|
برای ما، اول کمدی بعد تراژدی
محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com واقعا افسرده کننده است. مارکس
معتقده تاریخ دوبار تکرار می شود : بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به
صورت کمدی. اما مثل اینکه اینبار برعکس است. حداقل در مورد کشور ما. برای
ما اول یک کمدی تلخ بنام انقلاب رخ داد و حالا باید منتظر یک تراژدی
باشیم. آنهم از بسیط ترین نوعش. زمزمه هایی که از چندی پیش پیرامون
انتخاب اویگدور لیبرمن رهبر حزب اولترا راست اسرائیل بیتنا به عنوان
وزیرخارجه در دولت جدید اسرائیل از سوی نخست وزیر بنیامین نتانیاهو شنیده
می شد همه تحلیلگران و کارشناسان و اهالی سیاست را بخصوص آنها که دغدغه
آرامش و صلح در منطقه را دارند به اندازه کافی دچار استرس کرده بود، که
ناگهان اخباری از انتصاب جنرال موشه یعالون فرمانده سابق ستاد مشترک ارتش
در سالهای زعامت آریل شارون به عنوان وزیر دفاع در دولت جدید به فضای
رسانه ای راه پیدا کرد. اول بار رادیو اسرائیل این خبر را منعکس کرد، اما
به مرور رسانه ها در اسرائیل و همچنین شبکه های تلوزیونی عربی چون الجزیره
و العربیه و anb این موضوع را در غالب چند برنامه تحلیلی و نه خبری خویش
انعکاس دادند. من البته از همان شبی که نتایج اولیه رای گیری در اسرائیل
اعلام شد، بواسطه دورنمای آشکاری که از چربش آراء راست ها در لیکود،
اسرائیل بیتنا و شاس بر رقبای میانه شان مشخص بود، حدس می زدم یک دولت
ائتلافی ضعیف به صدارت راست ها تشکیل خواهد شد و در این دولت قطع یقین او
یعنی جنرال یعالون پست مهمی را به عهده خواهد داشت. مواضع سرسختانه یعالون
در قبال جمهوری اسلامی و تاکید مکررش بر لزوم اتخاذ رویکرد نظامی بر ضد
برنامه اتمی جمهوری اسلامی، بخصوص در 2 سال اخیر شاخصه های مهم موضع گیری
های او را تشکیل می دادند. یعالون یک نظامی پراگماتیست است که اعتقادی به
راه های میانه ندارد. بگذارید رک بگویم، او یک سوپراحمق به تمام معناست،
چیزی شبیه احمدی نژاد ها و عزیز جعفری ها و شاید احمق تر از آنها. او از
جمله مخالفان سر سخت خروج اسرائیل از غزه بود. از منتقدان دو آتشه مذاکره
یا معامله با دشمنان قسم خورده اسرائیل چون حزب الله و حماس و البته مشهور
به اتخاذ رویکردهای عملگرایانه و افراطی نظامی بر علیه برنامه اتمی جمهوری
اسلامی. به جرات می گویم، اگر بخواهیم منطق و عینیت گرایی را اساس نظر
قرار دهیم، یعالون به مراتب افراطی تر از افرادی چون لیبرمن است. از نظر
من انتصاب یعالون آنهم در مقام حساس وزارت دفاع در کنار اعطای کرسی وزارت
خارجه به اویگدور لیبرمن، فارغ از تفاهماتی که حاصل چینش و صف بندی های
نیروهای سیاسی اسرائیل در مقطع فعلی است، نوعی پیام روشن و واضح به جهان
غرب بویژه دولت تازه کار باراک اوباماست . این پیام مجتمع بر این مجلد
مختصر و معنی دار است که اسرائیل به این نتیجه رسیده که مسیر دیپلماسی به
اندازه مکفی طی شده و ادامه آن با کیفیت پیشین نه فقط وقت تلف کردن بلکه
بخشش زمان به ایران جهت تتمیم و تکوین برنامه هسته ایش خواهد بود و اینکه
اسرائیل فرصت بسیار اندکی را برای این مسیر قائل است. هر چند اختلافاتی
در زمینه شکلی و ماهوی پیرامون برخورد با برنامه هسته ای ایران وجود دارد
اما قطعا غلظت این اختلافات بدان حد نیست که اراده دولتمردان قدرتمند در
اسرائیل را دچار خلل نماید. این یک پیام جدی و واقعی است. خطر یک
ماجراجویی پر هزینه بالای سر تل آویو، تهران و ............. است. دو
طرف در ایران و اسرائیل از بد حادثه، تدائیات ذهنی خویش را از پیامد های
تقابل سخت قبله عمل خود قرار داده اند و دور نیست آن زمانه که نماز مرگ
بسویش بخوانند. این یک خطر جدیست.این حقیقت که چرخ اقتدار سیاسی به مراد
مجانین سیاسی در تهران و تل آویو می چرخد، می تواند هشداری باشد بیش از
همه برای عقلای دو سوی دعوا که اگر چاره ای یافته نشود. یعالون ها و
لیبرمن ها و احمدی نژاد ها و جعفری ها و ......... آنقدر احمق هستند که
آفریننده یک فاجعه تمام عیار باشند. معتقدم این درست است که در اسرائیل
اجماع در مورد نوع برخورد با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی وجود دارد، اما
این سه کله پوک نتانیاهو، یعالون و لیبرمن وقتی در کنار هم قرار می گیرند
یعنی اینکه یک تفاوت های فاحشی قرار است علنی بشود. خانم لیونی، آقای
باراک و تنی چند دیگر از سیاسیون اسرائیلی عاقلانه تر به فضا و زمان می
نگرند. اما واژه هایی چون عاقلانه، هوشمندانه و منصفانه را نمی توان در یک
جمله که حاوی اسامی نظیر نتانیاهو، یعالون و لیبرمن باشد، قرار داد، این
حقیقت البته عینا در مورد همزادهای ایرانی شان چون احمدی نژادها ،جعفری
ها، و ......
من نمی دانم واقعا ساکنین جدید ساختمانهای دولتی در
واشنگتن بلاخص در کاخ سفید ، پنتاگون و وزارت خارجه مشغول انجام چه غلطی
هستند، تعویق مذاکرات و انتظار برآمدن خورشید از آنسوی انتخابات در ایران
یک بلاهت کلاسیک است که اگر مجددا تکرار شود، چشمان دولت ایالات متحده و
شهروندان آمریکایی نیز از دودش بی نصیب نخواهد ماند. باور کنیم بهترین
راه شروع دور جدید، سنگین و کمر شکن تحریمهای همه جانبه از جمله تحریم
صدور بنزین و دیگر نیازهای نفتی ایران است. این راهکار به مراتب متضمن
نتایج مثبت تر و عینی تری تا برخورد نظامی است. اگر غرب بوِزه ایالات
متحده نخواهد لزوم و فوریت اعمال این راهکار منطقی را درک کند، باید در
انتظار بروز فاجعه ای باشد، که تعیین کننده ابعاد آغاز و پایانش نه عقلای
جهان آزاد بلکه مشتی دیوانه سیاسی در تل آویو و تهران خواهند بود.
گرچه قلبا دشمنی غلیظی با رهبری نظام دارم به قول معروف مرگش برایم جشن
تولد است، اما وظیفه خود می دانم تا آنجا که می توانم به ایشان توصیه کنم.
لطفا بیدار شوید. صدای شیپور جنگ را بشنوید. این یک تقابل متعارف
نخواهد بود آقای خامنه ای، درست است که من و من های دیگر میانه خوشی با
نظم و نظام حکومتی شما نداریم، ولی ترجیح می دهیم دغ کنیم اما حمله یک
جوجه کشور چون اسرائیل و نابودی کشورمان را نبینیم. تو را بخدا، تو را به
جدتان از خواب برخیزید، پنبه ها را از گوشتان در آورید، عینکتتان را عوض
کنید، باور بفرمایید شماره چشمهایتان بالا رفته است. نگذارید این مملکت
.......................... چی بگم؟؟!!!
|