تبليغاتX
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو

مدیر وبلاگ: محمدرضا شکوهی فرد







موضوعات

لینک ها
امضاء برای نجات فرزاد کمانگر
دانلود کتاب گروگانگیری و جانشینان انقلاب
دانلود کتاب نامه ها از بنی صدر به خمینی، رجایی،رفسنجانی و دیگران
دانلود کتاب یادهای زندان؛ خاطرات زندانیان دهه شصت
فاجعه سینما رکس آبادان
دانلود کتاب پاسخ به تاریخ- نوشته محمدرضا شاه پهلوی
دانلود کتاب خاطرات آیت الله منتظری
دانلود کتاب یکرنگی، اثر شاپور بختیار
دانلود کتاب اسناد دادگاه میکونوس
فایل صوتی سخنرانی 13 رجب 1376 آیت الله منتظری درباره ولایت فقیه
دكتر علي رضا نوري زاده
سایت العربیه فارسی
خبرنامه اميركبير
روزآنلاین
مسعود بهنود
امير فرشاد ابراهيمي
طنين دانشجو
(nature) هفته نامه علمي بين المللي
روزنامه گاردين
The Independent روزنامه اينديپندنت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 

لینکدونی
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا نوری زاده
فیلتر شکن عالی
VOA
احمد باطبی
خبر نامه امیر کبیر
مسیح علی نژاد
پیک نت
امیر فرشاد ابراهیمی
مسعود بهنود
گویا نیوز


نوروزتان پیروز

نوروزتان پیروز

نوروزت مبارک فرزانه ام

http://www.aftab.ir/e_card/photos/norouz10.jpg

در این دوری و عزلت از موطن و دیار، همانجا که هستن ها و بودن های خویش را در کنار عزیزانم سپری می کردم، سخت است نوروز را مانند گذشته شادمانه بگذرانم. اما لحظه تحویل سال، حس غریبی و شیرینی، این دلتنگی و سنگینی را مبدل به امیدواری توام با لبخندی بر لب نمود.
لحظه تحویل سال، همان لحظه که دعای نوستالوژیک یا مقلب القلوب والابصار خوانده شد، نفسهای فرزانه ام را و همه عزیزان را حس کردم، انگار در کنارم بودند و غربت و فراق جایش را به نزدیکی و هم آغوشی لحظه هایم با آنان داد. گرچه شاید این یک حس متعارف در میان همه آنهاغ که دلی سپرده اند و عشقی در سر دارند،با شد، اما من فکر می کنم، این فقط یک حس شخصی نیست بلکه یک احساس قطعی ملی  و اجتماعی استف که در میان قاطبه هموطنان وجود دارد. در حقیقت پیوند دهنده است و وصل کننده.
 آری، گذر ایام تاریخ، یک حقیقت عینی و لایتغیر را نه فقط پیرامون نوروز بل درباره همه آداب و سنن اصیل و جاودانه مثبوته در زیست ما ایرانیان بیش از پیش روشن ساخته و آن اینکه مصاعب و دردهای اجتماعی و بازخوردهای منفی اش  از جمله انقلاب نفرین شده بهمن 57، هر درد و رنجی را که بر دوش نحیف ایرانیان تحمیل نمود، یک حسن معظم و بزرگ در بر داشت و آن اینکه جامعه ایرانی در پس انبار آلام و اشکها و تلخندهای سی ساله ماضی، به ارزش و اعتبار و جایگاه والا و نماد هویتی که سنن پیوند دهنده همیشه پایدار ایرانیان چون نوروز و چهارشنبه سوری و مهرگان و .............. داشته و دارد، پی برد و برای همیشه سودا و توهم آن هیچکسانی را که مقصود و آرزویی جز بر کندن و ریشه کن نمودن نمادها و سمبل های هویت و تاریخ ایرانی را نداشتند، نقش بر آب ساخت.
به هر روی این نوروز باستانی، این حلقه همبستگی ملی ما ایرانیان را به تک تک اهالی وطن، و همچنین خانوداه ام، علی الخصوص همسر از جان عزیزترم، فرزانه، تبریک می گویم و فریاد بر می آورم، که فرزانه من لحظه لحظه همیشه هایم با تو بودم و هستم و خواهم ماند

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ جمعه سی ام اسفند 1387 ::

فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع

فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع

اصلاح طلبی همچنان مهجور و مظلوم

محمدرضا شکوهی فرد

mrshokouhifard@gmail.com

صحبتهای اخیر زهرا اشراقی همسر محمدرضا خاتمی پیرامون عدم علاقه گروه های شاخص اصلاح طلب چون جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و بالنسبه مجمع روحانیون مبارز به نامزدی مهندس موسوی در انتخابات پیش رو، بیش از آنکه صرفا مبین اختلاف نظر در بدنه جبهه اصلاح طلبان باشد، نشان از عدم اعتقاد و التزام تئوریک و عملی به راهیست که از خرداد هفتاد و شش قرار بر پیمودنش بوده و صد البته همچنان در حد یک قرار خشک و خالی باقی مانده است. واژه  احزاب را یکار نمی برم چراکه حزب و تحزب اصول و نظم و نسق خاص خود را دارد و منطقا  در این آشفته بازاری که اصلاح طلبان از فردای دوم خرداد برای خویش بنا کردند، همه چیز می توان دید جز خاصیتی که جسارت اتلاق و بکار گیری واژگانی از جنس تحزب و کار تشکیلاتی را به سخنوران و راقمان سخن از نوع مستقلش بدهد.
غریب به 12 سال از تضادها و تعارضات مستتر داخلی اصلاح طلبان به بهانه زدن راستگراهای نظام، ملغمه ای ساختند به نام اصلاحات بی آنکه تعاریف علمی و متعارف رفورمیزم و اقتضائاتش را درک کنند و بر سرش اجماعی حاصل نمایند و از پس این اجماع مانیفستی پدید آید و در پی اش سر شاخه ها و شاخه های مفهوما رفورمیستهای عملگرا بیرون آید و همینان آستین بالا زنند و در آن نخست عمل، خط قرمزشان نه این مقام و آن ملاحظه بلکه نیل به اهداف تدوین شده در رویکرد و مانیفست باشد.
 قائدتا برآیند و شماتیک و ماهیت و فهوایش همین آش بی نمکیست که ملاحظه می کنیم. پس از گذشت 12 سال همچنان اصول پذیرفته شده رفورمیسم را فدای اسمها و رسمها می کنند و بیش از آنکه  معتقد  و عالم و ملتزم و عامل به اصلاحاتی که مدعی اش هستند باشند، دلتنگ دوری از مناصب ماضی و میز و صندلی هایی هستند که نه پیش ونه پس از اینها و آنها بی وفا بوده اند مانده اند در آینده نیز  بی رحمانه صاحبان موقتشان را به اصطلاح مصطلح در میان عوام الناس دک خواهند کرد.
روزی سخن از آمدن خاتمی است. گروهی خاتمی را که وامدار هشت سال شکست اندر شکست است کعبه آمال خویش تصور نموده از خاتمی فرشته ای بی نقص ساختند و منتقدان کارنامه پر اشکالش را آماج همان کیفیت برخوردها نمودند که محافظه کاران نظام روزگاری با ما و ایشان کردند.
روزی دگر کروبی همان شیخ آلوده دامانی که سر تا پای وجودش را فساد و بی اخلاقی و لودگی فراگرفته خویشتن منقص را شیخ المشایخ اصلاحات می نامد و در تب دیر و دور ریاست بر دستگاه اجرایی آنچنان می سوزد که اسم ننگینش را با سرعت شگرفی به صفحه اول کیهان می رساند و در کنار رفقای پنهانی در ساختمان کیهان هر آنچه لایق خود و یک دو جین چون شبیه خود است نثار نهضت آزادی و ....... می نماید و خط قرمزش را ولایت وقیحه فقیه می داند.
