|
اگر خاتمی، خاتمی شیراز باشد محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com 
خاتمی که در شیراز سخنرانی کرد، تفاوت داشت با خاتمی که قبلا می شناختم.اقلا در بعد فکری سفر اخیر آقای خاتمی به شیراز و سخنرانی پرشورش گرچه از زاویه بررسی کمیت استقبال کنندگان حاوی پیام هایی مشخص برای بالانشین های حاکمیت بود، اما مهمتر از آن از منظر کیفی هم نشان از حصول نوعی تغییر خوشایند و مبارک در رویکردهای سیاسی آقای خاتمی در قبال چارچوب بیمار نظام دارد. اینکه درجه و ورژن این تحول چه میزان است و اساسا، آیا این ادبیات گیرا و قابل تمجید ایشان صرفا یک متد تبلیغاتی است یا نه، در ادامه قطعا مشخص خواهد شد، گرچه با شناختی که شخصا از خاتمی دارم، او را به غایت انسان صادقی می دانم که متفاوت از بسیاران بازیگران سیاسی تاریخ نظام جمهوری اسلامی، فرو رفته در نوعی پوسته اگزژله آرتیستیک ملهم از عوامفریبی سیاسی، نبوده و هرگز هم نخواهد بود. اصولگرایان فارغ از آنکه چه شخصی قرار است نماینده آنها در صحنه انتخاب آتی باشد باید برداشت های عینی و نه کاذب از کمیت استقبال و کیفیت سخنان آقای خاتمی داشته باشند، از جمله و باید گفت مهمترینشان، شخص حجت الاسلام علی خامنه ای. او و گردآمدگان دیر و زود حلقه قدرتش اگر نپذیرند و اگر درک نکنند دریافتهای معنی داری که در پس میزان استقبال از آقای خاتمی و همچنین سویه اعتقادی نو خاتمی که دربابش در شیراز سخن گفت را، باید منتظر پیامدهای هولناکی باشند که کلیت نظام را هدف قرار خواهد داد. چرا؟ از چندی پیش بلاخص پس از رخدادهایی چون تغییرات در وزارت کشور و ماجراهای فضاحت بار علی کردان و صادق محصولی که دو تن از آرسن لوپن های نظام هستند می شد براحتی حدس زد این فقط تاکتیک انتخاباتی احمدی نژاد برای پیروزی نیست بلکه تصمیم شخص رهبر نظام نیز هست. حال چرا رهبر نظام، تن به برکناری محترمانه یکی از نزدیکانش چون پور محدی از دولت می دهد تا فضا را برای خواست های دولت فراهم کند؟ بسیار ساده است. این تصمیم منشعب از این حقیقت مهم است، که حجت الاسلام خامنه ای در امتداد همان تغییرات که در بطن شخصیت سیاسی اش از پس از 18 تیر 78 سبب تمایل شگفت آورش به بخش های افراطی و تندرو جریان راست شد،اینبار هم همین فرزندان کودن خویش در سپاه و بسیج و عمده ارگان های افراطی، را البته به اشتباه، بهترین سربازان در محافظت از او و زعامت کفک زده اش می داند، بنابراین، من بر خلاف عقیده بسیاری که هنوز شخص حجت الاسلام خامنه ای را مردد در تصمیم گری پیرامون حضور کاندیدای محبوب خود می داند، بر این نظرم که او از مدت ها پیش تصمیم خویش را در حمایت همه جانبه ، حتی ساپورت هرگونه تقلب انتخاباتی با هر مقیاس کمی از احمدی نژاد را گرفته و مصمم است، نتیجه انتخابات را هر چه که باشد، به سود فرزند ابلهش محمود احمدی نژاد و یاران و حامیان او در سپاه و ساخت های دیگر موثر و عملیاتی دستگاه سرکوب ببیند. در این راه یقین دارم، ایشان تمایل ندارند، شرایط تیر 83 که منجر به ظهور پدیده شومی به نام احمدی نژاد شد از شرایط حساس و هیستریک حال کشور تمیز دهند. این البته ناشی از اوج توهم و تکبر پوشالیست که 20 سال صدارتش برایش به ارمغان یا نکبت آورده است، اما باز هم هشدار می دهم، نه این ملت آن ملتند، نه این خاتمی آن خاتمی، ونه این حاکمیت آن نظام. در صورت اعمال هرگونه دست آلوده در تغییر نتایج انتخابات به سود مجموعه کودن حضوران گرد خود، نتایج ذیل حاصل خواهد شد: الف- بروز و انبساط نا امیدی مطلق در بدنه تحول خواه جامعه، که گرد خاتمی ها و نوری ها، میرحسن ها و کمی هم کروبی ها حلقه گزیده اند، از امکان وقوع و رویداد هرنوع اصلاح و رفورم در ساختار و رویکرد حاکمیت. ب- ادامه و تشدید شرایط اسفبار زیست اقتصادی جامعه ایرانی ج- مستعد شدن فضا برای شکل گیری ، تصاعد ، تزاید و تبارز فعالیت گروه های اپوزسیون جدید در دل نظام که قریب به امکان، مخالفت تند و دندان شکن را جایگزین مصلحت اندیشی سیاسی و مسالمت جویی با حکومت خواهند کرد. رک می گویم، در پس این تحولات، باید منتظر، شاهد و ناظر عدیدی از شورشهای گسترده سیاسی و اجتماعی و اقتصادی باشید. د- از آنزمان باید در انتظار رودرویی صریح و گسترده سیاسیون موثر چپ از جمله خاتمی و میر حسین و ................. با خود باشید که عواقبش به شکل از نظر من نیکی گردنگیر نظامتان خواهد شد. البته این همه را قبل از وقوع باید در کنار نزاع قابل پیش بینی نظامی جهان با جمهوری اسلامی قرار دهیم، که اگر خدای نکرده با حمله اسرائیل شروع شود، پایانش تلخ و مبهم خواهد بود. کمی بیندیشید، بروید یک گوشه ای خلوت کنید، نگاهی به آنچه سه دهه انجام دادید بیندازید، چند ساعتی از مشتی مشاور حضور چاتکر دوری کنید، باور کنید، در اشتباهید،تاریخ رهبرانی را که حقایق را دریافته اند و به خطاهای ماضی شان معترف شده اند، پاس می دارد،البته قبل از آنکه دیر شود که اگر ره به این سو نگزینید، محکومید به بدترین نوع مرگ. این را بدنانید که این توصیه را یک دشمن که از مرگتان، ذره ای آزرده نخواهد شد، به سوی شما می فرستد، که اگر صدای پای خطر برای تمامیت ارضی کشور را نمی شنید هرگز اقلا به شما توصیه نمی کرد. کمی بیندشید.
|