تبليغاتX
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو وبلاگ

وبلاگ Rss
وب نوشته های یک وطن فروش ناسیونالیست 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو وبلاگ

  وضعيت در ياهو

مدیر وبلاگ: محمدرضا شکوهی فرد







موضوعات

لینک ها
امضاء برای نجات فرزاد کمانگر
دانلود کتاب گروگانگیری و جانشینان انقلاب
دانلود کتاب نامه ها از بنی صدر به خمینی، رجایی،رفسنجانی و دیگران
دانلود کتاب یادهای زندان؛ خاطرات زندانیان دهه شصت
فاجعه سینما رکس آبادان
دانلود کتاب پاسخ به تاریخ- نوشته محمدرضا شاه پهلوی
دانلود کتاب خاطرات آیت الله منتظری
دانلود کتاب یکرنگی، اثر شاپور بختیار
دانلود کتاب اسناد دادگاه میکونوس
فایل صوتی سخنرانی 13 رجب 1376 آیت الله منتظری درباره ولایت فقیه
دكتر علي رضا نوري زاده
سایت العربیه فارسی
خبرنامه اميركبير
روزآنلاین
مسعود بهنود
امير فرشاد ابراهيمي
طنين دانشجو
(nature) هفته نامه علمي بين المللي
روزنامه گاردين
The Independent روزنامه اينديپندنت
فارسی موبایل
میهن دانلود

 

لینکدونی
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا نوری زاده
فیلتر شکن عالی
VOA
احمد باطبی
خبر نامه امیر کبیر
مسیح علی نژاد
پیک نت
امیر فرشاد ابراهیمی
مسعود بهنود
گویا نیوز


میرحسین خوب، بد یا بدتر

 

میرحسین، خوب، بد یا بدتر 

محمدرضا شکوهی فرد 

mrshokouhifard@gmail.com

توضیح: (این نوشتار صرفا تلفیقی از دفاع  از شخصیت پاکیزه مهندس موسوی است و انتقاد به تصمیم سیاسی اخیرش به شکستن دیوار بیست ساله عزلت).

 بنده گرچه میرحسین را یک عنصر پاک نهاد و دلسوز سیاسی می دانم اما انتقادات بسیاری به چرایی حضور ایشان، و عدیدی از مواضع او از جمله  در زمینه حقوق بشر، جنگ هشت ساله و پرونده هسته ای دارم و فکر می کنم صرف مخالفت او با توقیف مطبوعات و حمله به سیاست های احمدی نژاد ها و ............ دلیل کافی برای اعتماد جامعه  به ایشان نخواهد بود.

از روزی که مهندس میر حسین موسوی رسما نامزدی خود را جهت حضور در انتخابات آتی ریاست جمهوری اعلام نمود، سیلی از هتاکی ها و بعضا سوء تفاهمات گداخته شده بر علیه اعلام او و حضورش به راه افتاد. جالب آنکه خیل گسترده و پر دامنه حملات مذکور بر خلاف آنچه بسیارانی متصور بودند نه صرفا از سوی جریان های وابسته به محافظه کاران حاکم بل از سوی آنان که گمان بر حمایت و همگامی شان بود نیز نثار موسوی شد. گرچه اختلافات مبنائی که از دیرباز میان تکنوکرات های کارگزاران و دیگر حلقه های گرد آمده به دور هاشمی با مهندس موسوی وجود داشت و سبقه اش نزد عموم تا حدودی روشن بود، این حدس را تقویت می نمود که اتوکشیده های کاراگزارانی چندان دید مثبتی نسبت به شکسته شدن روزه سیاسی 20 ساله مهندس موسوی نخواهند داشت و اگر هم از او حمایت کنند بی تردید این حمایت تام و بی اکراه نخواهد بود، اما کمتر کسی پیش بینی می کرد انبانی از حرمت شکنی ها و بی نزاکتی های سیاسی از جانب هواداران یار دیریش، یعنی محمد خاتمی متوجه او و حضورش در عرصه شود. من اصولا نمی خواهم در مورد اینکه گفته می شود میرحسین به خاتمی از پشت خنجر زد و اساسا او به سفارش ایکس و ایگرک وارد میدان شده بنویسم زیرا به نظرم اینگونه بحث ها و اتهام زنی ها   با التفات به شناختی که از تم شخصیتی مهندس موسوی  دارم، در عرصه تحلیل وضع موجود، اعلام حضور و مواضع اخیر میرحسین ، جایگاهی  ندارد.

چه کسی است که نداند کناره گیری او از صحنه سیاست بیش از همه ناشی از عمق اختلافاتش با حجت الاسلام علی خامنه ای و طیفی از مگسهای حلقه گزیده به دور شیرینی ولایت فقیه ثانی بود؟

چه کسی است که نداند میرحسین در کشاکش جنگ، بی آنکه به مانند برخی از زبل خان های سیاسی گوشه چشمی به مستحکم کردن پا یه های قدرتش داشته باشد و در حسرت و راه رسیدن به اوج، هر وقاحتی را به فعل در آورد، صرفا به عشق خدمت صادقانه  به کشورش در هنگامه ای که تحت تجاوز دشمن بعثی قرار داشت، تا بدان جا که فضا مجالش می داد پایمردانه ایستاد و در برابر رئیس جمهوری وقت و رهبر فعلی جمهوری اسلامی اندکی ذره ای سر خم نکرد و رو به قبله ولایت وقیحه فقیه رکعتی نماز نخواند .

آری میرحسن بیست سال کنج عزلت گزید و سکوت را البته شاید به اشتباه ترجیح داد و تنهائیهایش را با قلم مو ها و بوم هایش قسمت کرد و البته گهگاهی با همسرش، دل به فلسفه و شعر می سپرد و اندر احولات چیستی و چرایی فلسفه اسلامی و لزوم باز خوانی نقادانه دیدگاه های مرحوم شریعتی ساعتها را با مباحثاتی شیرین سپری می کرد

با آن که به شهادت نوشته های پیشینم بارها و بارها نفرت و عداوت خود را با نظام سرتا پا فساد جمهوری اسلامی به غلیظترین و شدید ترین شکل ممکن ابراز کرده ام ، اما همچون آنروز که علی رقم مخاالفتم با حضور دگرباره آقای خاتمی در عرصه انتخابات از شخصیت او صادقانه دفاع نمودم و آنها را که به نام اپوزسیون،  پاکدامنی و خلوص نیت سید خندان را گاهی به سخره گرفتند و بیش گاهی حتی بی رحمانه تر از محافظه کاران، بارانی از ناسزا ها و دشنام ها را نثارش کردند، به سهم و وسع خود شماتت نمودم، اینبار هم صادقانه از شخصیت موسوی ونه تصمیمش دفاع می کنم چرا که در این شهر آشوبی که هر فرد و جریان و گروهی صرفا برای مطرح شدن و به اصطلاح از قافله عقب نماندن چشم بر روی اندک سپیدی ها می بندد و ذهن منجمد و کین آلودش جز تیرگی نمی بیند، من و امثال من اگر چه نوک تا دم این رژیم شیطانی را عامل بلایایی که طی این سه دهه بر کشور تحمیل شد می شماریم، اما در این میان نیز وظیفه خویش می دانیم که آمبیانس پیش رویمان را سپید و سیاه نبینیم و به مرض تاریخی صفر و صد بینی دچار نشویم.و خدای ناکرده پا بر حق نگذاریم و همراه و همگام آنان که آگاهانه و نا آگاهانه زبان و قلم به حرمت شکنی و دشنام دهی می سپارند، نشویم و نباشیم.

 به هر روی مهندس موسوی در آستانه 70 سالگی است و این گمانه برخی که طمع قدرت چشم ایشان را کور کرده، با کمال احترام در خوشبینانه ترین فرض، ساده اندیشی محض است و در بدبینانه ترین حالت مهمل بافی و شاید هم .............

میرحسین وامدار تجربه تلخ ولی گرانبهای نخست وزیری دوران جنگ است و نه توی سیاست در ایران تحت اشغال روحانیون را به خوبی می شناسد. اگر احساسات نوستالوژیک دوم خرداد را کنار بگذاریم و منطقی به سپهر هزار رنگ سیاست در ایران امروز بنگریم، قطعا می پذیریم که نقش موسوی اقلا در پیشبرد متدها و سیاست هایی که خود بدان اعتقاد داشت، بارز تر و مشخص تر از امثال آقای خاتمی  بوده است.

این مضحک است که موسوی را بمباران کنیم که چرا به خاتمی پشت کرد. من فکر می کنم مهندس موسوی به عنوان یک شخص شاخص با رزومه روشن در حوضه مسئولیت های مهم سیاسی حق دارد خود راهش را انتخاب کند، کما اینکه آقای خاتمی نباید آن شعار معروف یا من یا موسوی را مطرح می کرد، این شاید بزرگ ترین اشتباه محاسبه خاتمی بود که لطمه سنگینی به اصلاح طلبان زد. موسوی بزرگ تر از خاتمی نیست اما کوچکتر از او هم نبوده ، نیست ونخواهد بود.

از نظر من مهندس موسوی  یک سویالیست متعهد است هر چند از اینرو است که عده ای سعی دارند، انگ ایده آلیست دهه پنجاهی که جز آرمان های کهنه چپ ثروتی ندارد، را به او بچسبانند اما بر خلاف تصور آن عده محدود و معدود اما شوربختانه ذی نفوذ، موسوی یک چپ به غایت پراگماتیست است و گواه صادق و بی شبهه این مدعی کارنامه او در دوران نخست وزیری اش است. در آن دوران سخت و صعب هر چه را که بدان معتقد بود در جاده عمل قرار داد گرچه سنگ اندازی برخی از جمله ولی وقیح فعلی مانع از بلفعل شدن کامل افکارش شد، اما تا پایان سرسختانه بر مواضعش پافشاری کرد و آن روز که ناچار فضا را  نامناسب برای خدمت تشخیص داد،جامه احرام بر تن نمود و بیست سال تارک دنیای سیاست شد

البته منظور نظر بنده از سوسیالیست متعهد نسخه امروز و بروز شده سوسیالیسم است نه آنچه چپ های دهه 70 بر آن پافشاری می کردند.

این همه تکریم شخصیت، مهندس موسوی دلیل نمی شود که از او انتقاد نورزم یا به او هشدار ندهم و برخی چراغ ها را به زعم و سهم خویش به عنوان یک فرزند دلسوز میهن روشن نکنم..

مهندس موسوی باید رسما و بی تعارف موضع خود را در زمینه نقض مکرر و بی شرمانه حقوق بشر توسط بازوهای امنیتی و قضایی نظام اعلام کند. باید موضع خود را در قبال اعدام های سال 60 و 67 ، قتل های زنجیره ای، بازداشت ها و قتل های سال های اخیر فعالین مدنی و سیاسی در سیاه چاله های رژیم، از جمله بازداشت دانشجویان، روزنامه نگاران ، وبلاگ نویسان و فعالین حقوق زنان و قتل زنده یادان، اکبر محمدی، زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، یعقوب مهر نهاد، امیر حشمت ساران، امیدرضا میرصیافی و ..............  اعلام نماید. در صورت امتداد روند بی توجهی و عدم اعلام موضع ایشان در رابطه با این فجایع، قطعا چهره وجیه المنظرشان تحت الشعاع این غفلت شاید آگاهانه قرار خواهد گرفت.

ایشان باید بی هیچ واهمه ای صادقانه، روشن نماید، جنایاتی که در دوران نخست وزیری ایشان در سیاه چاله های نظام انجام شد،با اطلاع او بوده یا خیر؟

 ما از او انتظار گورباچوف بودن یا ایفای نقش واتسلاو هاول را نداریم، ولی دست کم با عنایت به زوایای فکری ایشان به رهبری نظام و سویه اعتقادی شان، پیرامون مباحثی چون آزادی بیان، عدالت اجتماعی و ............. امید داریم، اقلا خودش باشد. بی تردید اگر فردی همچون عبدالله نوری در رقابت حضور پیدا می کرد، امید به ایفای چنین کاراکتری از سوی او بیشتر قابل پیش بینی بود، زیرا افرادی چون نوری، بدلیل نقش شناخته شده و کاریزمای سیاسیشان حتی در صورت رد صلاحیت باز هم بسیاری از تابوها و یخهای انتخاباتی را می شکست، از جمله نشانه گیری نوک پیکان انتقاد به شخص رهبری نظام.

امید است، حال که میرحسین پس از دیرسالی دوری و حاشیه نشینی، مجددا پا به میدان نهاده اند، با التفات به عمق تاثیرگذاریشان به عنوان یکی از شناخته شده ترین پرسوناژهای سیستم فعلی، بدور از تعارفات و ملاحظات کلاسیک ، همه آن مسائلی را که یار دیرینش محمد خاتمی چه پیش و چه پس ازتکیه زدن بر قدرت اجرائی انجام نداد، عملی نماید، ودر این راه وضعیت قرمز نظام و محدودیت مولفه زمان را با توجه به مواضع جهانی علیه رژیم و احتمال تهاجم نظامی به کشور مورد توجه ویژه قرار دهد

میرحسین باید تعریف مشخصی از اصولگرای اصلاح طلب هستم ارائع دهد. بسیار خوب، اگرقبول کنیم او یک اصولگرای اصلاح طلب باشد، قائدتا باید از ایشان پرسیده شود، اصول اساسی انقلاب بهمن که عبارت بود از استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی پس از گذشت سه دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی هر یک  تا چه میزان عملیاتی شده است؟

مهمتر از همه آنکه مهندس موسوی می باید از هم اکنون برای مخاطبان و همراهان و اجتماعی که دل به پیروزی ایشان بسته است، روشن نماید، آیا نگاهش به پست ریاست دستگاه اجرائی چیزی بیش از چرخ پنجم درشکه به گل افتاده نظام است یا ...................؟)

 بدیهیست، استنکاف مهندس موسوی از دادن پاسخ روشن به این پرسشها و شبهات ، می تواند به طرفه العینی همه آن اعتباری را که طی سکوت دو دهه اخیرش برای خود و همراهانش خریده بود، فنا سازد.

آنچه مشخص است این واقعیت است که موسوی جسارت و شجاعت و ریسک پذیری افزونتری نسبت به آقای خاتمی دارد، و این خود البته در فضایی که  اولا متولیان برگزاری انتخابات در وزارت کشور و شورای نگهبان شارلاتان هایی چون جنتی ها و  محصولی ها  و دانشجوها نباشند و اراده مبارکه ولی وقیح بر نور چشمی هایش معطوف نباشد و مهمتر از همه ابرسیاه حمله  به ایران بر فراز آسمان کشور خیمه نزده باشد، امیدوار کننده است. تکرار می کنم، فقط در این شرایط.

در هر روی عقلا نیک می دانند، آنچه  نظام جمهوری اسلامی متولی آن است، کاریکاتوری از انتخابات است، که هیچگونه مشروعیتی ندارد. بنابراین مخاطبان محترم نوشته های بنده را حمل بر دعوت دوستان به مشارکت در رنگ آمیزی این کاریکاتور نکنند. مجددا تکرار می کنم بنده فقط از شخصیت سیاسی مهندس موسوی دفاع می کنم، نه از تصمیمش به بازگشت به عرصه سیاست. حیف است آبرویی که در پس سکوت بیست ساله اش بر خود خریده را فدای توهمی کند که محصولی ها و قاعدان اعظمشان هیچگاه مجال تحققش را نخواهند داد

در آخر آنکه، بنده اصولا مضار شرکت در این انتخابات را همچون دوره های گذشته بر منافعش برتر می دانم و همچنان کمافی السابق، بر این نظرم که هر رای قبل از آنکه انتخاب یک شخص و تفکر باشد، تایید نظام حاکم است و این اصلا به صلاح کشور نیست. اما اگر دوستانی که از بد حادثه چشمشان به نوشته های بنده خورد قصدمشارکت داشتند، پیشنهاد می کنم به جای انتخاب لمپن سیه سبقه ای چون مهدی کروبی به  مهندس موسوی رای دهند که هم اراده ای صادقانه دارد، هم سبقه ای تهی از شبهه و هم زاویه سیاسی جسورانه و مشخصی با رهبری نظام. 

خلاصه آنکه میرحسین باید مشخص کند، انتخاباتی که با نامزدی او برگزار می شود، طبق معمول ایام ماضی، صرفا انتخابی بین دو گزینه بد و بدتر است یا؟

 

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ::

دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان

دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان 

محمدرضا شکوهی فرد 

mrshokouhifard@gmail.com

 پیام نوروزی باراک اوباما رئیس جمهور جدید ایالات متحده که به شکلی بی سابقه نه همانند اسلافش صرفا خطاب به جامعه ایرانیان بل اینبار دولتمردان جمهوری اسلامی را هم مخاطب قرار داده بود، اگر چه در روزهای نخستین آغاز سال نو از سوی عدیدی از تحلیلگران سیاسی به عنوان ضربه ای محکم و موثر وارد آمده بر یخ رابطه دوکشور که طی سی سال اخیر هر روز بر چسبندگی و فشردگی ملکولی اش افزوده می شد، قلمداد شد اما هیچگاه نتوانست قطع یقینی در ذهن کارشناسان و خبرگان به وجود آورد مبنی بر اینکه می توان به موفقیت رویکرد دیپلماتیک ابتکاری پرزدنت اوباما در قبال جمهوری اسلامی اقلا در کوتاه مدت امید داشت.