 روزی دگر مهندس موسوی پس از دیرسالی روزه سکوت و عزلت گزینی شکسته و انصافا با نگاه منطقی تر و مدون تر از باقی مدعیان،  وارد وادی می شود، اما حیف و صد حیف، همان ها که مدعای پشتیبانی از اصلاحات را دارند، چنان بر ایشان خنجر می کشند و در این راه آنگونه چندی از شبه ژورنالیست هایشان را به ورطه قلمفرسایی و شاید هم قلم به مزدی علیه موسوی وارد می کنند تو گویی در این سه دهه هر چه بر این غریب وطن آمده زیر سر موسوی هاست و دیگرانی که بر خلاف او نه تنها دیرگاهی روزه سکوت اختیار ننموده بل همه گاه دهان به حرافی و زبان بازی سیاسی سپرده اند  معاف و مبرا از هر گونه نقد و ابهام و گزندی هستند.
آنچه در این میان اساسا هیچ توجهی را نه طی آن 8 سال کذایی ونه در این برهه از زمان مشغول خویش نساخته، اعتقاد و ایمان به چارچوبها و مانیفست های نداشته و ننوشته ایست که علی الاصول می باید از مدتها پیش مبنای حرکت های اصلاح طلبانه می بود.
نه در آن هشت سالی که در قدرت حضور داشتند، نه در حال حاضرهیچگاه خود را متعهد و موظف به ترسیم و تنظیم اصول اصلاح طلبی، متدها و مکانیزم های مطلوب و منتهی به هدف رفورمیسمی که در بوق و کرنایش می کردند، ندانسته اند و همچنان تابع نعل بالنعل همانند ایام ماضی آن مسیر غلط را اتفاقا با سرعت افزونتری که معالا رو به سوی دره عمیق شکست ابدی اصلاح طلبی دارد می پیمایند و در این پویش اشتباه بسیارانشان قطع یقین درون منافق و سازشکارشان را و عیان و نمایان خواهند ساخت.
من متمایز از بسیار کسانی که از مدتها پیش اصلاحات را در چارچوب نظام ناممکن قلمداد می کردند، امید زیادی به موفقیت رفورمیسم داشتم ، اما شوربختانه این امید چندیست به کلی از میان رفته و از نظرم تنها راه، دل سپردن به یک معجزه درونی است و در غیر اینصورت اجبارا دیده گشودن بر دخالت بیرونی و سرنگونی نه چندان کم هزینه این نظام سر تا پا جنون است و بدیهیست همانگونه و به همان مقیاس و سیاق که محافظه کاران و اصول گرایان بی اصول سیه سبقه و در صدرشان حجت الاسلام علی خامنه ای سهامدار تبارز فاجعه محتمل بر میهن عزیزمان هستند،همه آن به اصطلاح اصلاح طلبانی که  یا مومن به راه نبوده اند یا ایمان بی علم و عمل را سر فصل پویش اصلاح گرایانه شان قرار داده اند، هم دقیقا به همان اندازه شریک و صاحب سهام فاجعه خواهند بود.
آری ، دعوا بر سر خاتمی یا موسوی یا ........ مجادله بر سر فرع است و یقینا به فراموشی سپردن اصل. دریقا از اندکی درک.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ::

مسیح جان تو دروغ می گویی

مسیح جان تو دروغ می گویی


محمدرضا شکوهی فرد

mrshokouhifard@gmail.com

جناب میر حسین نقاش بمان تازه ترین نقشی است که مسیح علی نژاد بر بوم دل نگاری گاه و بیگاهش زده است. عنوان این نوشته مسیح اگر چه  در نگاه نخست یحتمل دل ها بدست می آورد و جگرها آتش می زند اما این بنده را از آنجا که چندیست به فقدان صداقت در وجود علی نژاد ها و یک دوجین امثالش  پی برده ام خوراکیست تا از پی اش نقد خویش را بر اینگونه رفتارهای منافقانه وارد آورم، که البته با خود عهد کرده ام یک بار برای همیشه  اینکار را انجام دهم. دلیلش البته این است که کینه و عداوت نه شخصی بلکه فکری  با این شیوه منحرفانه که مانند سمی در بدنه ژورنالیسم متعهد و مستقل نفوذ کرده دارم و اندکیست که این داشتن فزونی یافته. شیوه ای که اساتید معاصرش را می توان در تیم شهروند امروز از هستی ساقط شده و شهید زنده ای چون اعتماد ملی  دید و شناخت.

قطعا مخاطبان می دانند و آگاهند که این بنده حقیر سراپا تقصیر نه انسی با مهندس موسوی دارم و نه مهری به سید خندان و نه کلا الفتی با نظام سرتاپا آلوده جمهوری اسلامی بل کون فیکون شدنش آرزوییست که سالیانی دراز بر دل بنده و بسیارانی چون من مانده و همچنان امیدوار به تحققش اجبارا دور از موطن ودیار  به سختی و با درد نفس می کشیم. بنابراین ملتمسانه استدعا دارم مخاطب محترم پس از خواندن این نوشتار اینجانب را متهم به حمایت و هواخواهی از شخص خاصی نفرماید. اساسا هدف این کوته نوشت تذکر یک نکته ظریف و یاد آوری یک واقعیت است به علی نژاد و علی نژادها

نکته آنکه سرکار خانم علی نژاد، یقین داشته باشید دوران کودن انگاری مخاطب بسی سال است که سپری شده اکنون دیگر نمی توانید با متدهای کلاسیک منفعت طلبانه ای که مدام بر سر سفید می زند تا خاکستری روشن تر شود، مخاطبان انبوه مطالب خود را استحمار نمایید.

واقعیت  مذکور:ایشان در نوشته بلندشان، از سطر نخستین در جایگاه نه یک نقاد و پرسشگر منصف بلکه یک قاضی نه چندان بی طرف نشسته و ظاهرا، دقت کنید، ظاهرا به بهانه سکوت چند ساله مهندس موسوی با چکش عدالت مملو از کم دانشی شان، بر فرق میرحسین می کوبد.

خانم علی نژاد، از این پس بهتر است سعی کنند، طول و عرض نوشته هاشان را کمی کوتاه تر نمایند و حرفی را که براحتی می توان اول متن زد را طی بیست الی سی سطر به دنبال خویش نکشانند. به هر حال واژه هم توانی دارد.

ایشان در همان سطور نخستین جمله ای دارد، که میدان مانور مبارکیست برای مچگیرانی چون اینجانب

عین جمله ایشان: این در حالیست که برای نقد خاتمی و کروبی و حتی احمدی‌نژاد حداقل حسن‌اش این است که ما و مردم در تمام این سالها با ادبیات خودمان نقدشان کرده ایم.

واقعیت:  با عرض پوزش از سرکار خانم علی نژاد مایلم بدانم ایشان چه وقت و در چه روزنامه، هفته نامه، ماه نامه، سالنامه و وب نامه و ........ قلم به نقد شیخ الشیوخ مهدی کروبی سپرده اند که در جمله مربوطه نام کروبی را هم جزو لیست اهداف منتقدانه خویش درج نموده اند. دعوای من و برخی دیگر با شما سرکار خانم علی نژاد همینجاست. بگذارید رک بگویم، باور کنید این نظر بنده تهی از هرگونه غرض ورزی و بی صداقتی است. راستش اینست، واقعیت قصه اینست که شما دروغ می گویید. خیلی فجیع هم دروغ می گویید. راستگوییتان و حق طلبیتان منحصر می شود در پینگ پنگ بازی با حسین شریعت نداری و و لاریجانی ها چندین چون آنها. چرا از جناب کروبی که از قضا شما و همکارانتان در اعتماد ملی، البته برخی از همکارانتان، ارادت خاصی به ایشان دارید، نمی پرسید در آن سالهایی که به قول شما مهندس موسوی کنج عزلت گزیده بود و از تعهدات ملی خویش کناره گرفته بود، ایشان، آری مهدی کروبی را می گویم، در حال انجام چه غلطی بوده اند. گرچه می دانم که می دانید و خوب هم می دانید ولی محض یادآوری برایتان می گویم. آنزمان که مهندس موسوی تنها رفقایش قلم مویش بوده و تنهائش و صداقتش و درد پنهانش،  شیخ خوش خواب تراژدی نامه ما و غزلواره های شما در حال سر و سامان دادن به چپاول هایشان در بنیاد شهید و .............. چه بگویم. در مورد کروبی آنچه باید دانسته شود برهمه مکشوف است و خدا را شکر ملتی که شما برخیشان را مخاطب نوشته هاتان یافته اید،  بر خلاف آن مهملاتی که در تصورخود گنجانده اید، احمق نیستند و معالا هم نخواهند بود. تردید نداشته باشید همه می دانند. دیگر بدیهیات فضاحت های دیر و دور کروبی و کروبی ها بر همه روشن است ، و هنر نیست اگر بنده دوباره گویی شان نمایم.

اگر بازار حمله به مهندس موسوی داغ است،  اگر هر سوی بازار کسی از این داغی، نان برشته ای نصیب گلوی حرام خوارش می کند، لطفا سوء استفاده نکنید. بدانید تمامی اشکالاتی که به سبقه و سویه ماضی مهندس موسوی وارد کردید درست است، فقط و تنها فقط اگر ناقد محترم، هر که باشد، من، شما و ............. یکطرفه به قاضی نرود، که البته این تخصص شماست. 

در آخر اینکه رسامان این خط باطل و آلوده به تزویر که اندک زمانیست شما در پی اش گام بر می دارید، از جمله همکارانتان قوچانی و منتجبی روزی مغضوب عدالت تاریخ خواهند شد. امید است شما گرفتار این دادگاه محق و معدلت پرور و البته بی رحم نشوید.

آمین

 

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ::

مطالب قبلي

آدرس بلاگ دیگر بندهbamdadeiran.blogsky.com می باشد.
این داستان: میرحسین کُشون.
انتخابات، مسئله ما نیست.
یک عدد تصمیم کبری
از ملی شدن نفت تا روز ملی فناوری (وارداتی) هسته ای
میرحسین خوب، بد یا بدتر
دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان
نوروزتان پیروز
فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع
مسیح جان تو دروغ می گویی
فعلا باید صبرکرد. این می تواند بخشی از پلان انتخاباتی مشترک خاتمی، موسوی باشد.
برای ما، اول کمدی بعد تراژدی
اگر باز هم احمدی نژاد از صندوق جادویی رای گیری درآمد، آنگاه مسئولیت ما چیست؟
اگر خاتمی، خاتمی شیراز باشد، درود بر او
هشداری برای رهبر دسته کورها
برای یک مرد
خاتمی عزیز، ایران امروز ما ابراهیمی دگر می خواهد.
شهید دفن شدنی نیست، یکی این را به بسیجی ها بفهماند.
توهمی به نام جنبش ماهستیم و خوشحالی بوقچی های جمهوری اسلامی
یک پیشنهاد برادرانه

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

سلام به همه شما دوستان
هدف من از ایجاد این وبلاگ در واقع نوعی پاسخ به احساس وظیفه ایست که با کمی تامل در اوضاع این سرزمین هر فرد ایرانی به نوعی آن را حس می کند.در این زمینه نمی توانم علاقه وافر خود را نادیده گرفته و از ذکر آن بپرهیزم.اما زایش فضای سرشار از رعب و وحشت و صد البته سانسور که زایشگرانش همانا سردمداران سیستم فعلی حاکم بر این ملک می باشند انگیزه اصلی من و یقینا بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالان در عرصه اطلاع رسانی بود و هست و به امید یزدان پاک خواهد بود.پس از توقیف گسترده مطبوعات که دیرزمانی از وقوع آن نمی گذرد این وبلاگ نویسان هستند که برای رسالت کلی همه آزادی خواهان و دوستداران ملک و میهن به عنوان خط شکن عمل کرده و در راستای اطلاع رسانی دقیق و تبادل آزاد آرا و افکار گام بردارند که البته در این چند سال به حق این مسئولیت را شجاعانه پذیرفته و بدان عمل کرده اند .بنده به عنوان عضوی کوچک از این مجاهدان راه آزادی سعی در گام برداشتن در این مسیر پر سنگلاخ نهاده ام .بی شک در این راه همکاری و همگامی شما عزیزان برای من افتخاری بس بزرگ است . با این امید و با آرزوی پیشرفت و سربلندی این ملک و میهن این فعالیت را شروع کرده و ادامه خواهم داد.در این وبلاگ سعی بر آن می شود که اطلاعات دقیق و همچنین مقالات مهم پیرامون اوضاع ایران در وجوه داخلی و خارجی در معرض توجه شما قرار گیرد .

با سپاس فراوان محمدرضا شکوهی فرد 15/10/1385

ایران 1367
وقایع
مقالات..
حقوق بشر
زنان
هنری
تازه های وب
از همه رنگ
English








اخرین شماره
ادعا !




جستجو



آرشيو
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385

 

لوگوی دوستان



آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

 

All Rights Reserved 2006 © http://shokouheiran.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh

Balatarin مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin