|
در حاشیه اعلام پیش بینی کسری بودجه ۴۴ هزار ملیاردی از سوی مرکز پژوهش های مجلس
آقای خامنه ای عینکتان را عوض کنید محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com در حاشیه اعلام پیش بینی کسری بودجه ۴۴ هزار ملیاردی از سوی مرکز پژوهش های مجلس
آقای خامنه ای عینکتان را عوض کنید
محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com اعلام
نتیجه بررسی های مرکز پژوهش های مجلس که حاکی از پیش بینی حداقل 44 هزار
میلیارد ریال کسری بودجه در سال پیشرو ست و این رقمُ معادل با نیمی از
مبالغ کل بودجه ژیشنهادی دولت در غالب لایحه به مجلس است، نه تنها
آلارمیست برای همه دلسوزان وآگاهان درون و بیرون از کشور، بل حاوی پیامی
مشخص برای آن چند چپ هایی است که به گمانشان با حضور به هم رساندن در
عرصه انتخابات می توانند از اوزان سنگین پیامدهای باورهای پوپولیستی
دولت فعلی بکاهند. از آن جمله شخص آقای خاتمی به عنوان صدر نشین لیست
افرادی که حداقل بر روی کاغذ بی توجه به اعمال ید حاکمیت و متولیان بد
سابقه انتخابات بختی برای پیروزی دارند.
و البته مهمتر از همه هشداریست تلخ به رهبری رژیم، حجت الاسلام علی خامنه ای
از آن لحظه که خبر اعلام نتایج این تحقیق از سوی مرکز پژو هش ها را شنیدم، دو نکته نظرم را به خود معطوف ساخت: اول
آنکه با خود گفتم، منطقا شخصی همچون آقای خاتمی با پیش درآمد هشت سال
ریاست بر دستگاه اجرائی باید دارای هسته مشاورانی از جمله در زمینه
اقتصادی بوده باشد و یحتمل برآیند مشورت های این هسته به ایشان، شامل
خروجی هایی از قبیل آنچه مرکز تحت نظر احمد توکلی( که اتفاقا از شهیرترین
افراد در جبهه اصولگرا نیز می باشد) بوده است. آیا این مشاوران برنامه
روشنی برای تقابل با این موقعیت حساس به ایشان عرضه داشته اند و یا اصولا
کسری بودجه ای چنین پر وزن، در کوتاه مدت مثلا در عرض یک یا دو سال قابل
ترمیم است؟
تا آنجا که عقل معیوب بنده بواسطه رشته
تحصیلی ام از اقتصاد می داند، برای کنترل چنین معضلی و البته گذر از پیامد
های فاجعه بار و چند بعدی این کسری، در خوشبینانه ترین حالت، تکرار می کنم
در خوشبینانه ترین حالت، چهار سال زمان لازم است. دقت کنید اقلا چهار
سال لازم است تا این بحران و عواقب قابل پیش بینی اش را بتوان کنترل نمود.
آن هم در صورتیست که کشور به علت امتداد سوء تدبیر و بی مسئولیتی های
رهبران حاکمیت، درگیر با موج جدیدی از تحریمها که معالا می تواند شامل
واردات بنزین هم باشد، نشود. دراین میان حرکت سرسره وار قیمت نفت و طبعا
فراوردهای نفتی را هم باید اضافه کرد.
این همه بدین مفهوم است که اگر خوشبین
باشیم و احتمالات تراژیک رادر نظر نگیریم، جناب آقای محمد خاتمی ، مهندس
موسوی یا هر فرد دیگری که قرار ست سکاندار دستگاه اجرایی شود چهار سال
صدارت خویش را باید صرفا مصروف دست و پنجه نرم کردن با افتضاحات دولت فعلی
نماید و معالا اگر از یدش برآید، عواقب ویرانگر سیاسی و اجتماعی این قبیل
دسته گل های دولت فخیمه حجت الاسلام خامنه ای را کنترل نماید، البته اگر
بتواند که بعید است. نکته دوم که مهمترین نکته است، اینکه آیا
حجت الاسلام علی خامنه ای که دیر سالی عبای زعامت بر تن نموده و ولایتش
منطقا بر اساس تعریف خود آقایان، نه فقط باید بر حوضه های سیاسی و فرهنگی
بل در ابعاد اقتصادی زیست جامعه نیز گسترده باشد، درک نمی کند که چنین
کسری بودجه ای به تنهایی حتی بدون کمترین دخالت خارجی می تواند، منتهی به
شورش های عظیم اجتماعی و تبلور و رشد آنارشیسم همه جانبه در کشور شود،
که اولین قربانی اش شخص او و رژیم اسلامیست؟
به نظر من ایشان اتفاقا بهتر از هر کس واقف
است که چه میزان خسارتی از ناحیه این مساله، در آینده گریبان شریان های
حیاتی سیستم فعلی را خواهد گرفت، اما سه فاکتور مهم او را تقابل با
پدیدآورندگان این معضل در مجموعه فعلی اجرایی باز می دارد:
نخستین دلیل را می توان در تحول شخصیتی و فکری ایشان جستجو کرد.
حجت الاسلام علی خامنه ای به مرور از
اوائل دهه هفتاد، از یک روحانی آوانگرد و آشنا به ابعاد گوناگون زیست
سیاسی و فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران، به یک روحانی راستگرا که تنها
امتیازش نسبت به باقی دوستانش در جامعه روحانیت و دیگر طیف های راست، فن
بیان و خطابه اش بود، تغییر ماهیت داد. این روند تا 18 تیر ماه سال 1378
که منجر به فاجعه کوی شد، ادامه داشت ، اما پس از رخدادهای آنروز و اینکه
او مشاهده کرد آنانی که در حفظ و امتداد مسیر حکومتش به کارش می آیند، نه
اعوان و انصار هم جنسش در میان راستگرا ها بلکه مجانینی در بسیج و سپاه
والبته توده های وابسته جامعه است، که گرچه عبایی بر تن و عمامه ای بر سر
ندارند، اما در جانفشانی برای او و حاکمیتش از راست های کلاسیک بسی
مصرتر و موثرترند.
