارد.

به هر روی پیشنهاد قاطبه عقلای قوم اولا به سید محمد خاتمی اینست که بیش از این خود را درگیری فضاحت های سیاسی و اقتصادی نظام ننماید و البته توصیه  اهم فی الاهم  دلسوزان وطن به جناب آقای حجت الاسلام علی خامنه ای آن که پس از سالها عینکشان را عوض کنند، زیرا معادلات بین المللی دیگر بدان سادگیها نیست که جهان معاصر، بتواند شکل گیری یک کره شمالی دیگر را آن هم در منطقه ژئواستراتژیکی همچون خاورمیانه تحمل نماید و ثانیا متوجه باشند که جامعه ایران جامعه تحت قیمومیت کیم ایل سونگ نیست که بتوان آن را مجبور به پذیرش چنین سرنوشت تلخی نمود.پس اشتباهاتی را که محمدرضا پهلوی بواسطه ندیدن هایش مرتکب شد تکرا نکنند که تاریخ تکرا اشتباهات را هرگز نمی بخشد.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ::

مطالب قبلي

آدرس بلاگ دیگر بندهbamdadeiran.blogsky.com می باشد.
این داستان: میرحسین کُشون.
انتخابات، مسئله ما نیست.
یک عدد تصمیم کبری
از ملی شدن نفت تا روز ملی فناوری (وارداتی) هسته ای
میرحسین خوب، بد یا بدتر
دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان
نوروزتان پیروز
فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع
مسیح جان تو دروغ می گویی
فعلا باید صبرکرد. این می تواند بخشی از پلان انتخاباتی مشترک خاتمی، موسوی باشد.
برای ما، اول کمدی بعد تراژدی
اگر باز هم احمدی نژاد از صندوق جادویی رای گیری درآمد، آنگاه مسئولیت ما چیست؟
اگر خاتمی، خاتمی شیراز باشد، درود بر او
هشداری برای رهبر دسته کورها
برای یک مرد
خاتمی عزیز، ایران امروز ما ابراهیمی دگر می خواهد.
شهید دفن شدنی نیست، یکی این را به بسیجی ها بفهماند.
توهمی به نام جنبش ماهستیم و خوشحالی بوقچی های جمهوری اسلامی
یک پیشنهاد برادرانه

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

سلام به همه شما دوستان
هدف من از ایجاد این وبلاگ در واقع نوعی پاسخ به احساس وظیفه ایست که با کمی تامل در اوضاع این سرزمین هر فرد ایرانی به نوعی آن را حس می کند.در این زمینه نمی توانم علاقه وافر خود را نادیده گرفته و از ذکر آن بپرهیزم.اما زایش فضای سرشار از رعب و وحشت و صد البته سانسور که زایشگرانش همانا سردمداران سیستم فعلی حاکم بر این ملک می باشند انگیزه اصلی من و یقینا بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالان در عرصه اطلاع رسانی بود و هست و به امید یزدان پاک خواهد بود.پس از توقیف گسترده مطبوعات که دیرزمانی از وقوع آن نمی گذرد این وبلاگ نویسان هستند که برای رسالت کلی همه آزادی خواهان و دوستداران ملک و میهن به عنوان خط شکن عمل کرده و در راستای اطلاع رسانی دقیق و تبادل آزاد آرا و افکار گام بردارند که البته در این چند سال به حق این مسئولیت را شجاعانه پذیرفته و بدان عمل کرده اند .بنده به عنوان عضوی کوچک از این مجاهدان راه آزادی سعی در گام برداشتن در این مسیر پر سنگلاخ نهاده ام .بی شک در این راه همکاری و همگامی شما عزیزان برای من افتخاری بس بزرگ است . با این امید و با آرزوی پیشرفت و سربلندی این ملک و میهن این فعالیت را شروع کرده و ادامه خواهم داد.در این وبلاگ سعی بر آن می شود که اطلاعات دقیق و همچنین مقالات مهم پیرامون اوضاع ایران در وجوه داخلی و خارجی در معرض توجه شما قرار گیرد .

با سپاس فراوان محمدرضا شکوهی فرد 15/10/1385

ایران 1367
وقایع
مقالات..
حقوق بشر
زنان
هنری
تازه های وب
از همه رنگ
English








اخرین شماره
ادعا !




جستجو



آرشيو
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385

 

لوگوی دوستان



آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

 

All Rights Reserved 2006 © http://shokouheiran.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh

Balatarin مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin