|
از ملی شدن نفت تا روز ملی فناوری (وارداتی) هسته ای محمد رضا شکوهی فرد mrshokouhifard@gmail.com
از
برکات گسترده انقلاب بهمن پنجاه و هفت یکی هم بازی با واژه های اصیل و
کلیشه ای کردن آنها ست. واژگانی نظیر ملت، ملی، وحدت، وطن، شهید و
................ . در حقیقت انقلابیون یا به تعبیر عرفای تحولات سیاسی ایران معاصر، مصادره کنندگان انقلاب بهمن، طی این سه دهه خاصه پس
از به تخت نشستن حجت الاسلام علی خامنه ای، با سوء استفاده از مضامینی که
در حوضه دید عمومی جامعه، معتبر و محترم بوده و کماکان نیز می باشد و قطعا
در آینده نیز خواهد بود، مساعی مستمر خویش را در جهت مصادره به مطلوب کردن
واژگان و تعاریف مذکور مصرف نمودند. حداقل
برای نسل من که قائدتا فرزندان همان خودزنی دسته جمعی بهمن سیاه هستیم،
شنیدن کلمات و عباراتی چون ملت و ملی و شهید و شهید پرور و ایثار و
.............. نه فقط در بردارنده نوعی احساس منفی است و چه بسیار زمانها
که گوشهامان را اذیت می کند، بل برانگیزاننده خشم توامان با نفرت از همه
آنهاییست که چنین عباراتی واجد اصالتی را از زبان آلوده به کذبشان برون می
تراوند و بک گراند تیره ای در ذهن عدیدی از اجتماع کلافه از جور و جفای حاکمیت نسبت به اعتبار چنین واژگانی پدید می آورند. مثال
واضح و روشنی که همین چند روز پیش دیگر بار این حس را در من و یحتمل
بسیارانی چون این بنده حقیر زنده نمود، به کارگیری واژه ملی در جمله مضحک
روز ملی فناوری هسته ای از سوی رسانه های دیداری و شنیداری جمهوری اسلامی
و مسئولین آن بود. باور
بفرمائید، اگر فردی مدعی شود از پس شنیدن این جمله و جملاتی از این جنس،
انبانی از کهیر وجودش را تسخیر می نماید، باید به محق بودنش رای محکم داد.
حاکمیت هر چند دیرگاهیست خود به خوبی دریافته که اغلب قریب به اتفاق جامعه ایرانی دیگر فریب این شعائر مجعول را
که همه گاه با هم آغوشی عباراتی از جنس ملی و ملت، سعی در صدور آن به
اذهان اجتماع ایرانی دارند را نمی خورد، اما در زمینه برنامه هسته ای خود،
تامه تلاش خویش را در جهت جا انداختن پروژه هسته ای جمهوری اسلامی به
مثابه یک حرکت ملی بکار بسته است و یقیینا بدور از واقع نگری است اگر
بگوییم، موفق نبوده است. اما
قطعا این یک موفقیت محدود، مقطعی و مستعد فروریزی است. تاریخ همواره ثابت
نموده است، هر آنچه در کالبد تعاریفی چون غروانگیز و افتخار آمیز نثار
جوشش های اجتماعی حال چه در حوضه دینی چه در حوضه ملی شده است، فلاشی از
حقیقت بوده است نه دروغ. استفاده چهار اسبه نظام از بازوهای رسانه ای خود البته بیشترین نقش را در این موفقیت مقطعی داشته است، اما اهم فی الاهم براهن چرایی تلاش
پیگیر و مجدانه حاکمیت در تلقین این دروغ که برنامه هسته ای نظام یک مسئله
ملی است، جدای از تجمیع حمایت داخلی به عنوان یک عقبه مستحکم اجتماعی از
برای برنامه هسته ای خویش در جهت خنثی سازی واکنشهای بین الملی نسبت به فعالیت های حساس
هسته ای رژیم، خریدن اعتبار هر چند کاذب از سوی جامعه به تنگ آمده ایرانی
برای نظام موقعیت تاریخی آن است. در واقع سیستم می خواهد در پس تثبیت
جایگاه ملی برای برنامه شبهه انگیزش، اینگونه وانمود نماید که اگر زمانی ایرانیان به ملی شدن صنعت نفت در اوائل دهه سی خورشیدی به عنوان مظهر غرور ملی معاصر خویش می نگریستند، اکنون فناوری ملی هسته ای جمهوری اسلامی نماد جدید و معظم تر غرور و افتخار ملی ایرانیان است. البته
پاسخ به چرائی این مسئله که دلیل آلترناتیو سازی کاذب نظام برای ملی شدن
صنعت نفت چیست، یقینا باز می گردد به نوع نگرش سیستم فعلی حکومتی به
موفقیت جاودانه ملی شدن صنعت نفت به رهبری زنده یاد دکتر محمد مصدق. رجعت
باز شناسانه به رویداد افتخار آمیز ملی شدن صنعت نفت در ایران بیش از
گذشته موید این حقیقت است که نگاه جامعه ایرانی به مسئله ملی شدن صنعت نفت
، نگاهی آگاهانه به یک حقیقت مدغن تاریخیست. حقیقتی که موجب می شود
ایرانیان ادعای دروغین تلاش های گسترده طیف مذهبیون بلاخص روحانیون را در
جهت مصادره دروغین رهبری و پیشبرد حرکت ملی شدن صنعت نفت در ایران به سخره
می گیرد و همواره بر نقش بی بدیل زنده یاد دکتر محمد مصدق و ملیون سکولار همراه آن عزیز در شروع، رهبری و هدایت این حرکت تاریخی تاکید می ورزد. به
شکل مشخص می توان اینگونه گفت، که راهبران نظام جمهوری اسلامی به عنوان
نمایه کامل طیف روحانیون و مذهبیون خاصه در دوره معاصر تاریخ ایران زمین،
هر چند از بدو پیروزی نکبت پنجاه و هفت سعی داشتند، ملی شدن صنعت نفت و
البته بسیاری دیگر از افعال مفتخرانه تاریخ میهن را به نام خود مصادره
نمایند، اما عمق و ژرفای شناخت جامعه از رویداد ملی شدن نفت تا بدان اندازه بود، که هیچگاه مجال و مجوز غصب این افتخار ملی را بدانان نداد. حاکمان
فعلی ایران به درستی دریافته اند که گرچه مدتهای مدیدی از آن واقعه مبارک
سپری شده است اما حقایق بعضا تلخ تاریخ بلاخص در مورد نقش مهرز و منفی
مذهبیون پیرو روحانیان در به فعل درآمدن کودتای 28 مرداد و مظلومیت ملیون
به رهبری جاوید یاد دکتر محمد مصدق را نه تنها بازماندگان نسل های گذشته
بلکه جوانان هم نسل من نیز در ذهن خویش به مثابه یک درس متدولوژیک تاریخی
به ارث برده اند. طنازی
طنز پردازان بی استعداد و همواره مبتدی نظام البته زمانی رنگی سیر تر و
مشخص تر به خود می گیرد که واقعیات فعلا پنهان برنامه به اصطلاح ملی هسته
ای رژیم، در مقابل انظار عمومی ایرانیان جلوه گر شود. آنزمان که این تصویر
سانسور شده مصور شد، بی شک بیش از آنکه سخره جامعه ایرانی را به دنبال
داشته باشد، مسبب نقش بستن تلخندی بر لب بسیارانی از ما ایرانیان خواهد
بود که به کدامین حق، حاکمان و هادیان نظام جمهوری اسلامی به خود اجازه
داده اند طی این سالها میلیاردها دلار از جیب ملت خرج واردات و خرید
دانشمندان و تجهیزات کره ای ، روسی ، پاکستانی و چینی نمایند با این هدف
ناگفته و مستتر که روزی دست یابند به سودای دیرینشان سلاخ هسته ای آنهم نه
از برای استفاده در مسیر دفاع از میهن بل از سر نگرانی پیرامون طول و عرض زمانی و مکانی بقاء قدرت اهریمنی و بد شگونشان.. آقایان در دستگاه سیاست گذاری نظام جمهوری اسلامی باید
بدانند، اعمال این گونه شیوه های پوسیده در تحریف و تخریب وجهه نهضت ملی
نفت، از قبیل تحت الشعاع قرار دادن این واقعه مهم تاریخی با تاریخ سازی ها
و نماد سازی ها و قهرمان سازی های به غایت مضحکی چون گرامیداشت روز ملی
فناوری وارداتی( هسته ای) بیش از آنکه برآورنده سودای سراب مانندشان باشد،
مسبب و نمودار کننده سکانسی دیگر از بی آبروئی های شان نزد اذهان بیدار
ایرانیان خواهد بود.
|