|
خاتمی عزیز، ایران امروز ما ابراهیمی دگر می خواهد. محمدرضا شکوهی فرد
mrshokouhifard@gmail.com 
حجت الاسلام علی خامنه ای 11 نوامبر 2002 در دیدار با مسئولان قوه قضائیه :
((بهترین
کار استفاده از همین قانون اساسی جاری است اما روزی که قوای سه گانه
نتوانند یا نخواهند مشکلات بزرگ را حل کنند آنوقت اگر رهبری احساس نیاز
کند , نیروی مردم را برای مواجهه با مشکلات وارد میدان می کند. این را
برخی باید درک کنند)).
اگر چه
نظیر این جملات طعنه آمیز طی 8 سال ریاست جمهوری محمد خاتمی بارها از زبان
رهبری نظام شنیده شد و صد البته گرچه همان زمان فریاد بر می آوردیم که
خاتمی عزیز مشکل را در همین کنایه ها و طعنه های ممتد آقا جستجو کن.
گوشهای سید خندان یا بدهکار نبود یا نمی خواست باشد و یا شاید هم نمی
توانست. به هر روی تعبیر عینی آن کنایه ها را همگان در تیر ماه هشتاد و 3
دیدند. هر چند با غلظت پایین اما علی خان خامنه ای در جریان آن فرضا
انتخابات نشان داد تا چه حد بر گفته خویش تاکید دارد و در عملیاتی کردنش
مصمم است چه که لحظه لحظه آن 8 سال را از ترس اینکه مبادا چپ های حلقه
گزیده به گرد خاتمی نسخه زعامتش را برای ابد بپیچند و صفحه جدید البته بی
حضور حضرتش بر بوم تاریخ ایران زمین نقش زنند، با دلهره و نگرانی وصف
ناشدنی گذراند و در آخر آن روز که فرزند ابلهش محمود احمدی نژاد را بر تخت
نوکری دید پس از دیر سالی لبخند رضایت بر لب مستعمل خویش پذیرا شد و قسم
یاد کرد که تا جان در کالبد دارد، اشتباه دوم خرداد دیگر باره رخ نمایان
نخواهد کرد.
آری
مردم در نگاه حجت الاسلام خامنه ای عبارتست از یکی دو جین مزدور بسیجی و
ملیون ها شناسنامه اموات و .........نیروی همین مردمش بازی را رقم می
زنند، صد البته این فقط بخش قلیلی از ایفای نقش نیروی مردمش است چه که اگر
به گفته ماضی اش با دیده و رایی تهی از محافظه کاری و واهمه عمل نماید،
نمایشگاه خون و جنون را در خیابانهای ایران زمین نظاره خواهیم دید، تعویض
نتیجه تعذیه انتخابات که سهل است.
یقینا
حجت الاسلام خامنه ای اینبار هم همان خواهد کرد که پیشتر کرد و خروجی اش
همان خواهد بود که پیشتر دیدیم، مجنونی به نام دکتر محمود احمدی نژاد.
ای کاش
خاتمی عزیز با ور کند علی آقای این قصه حزن انگیز ما ایرانیان، از خر
شیطان پایین آمدنی نیست و همچنان بر سوگند درونی اش موکد است و ..........
خاتمی
عزیز تو را به صداقت تردید ناپذیرت، باور کن راقم این کوتاه نوشت تو را
همچون گذشته دوست می دارد و دعای تفوق بدرقه راهت می نماید اما همچنان بر
آن اصرار پیشینش مصر است که حالای میهن به یک ابراهیم بت شکن نیاز دارد نه
یک خاتمی مصلحت جوی سازش پژوه البته همواره عزیز و دوست داشتنی، هنوز هم
زمان باقیست برای تغییر کردن، پس یا ابراهیم وار بیا و تبر در دست گیر و
مقصد بت خانه کن، یا نیا و همچنان کنج عزلت گزین و از دور نظاره نما که
این تراژدی را هم پایانی است، اما نه بدان سیاق که تو می پنداری.
|