|
فعلا باید صبرکرد. این می تواند بخشی از پلان انتخاباتی مشترک خاتمی، موسوی باشد.
محمدرضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com امروز
سه شنبه 20 اسفندماه مهندس میرحسین موسوی، وزیر خارجه و نخست وزیر اسبق،
رسما کاندیداتوری خود را برای شرکت در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری
اعلام کرد. یاران و حامیان خاتمی چه در میان نزدیکان جبهه اصلاحات و چه در
بین عموم مردم، اغلب با نوعی احساس منفی به این عمل مهندس موسوی می نگرند.
محافظه کاران اما بشکل خاصی اعلام موضع نکرده اند بجز مواضع مضحک یک دو
جین فحشنامه چون رجانیوز. به هر حال باید منتظر ماند. به نظر من هنوز
هیچ نظر دقیقی نمی توان داد. این احتمال بسیار بالاست که یکی از این دو
یعنی آقای خاتمی و مهندس موسوی در دقایق واپسین به نفع دیگری انصراف دهد.
البته من شخصا تا قبل از خواندن بیانیه مهندس موسوی براین نظر بودم که
سرانجام آقای خاتمی به نفع ایشان کناره گیری خواهد کرد، اما پس از مرور و
دقت در اطلاعیه نظرم تغییر کرد. حدس می زنم اگر قرار باشد انصرافی صورت
گیرد، احتمال اینکه از سوی مهندس موسوی به سود آقای خاتمی انجام پذیرد،
بیشتر است. فعلا نمی توانم دلیل قانع کننده ای برای این حدس خود بیاورم به
جز آنکه ذکر کنم بیانیه اعلام حضور مهندس موسوی بودار است. در این بیانیه
آنچه مشهود است نوعی بی میلی است و اساسا شما کیفیت یک بیانیه از این نوع
را که لزوما باید شامل تم تبلیغاتی که حاوی شعارها و ایده آل های
انتخاباتی و سیاسی مهندس موسوی باشد را نمی بینید. شاید هم اشتباه می
کنم. ولی باید منتظر ماند. نکته مهم اینست که مهندس موسوی یک سیاست مدار
پاکدامن ولی به غایت زیرک است. این زیرکی و هوشمندی را وامدار تجربیات
پیشین دوران حضورش در وزارت خارجه و نخست وزیری است. یک سیاستمدار چپ نه
سمبلیک بلکه معنا دار،اختلاف نظرش با حجت الاسلام خامنه ای نه آنگونه که
برخی تکنوکراتهای بازنشسته، صرفا در حیطه جهت گیری های اقتصادی می دانند
بلکه در ابعاد گوناگون سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هنوز هم پابرجاست. قطعا
مضار و محاسن حضور او برای اصلاح طلبان و محافظه کاران فراوان خواهد بود.
به هر روی چپ گرای چون او که هم برخلاف احمدی نژاد دانش و بینش کار اجرایی
دارد، و هم بر عکس او نه یک پوپولیست سوارکار بر موج ساده لوحی عوام بلکه
یک سوسیالیست معقول و موجه و مردم باور است، می تواند آراء اصولگرایان را
البته در صورت اجماع بر احمدی نژاد بشکند. در آنسو اما اگر فرضا بر خلاف
حدس بنده مهندس موسوی ماند و خاتمی بسودش کناره گرفت، باز هم دو مشکل
عدیده برای اصلاح طلبان وجود دارد، آنهم اینکه اولا قشر جوان و
تحصیلکردگان جامعه آشنایی چندانی با مهندس موسوی و تفکر سیاسیش ندارند.
معضل ثانی آنکه عرفا و تجربا در هر نظام انتخاباتی، حالا فارغ از اینکه
کیفیت و درجه سلامتش چه میزان باشد، اکثریت رای دهندگان یک طیف به جز خط
مشی و سبقه و سویه سیاسی شخص ، کاریزما و گیرایی شخصیتی او را نیز در
نظر می گیرند. سئوال اینست: آیا جذبه مهندس موسوی به مقیاسی هست که بتوان
او را یک عنصر کاریزماتیک به شمار آورد که پتانسیل جذب و تجمیع آراء
طرفداران همچنان امیدوار اصلاحات را داشته باشد؟ پاسخ این سئوال و
باقی ابهامات پیرامون اعلام و کیفیت حضور مهندس موسوی را طی گذشت اندک
زمانی مثلا یک ماه آینده می توان بدست آورد. ولی آنچه مشخص است و من بر
آن تاکید دارم این حقیقتست، که اعلام نامزدی ایشان بخشی از یک تاکتیک از
پیش طراحی شده است که طراحان اصلی اش شخص مهندس موسوی و محمد خاتمی هستند.
حالا اینکه هدف این تاکتیک دقیقا چه می تواند باشد را باز هم اطمینان دارم
زمان مشخص خواهد کرد.
|