از آن تاریخ ، دستگاه رهبری جمهوری
اسلامی، تا آنجا که توانست حوضه ید این مجانین را در ارگان های نظامی و
امنیتی گسترده نمود تا حدی که در تیر ماه سال 83 حاصلش شد یک افراط گرای
پوپولیست به نام محمود احمدی نژاد که اینک در کالبد رئیس جمهوری نظام، که
بی تردید اگر نبود حمایت و سازماندهی عناصر نظامی و امنیتی در سپاه
پسداران و بسیج، انتخابش ممکن نبود، خود نمایی می نمود.
حال قریب به چهار سال پس از آن تاریخ،
گرچه شخص علی خامنه ای متوجه شده که چه بلایایی از منظرگاه های مختلف
سیاسی و اقتصادی بواسطه حضور و عملکرد منفی فرزندان عزیزش در دولت نهم
متوجه ساختار سیاسی و اقتصادی کشور شده، قبول بفرمایید انتظار بیجاییست
اگر من و شما منتظر رویارویی او با نورچشمی هایش که اینک در قامت روسای
دولت و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی رخ می نمایند، باشیم.
حجت الاسلام خامنه ای از این منظر، به
هیچ وجه من الوجوه رویکرد تقابلی با این دست پرورده های خویش را بر نخواهد
گزید، زیرا از دید او آنانی که می توانند به هر شکل و رویی مانع تضغیف و
سقوط او و حاکمیتش شوند همین گروه ها هستند و نه راست های پستو گزیده در
جامعه روحانیت و جمعیت موئتلفه.
2-دومین نگرانی علی خامنه ای ناشی از عدم
علاقه او به رجعت کشور به وضعیت دوران موسوم به اصلاحات است. دیگر چه در
میان چپ ها و چه در میان محافظه کاران سیستم کسی نیست که نداند اختلافات
حجت الاسلام خامنه ای با اصلاح گرایان، بیش از آنکه شایسته اتلاق واژه
اختلاف باشد، واجد استفاده از واژگانی همچون کینه و عداوت است. علی خامنه
ای 8 سال دوران زمامداری اصلاح طلبان را بویژه پس از تیرماه 78 دوران لرزش
پایه های حاکمیت خویش می داند و از اینرو در هیچ شرایطی حاضر به تعامل با
چپ ها نخواهد شد. حتی اگر واسطه شان علی اکبر هاشمی باشد چه که او هاشمی
را نیز به همان میزان، مسبب اصلی همه آن گرفتاریهایی بشمار می آورد که به
واسطه قدرت گیری خاتمی و یارانش، لحظه لحظه زعامتش را طی سالهای 76 تا 83
آغشته دلهره و عذاب نموده بود.
در این میان نیز او بهترین جریانی را که
می تواند چپ ها را همچنان بیرون از دایره قدرت قرار دهد نه راست های میانه
و کلاسیک بلکه همین فرزندان رشید خویش در بدنه دولت فعلی و نهاد امنیتی و
نظامی حاکمیت می داند.
3- اما نکته آخر که بیش از دو فاکتور
پیشین چشمان حجت الاسلام خامنه ای را نسبت به دورنمای دهشتناک رویه فاجعه
بار دولت فعلی بویژه در زمینه اقتصادی می بندد، این واقعیت است که ایشان
از اواخر دهه هفتاد شمسی، کیم ایل سونگ رهبر کره شمالی و مدل حکومتی او
را مد نظر قرار داده و از همین رو تسلیح نظام به سلاح های نامتعارف را
یگانه راه تضمین ابدی حاکمیت خویش و نظام تحت امرش می داند. بر همین اساس
است که شاهد رشد و فزونی روز افزون، فعالیت های هسته ای رژیم هستیم.
همانگونه که کارشناسان پیش بینی می نمایند در کوتاه ترین زمان ممکن ،
جمهوری اسلامی قابلیت ساخت اقلا سه بمب هسته ای را پیدا خواهد کرد. این
البته منهای فعالیت های حساسی است که نظام در زمینه بمب های پلوتونیومی در
دست انجام دارد.
به هر روی پیشنهاد قاطبه عقلای قوم اولا
به سید محمد خاتمی اینست که بیش از این خود را درگیری فضاحت های سیاسی و
اقتصادی نظام ننماید و البته توصیه اهم فی الاهم دلسوزان وطن به جناب
آقای حجت الاسلام علی خامنه ای آن که پس از سالها عینکشان را عوض کنند،
زیرا معادلات بین المللی دیگر بدان سادگیها نیست که جهان معاصر، بتواند
شکل گیری یک کره شمالی دیگر را آن هم در منطقه ژئواستراتژیکی همچون
خاورمیانه تحمل نماید و ثانیا متوجه باشند که جامعه ایران جامعه تحت
قیمومیت کیم ایل سونگ نیست که بتوان آن را مجبور به پذیرش چنین سرنوشت
تلخی نمود.پس اشتباهاتی را که محمدرضا پهلوی بواسطه ندیدن هایش مرتکب شد تکرا نکنند که تاریخ تکرا اشتباهات را هرگز نمی بخشد.
|