در حقیقت با نگاهی شماتیک به کلیت مسائل تضاد بر انگیز ما بین جمهوری اسلامی از یک سو و جهان غرب بویژه ایالات متحده از سوی دیگر که از آن جمله می توان اشاره کرد به برنامه چالش برانگیز هسته ای جمهوری اسلامی، سنگ اندازی دیرپای سیستم حکومتی ایرانی در روند صلح اعراب و اسرائیل و حمایت تام رژیم مذهبی حاکم بر ایران از گروه های شناسنامه دار تروریستی در لبنان و فلسطین و ......... و صد البته مسئله نقض سیستماتیک حقوق بشر که بلاخص در این چند ساله اخیر نما و نمودی خطرناک تر یافته، در کنار عواقب مشخص تشکیل یک دولت راستگرا در اسرائیل و توجه به این نکته مهم که برنامه هسته ای جمهوری اسلامی از نظر اسرائیلیها، یک تهدید واقعی محسوب می شود، می توان از هم اکنون به بیهودگی و بی حاصلی شکلی و ماهیتی رویکرد دیپلماتیکی که کاخ سفید در قبال رژیم تهران برگزیده، با قاطعیت، اشاره کرد و در تصدیق این گمانه که شیوه دیپلماسی کنونی آمریکا صرفا اتلاف وقت به نفع مجانین قدرت یافته در تهران و تل آویو است، ساعتها و روزها سخن گفت و هشدار داد و شاید همان فقان بر آورد که این ره را مقصدی جز ترکستانی خونین نیست.

بی حاصلی شکلی از آن نظر که رسامان خط جدید دیپلماتیک ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی گویی مولفه زمان و وجود دولت جدید به غایت افراطی در اسرائیل را مد نظر قرار نداده اند و توجهی به اراده و اشتهای شگرف راست های تازه به قدرت رسیده اسرائیلی در برافروختن آتش یک نزاع منطقه ای کابوس وار نداشته اند.

و اما نقص ماهیتی، از آن جهت که مسیری که دوستان شاغل در دستگاه دیپلماسی جدید ایالات متحده در حال پیمایشش هستند بارها و بارها از سوی اسلافشان در دولت های پیشین ایالات آزمایش شده است و تنها نتیجه مشخصش بی نتیجه ماندن بوده است.

تورق اوراق ماضی و مطالعه تبارشناسانه چالش فی مابین غرب و جمهوری اسلامی پیرامون برنامه حساسیت برانگیز هسته ای رژیم تهران، از جمله مرور پیامدهای صدور چندین قطع نامه از سوی شورای امنیت که جز ناکارآمدی و شکست مطلق دیپلماتیک، سرمنزلی نجسته است، همگی مبین و مصدق این تجربه گرانبهاست که در مواجهه با نظام های چون نظام جمهوری اسلامی اگر قرار است از جاده دیپلماسی نه به آرمانشهر بل صرفا به مقصدی که نتیجه ای مثبت را فراهم نماید، برسیم، باید، تاکید می کنم باید فشارهای همه جانبه را در حد اعلایش به موازات پیشبرد سیاست مذاکره بر جمهوری اسلامی وارد آورد.

به نظر می آید استراتژیستهای مامور در دولت جدید ایالات متحده هنوز به خوبی این حقیقت مهم را درک نکرده اند که رویارویی با جمهوری اسلامی مواجهه با یک دیکتاتوری مدرن و متعارف نیست. اکنون بیش از پیش می توان بر این واقعیت با جدیت تمام تاکید ورزید که برخلاف نظر اندک خوشبینانی که از بد حادثه اکنون نقش تصمیم ساز سیاست خارجی ایالات متحده را در اختیار دارند، جمهوری اسلامی فاقد هرگونه ظرفیت سازش پذیری با غرب است. ما با یک سیستم ایدئولوژیک تمام عیار طرف هستیم که سودایش تسخیر افق های دور است نه یک دیکتاتوری مستعد قبول قواعد تکنوکراسی نظیر سوریه که بتوان امیدی به بهبودی از راه مصالحه با آن داشت.

دولتمردان آمریکایی باید بدانند پویش چنین مسیری می تواند بار سنگین اتهامات نظیر بی مسئولیتی را در آینده نزدیک متوجه آنها نماید.

از سوی دیگر اکنون دولتهای غربی بویزه دولت ایالات متحده مسئولیت اخلاقی دارد تا جبهه دیگری را به موازات جبهه پیگیری برنامه تنش زای هسته ای تهران در مقابل جمهوری اسلامی باز کند وآن قطعا پیرامون مسئله نقض مکرر و فاجعه بار حقوق بشر در ایران است. گویی آقایان در کاخ سفید از جمله پرزدنت اوباما از یاد برده اند وعده هایی را که در سرتاسر کمپین ها و اردوهای انتخاباتی بر آن تاکید کرده اند.

آنچه مشخص است اینکه روند فعلی که تحت عنوان دیپلماسی تعاملی از سوی ایالات متحده در پیش گرفته شده، فقط زمان را به سود تندروها یی که برای شروع یک آتش بازی تمام عیار لحظه شماری می کنند، می کشد. البته مقصود من این نیست که فرضا میانه روها در اسرائیل میل و رقبت و اراده ای به بکارگیری گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی ندارند، بلکه بر این نظر تاکید می ورزم، که اگر چه این تمایل در همه احزاب و گروه های سیاسی فعال و ذی نفوذ اسرائیل موجود است اما بی تردید عقلایی نظیر خانم لیونی و .......... آستانه صبر بیشتری دارند و ماشه را مانند احمق هایی که فقط درصدد تیردر کردن هستند نمی کشند.

با توجه به روی کار آمدن افرادی نظیر نتانیاهو و لیبرمن و توجه به این نکته که در پس ابقاء ایهود باراک در پست وزارت دفاع که به قیمت چشم پوشی آقای نتانیاهو از زعامت یار دیرینش ژنرال موشه یعالون بر این نهاد مهم دولت است، رموزی وجود دارد که یقینا به برخورد احتمالی با جمهوری اسلامی ربط پیدا می کند.

دروس گذشته اثبات کرده تنها راه حل منطقی و عملی برای جلوگیری از یک فاجعه گسترده، صرفا تعمیق بیشینه فشار بر جمهوری اسلامیست که از آن نمونه می توان تهدید به بایکوت همه جانبه سیاسی و همچنین تحمیل سخت ترین و کمر شکن ترین نوع تحریم های اقتصادی که بطور مشخص منع صدور بنزین به ایران را شامل شود را عنوان نمود و به جد مد نظر و سرفصل عمل قرار داد. کافیست کمی به عقب نگاه کنیم. این چنین سیاست کژدار و مریضی حالا با کمی قلت و حدت در دولت آقای بوش هم نمود و ظهور یافت اما نتیجه ای در بر نداشت.

شخصا ، اگر خدای ناکرده در پس اعمال سیاست های اشتباه دول مسئول و همچنین بی عملی برخی فسیل شده های واجد نام اپوزسیون قرار بر مقرر شدن تقدیری شوم چون تهاجم نظامی به سرزمینمان، ایران عزیز باشد، ترجیح می دهم این تهاجم از سوی دول متحد از جمله ایالات متحده کلید خورده و به پایان بینجامد نه به وسیله مشتی روان پریش اسرائیلی چون نتانیاهوها و لیبرمن ها.

دولت آمریکا، اتحادیه اروپا و البته دول منطقه باید بدانند هرگونه حمله ای از سوی اسرائیل به خاک ایران فارغ از اینکه کدام طرف بازنده یا برنده خواهد بود، توازن سیاسی و نظامی را در منطقه بشدت دستخوش تغییرات ناخوشایند می نماید.

در این میان مجددا می باید از بی عملی نا امید کننده آنها که نام اپوزسیون با سابقه ایرانی را بر خود یدک می کشند هم سخن گفت. دوستان در احزاب و گروه های مخالف هر چند به خوبی درک کرده اند چه خطری بر فراز آسمان ایران زمین می چرخد و می چرخد، اما به شکل تاسف آوری همچون تماشاگران هیجان زده یک مسابقه بوکس منتظر فرا رسیدن راند آخر نشسته اند و تنقلات مفرح معده مصرف می فرمایند، غافل از اینکه شاید همه راندهای این چالش را بتوان به مسابه بوکس تشبیه کرد اما راند آخر؟

در هر روی این نوع دیپلماسی که خوشبینان در دستگاه سیاست خارجی پرزدنت اوباما طراحی کرده اند بیش از آنکه شایستگی اتلاق صفت کارآمد را داشته باشد، واجد استفاده از عبارت دیپلماسی لاک پشتی است. لاک پشتی که معالا از زمان عقب می افتد یا شاید هم خواهد افتاد.

 :: نوشته شده توسط محمدرضا شکوهی فرد در تاريخ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ::

مطالب قبلي

آدرس بلاگ دیگر بندهbamdadeiran.blogsky.com می باشد.
این داستان: میرحسین کُشون.
انتخابات، مسئله ما نیست.
یک عدد تصمیم کبری
از ملی شدن نفت تا روز ملی فناوری (وارداتی) هسته ای
میرحسین خوب، بد یا بدتر
دیپلماسی لاک پشتی، پیاده روی به مقصد ترکستان
نوروزتان پیروز
فراموشی اصل، دعوا بر سر فرع
مسیح جان تو دروغ می گویی
فعلا باید صبرکرد. این می تواند بخشی از پلان انتخاباتی مشترک خاتمی، موسوی باشد.
برای ما، اول کمدی بعد تراژدی
اگر باز هم احمدی نژاد از صندوق جادویی رای گیری درآمد، آنگاه مسئولیت ما چیست؟
اگر خاتمی، خاتمی شیراز باشد، درود بر او
هشداری برای رهبر دسته کورها
برای یک مرد
خاتمی عزیز، ایران امروز ما ابراهیمی دگر می خواهد.
شهید دفن شدنی نیست، یکی این را به بسیجی ها بفهماند.
توهمی به نام جنبش ماهستیم و خوشحالی بوقچی های جمهوری اسلامی
یک پیشنهاد برادرانه

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

سلام به همه شما دوستان
هدف من از ایجاد این وبلاگ در واقع نوعی پاسخ به احساس وظیفه ایست که با کمی تامل در اوضاع این سرزمین هر فرد ایرانی به نوعی آن را حس می کند.در این زمینه نمی توانم علاقه وافر خود را نادیده گرفته و از ذکر آن بپرهیزم.اما زایش فضای سرشار از رعب و وحشت و صد البته سانسور که زایشگرانش همانا سردمداران سیستم فعلی حاکم بر این ملک می باشند انگیزه اصلی من و یقینا بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالان در عرصه اطلاع رسانی بود و هست و به امید یزدان پاک خواهد بود.پس از توقیف گسترده مطبوعات که دیرزمانی از وقوع آن نمی گذرد این وبلاگ نویسان هستند که برای رسالت کلی همه آزادی خواهان و دوستداران ملک و میهن به عنوان خط شکن عمل کرده و در راستای اطلاع رسانی دقیق و تبادل آزاد آرا و افکار گام بردارند که البته در این چند سال به حق این مسئولیت را شجاعانه پذیرفته و بدان عمل کرده اند .بنده به عنوان عضوی کوچک از این مجاهدان راه آزادی سعی در گام برداشتن در این مسیر پر سنگلاخ نهاده ام .بی شک در این راه همکاری و همگامی شما عزیزان برای من افتخاری بس بزرگ است . با این امید و با آرزوی پیشرفت و سربلندی این ملک و میهن این فعالیت را شروع کرده و ادامه خواهم داد.در این وبلاگ سعی بر آن می شود که اطلاعات دقیق و همچنین مقالات مهم پیرامون اوضاع ایران در وجوه داخلی و خارجی در معرض توجه شما قرار گیرد .

با سپاس فراوان محمدرضا شکوهی فرد 15/10/1385

ایران 1367
وقایع
مقالات..
حقوق بشر
زنان
هنری
تازه های وب
از همه رنگ
English








اخرین شماره
ادعا !




جستجو



آرشيو
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385

 

لوگوی دوستان



آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

 

All Rights Reserved 2006 © http://shokouheiran.blogfa.com .:. Template translated by GhalebKadeh

Balatarin مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin