|
مسیح جان تو دروغ می گویی
محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com جناب میر حسین نقاش بمان
تازه ترین نقشی است که مسیح علی نژاد بر بوم دل نگاری گاه و بیگاهش زده است. عنوان
این نوشته مسیح اگر چه در نگاه نخست یحتمل
دل ها بدست می آورد و جگرها آتش می زند اما این بنده را از آنجا که چندیست به
فقدان صداقت در وجود علی نژاد ها و یک دوجین امثالش پی برده ام خوراکیست تا از پی اش نقد خویش را
بر اینگونه رفتارهای منافقانه وارد آورم، که البته با خود عهد کرده ام یک بار برای
همیشه اینکار را انجام دهم. دلیلش البته این
است که کینه و عداوت نه شخصی بلکه فکری با
این شیوه منحرفانه که مانند سمی در بدنه ژورنالیسم متعهد و مستقل نفوذ کرده دارم و
اندکیست که این داشتن فزونی یافته. شیوه ای که اساتید معاصرش را می توان در تیم
شهروند امروز از هستی ساقط شده و شهید زنده ای چون اعتماد ملی دید و شناخت.
قطعا مخاطبان می دانند و آگاهند که این بنده حقیر سراپا تقصیر نه انسی با
مهندس موسوی دارم و نه مهری به سید خندان و نه کلا الفتی با نظام سرتاپا آلوده جمهوری اسلامی
بل کون فیکون شدنش آرزوییست که سالیانی دراز بر دل بنده و بسیارانی چون من مانده و
همچنان امیدوار به تحققش اجبارا دور از موطن ودیار به سختی و با درد نفس می کشیم. بنابراین
ملتمسانه استدعا دارم مخاطب محترم پس از خواندن این نوشتار اینجانب را متهم به حمایت
و هواخواهی از شخص خاصی نفرماید. اساسا هدف این کوته نوشت تذکر یک نکته ظریف و یاد
آوری یک واقعیت است به علی نژاد و علی نژادها
نکته آنکه سرکار خانم علی نژاد، یقین داشته باشید دوران کودن انگاری مخاطب
بسی سال است که سپری شده اکنون دیگر نمی توانید با متدهای کلاسیک منفعت طلبانه ای
که مدام بر سر سفید می زند تا خاکستری روشن تر شود، مخاطبان انبوه مطالب خود را
استحمار نمایید.
واقعیت مذکور:ایشان در نوشته
بلندشان، از سطر نخستین در جایگاه نه یک نقاد و پرسشگر منصف بلکه یک قاضی نه چندان
بی طرف نشسته و ظاهرا، دقت کنید، ظاهرا به بهانه سکوت چند ساله مهندس موسوی با چکش
عدالت مملو از کم دانشی شان، بر فرق میرحسین می کوبد.
خانم علی نژاد، از این پس بهتر است سعی کنند، طول و عرض نوشته هاشان را کمی
کوتاه تر نمایند و حرفی را که براحتی می توان اول متن زد را طی بیست الی سی سطر به
دنبال خویش نکشانند. به هر حال واژه هم توانی دارد.
ایشان در همان سطور نخستین جمله ای دارد، که میدان مانور مبارکیست برای مچگیرانی
چون اینجانب
عین جمله ایشان: این در حالیست که برای نقد
خاتمی و کروبی و حتی احمدینژاد حداقل حسناش
این است که ما و مردم در تمام این سالها با ادبیات خودمان
نقدشان کرده ایم.
واقعیت: با عرض پوزش از سرکار خانم
علی نژاد مایلم بدانم ایشان چه وقت و در چه روزنامه، هفته نامه، ماه نامه، سالنامه
و وب نامه و ........ قلم به نقد شیخ الشیوخ مهدی کروبی سپرده اند که در جمله
مربوطه نام کروبی را هم جزو لیست اهداف منتقدانه خویش درج نموده اند. دعوای من و
برخی دیگر با شما سرکار خانم علی نژاد همینجاست. بگذارید رک بگویم، باور کنید این
نظر بنده تهی از هرگونه غرض ورزی و بی صداقتی است. راستش اینست، واقعیت قصه اینست
که شما دروغ می گویید. خیلی فجیع هم دروغ می گویید. راستگوییتان و حق طلبیتان
منحصر می شود در پینگ پنگ بازی با حسین شریعت نداری و و لاریجانی ها چندین چون آنها.
چرا از جناب کروبی که از قضا شما و همکارانتان در اعتماد ملی، البته برخی از
همکارانتان، ارادت خاصی به ایشان دارید، نمی پرسید در آن سالهایی که به قول شما
مهندس موسوی کنج عزلت گزیده بود و از تعهدات ملی خویش کناره گرفته بود، ایشان، آری
مهدی کروبی را می گویم، در حال انجام چه غلطی بوده اند. گرچه می دانم که می دانید
و خوب هم می دانید ولی محض یادآوری برایتان می گویم. آنزمان که مهندس موسوی تنها
رفقایش قلم مویش بوده و تنهائش و صداقتش و درد پنهانش، شیخ خوش خواب تراژدی نامه ما و غزلواره های شما
در حال سر و سامان دادن به چپاول هایشان در بنیاد شهید و .............. چه
بگویم. در مورد کروبی آنچه باید دانسته شود برهمه مکشوف است و خدا را شکر ملتی که
شما برخیشان را مخاطب نوشته هاتان یافته اید، بر خلاف آن مهملاتی که در تصورخود گنجانده اید،
احمق نیستند و معالا هم نخواهند بود. تردید نداشته باشید همه می دانند. دیگر بدیهیات
فضاحت های دیر و دور کروبی و کروبی ها بر همه روشن است ، و هنر نیست اگر بنده
دوباره گویی شان نمایم.
اگر بازار حمله به مهندس موسوی داغ است، اگر هر سوی بازار کسی از این داغی، نان برشته ای
نصیب گلوی حرام خوارش می کند، لطفا سوء استفاده نکنید. بدانید تمامی اشکالاتی که به سبقه و سویه ماضی مهندس موسوی وارد کردید درست است، فقط و تنها فقط اگر ناقد محترم، هر که
باشد، من، شما و ............. یکطرفه به قاضی نرود، که البته این تخصص
شماست.
در آخر اینکه رسامان این خط باطل و آلوده به تزویر که اندک زمانیست شما در پی اش گام بر می
دارید، از جمله همکارانتان قوچانی و منتجبی روزی مغضوب عدالت تاریخ خواهند شد. امید
است شما گرفتار این دادگاه محق و معدلت پرور و البته بی رحم نشوید.
آمین
|